بگذار بگویند و بگویند و بگویند،
بگذار ببرند و بدوزند و بپوشند،
تو بخند،
گوش بده،
خیره بمان،
هیچ مگو...
@tarrkhoon; ִֶָ
من نظر دوستامو میپرسم که اگه با من هم نظرن با خیال راحت و اگه هم نظر نیستن با استرس و عذاب وجدان کار خودمو انجام بدم.
@tarrkhoon; ִֶָ
من اگه هزار باره دیگ برگردم عقب بازم دست میزارم رو تو و میگم من همین عقب مونده رو میخوام.
@tarrkhoon; ִֶָ
یکهو به قدری ناراحت میشم و پرت میشم تو گودال غم و ناراحتی، انگار من نبودم که همین چندساعت پیش میخندیدم و میو.
@tarrkhoon; ִֶָ
یادآوری برای شما از متن آقای والت ویتمن:
به هر آنچه جانت را می آزرد و روحت را خوار میدارد، با صلابت نه بگو.
@tarrkhoon; ִֶָ
من در واقع چیز زیادی ندارم، به تو بدم
چای هست، اگر می نوشی
من هستم، اگر عشق میورزی
راه هست، اگر رهگذری
همین..!
@tarrkhoon; ִֶָ
چقدر باحاله؟ که همون خدایی که کوه هارو ساخته، جنگل هارو ساخته، ستاره هارو ساخته، خدایی که کل جهان هستیو طراحی کرده، به زمین نگاه کرده ، و میدونسته یدونه از "تو" هم لازمه:)
@tarrkhoon; ִֶָ
حالا پاییز چسبیده به پنجره و از این همه قشنگیش، دلتنگیش به ما رسید.
@tarrkhoon; ִֶָ
از بس که خدا عاشق نقاشی بود
هر فصل به روی بوم، یک چیز کشید
یک بار ولی گمان کنم شاعر شد...
یک گوشه ی دنج رفت و پاییز کشید!!!🍂
@tarrkhoon; ִֶָ