من کلاس اول بودم؛ روز اول مدرسه معلمم منو فرستاد دفتر قیچی ببرم براش. بعد اونجا ازم پرسیدن:«اسم معلمت چیه؟» که بعدا ازش قیچیو پس بگیرن.
حالا من یادم بود فامیلیش اسم یه سبزی بود؛ اما هرچی فکر کردم یادم نیومد. گفتم: «خانم گیشنیز.»
خانم جعفری بود. :)))))))))))))))))))))))))))
@tarrkhoon; ִֶָ
مَنو اسراف کردی، احترامم رو، دوست داشتنمو، قلبمو، حتی تنم رو. در حالی که من قدر ذرهذرهتو میدونستم.
@tarrkhoon; ִֶָ
میدونی منتظر چی ام؟
شبهای زمستون، آسمون قرمزه، پنجره رو باز میکنی، کوچه سفید شده و صدای هیچی نمیاد، سکوت و سکوت و بارش برف...
@tarrkhoon; ִֶָ
ابولفضل بزنه به کمرت که هم با بودنت میتونی ناراحتم کنی هم با نبودنت.
@tarrkhoon; ִֶָ
این روزا مد شده که میگن : نجات دهنده در آینه است.
اما داستایوفسکی یکبار گفته : در آغوشم بگیر و نجاتم بده ، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها میبینمش.
@tarrkhoon; ִֶָ
یه وقتایی خدا یه جوری حلش میکنه که انگار بین این همه، فقط صدای تو رو شنیده!
امیدوارم که امروز نوبت تو باشه عزیز دلم...
@tarrkhoon; ִֶָ
سادگیم را، یکرنگیم را به پای حماقتم نگذار،
انتخاب کردهام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم
وگرنه دروغ گفتن و بد بودن و آزار و فریب دیگران آسانترین کار دنیاست...
@tarrkhoon; ִֶָ
تو قلب کسی رو شکستی که تو اوج فروپاشی روانی خودش، سعی میکرد حال تورو خوب کنه.
@tarrkhoon; ִֶָ
«بیش از حد مستقل شدن یک واکنش دفاعی در برابر ناامید شدن مداوم است.»
@tarrkhoon; ִֶָ