داشتم نوت گوشی قبلیم رو بررسی میکردم و دیدم سال ۱۴۰۰ یجا نوشتم: " اشکی که پنجشنبه شب ساعت دو ۲۷ خرداد ریختم رو یادم نمیره " و من یادم رفته که چرا همچین اشکی ریختم!
@tarrkhoon; ִֶָ
آرزو میکنم اون مشکلی که تو دلته و به هیشکی نمیگی یه جوری حل بشه که فکرشم نکنی.
@tarrkhoon; ִֶָ
دلم یکی رو میخواد که باهم زبان بخونیم.
باهم مقاله بنویسیم.
باهم مطب بزنیم.
باهم کار کنیم، سفر بریم، عکس بگیریم، بخندیم.
شایدم یه روزی مهاجرت کنیم.
ولی از تنها فکر کردن خستم.
دلم واقعا یه همراه میخواد برای برنامههام :(
@tarrkhoon; ִֶָ
امروز یه کلمه ی جدید یاد گرفتم به اسم "گِس لایت" یعنی کسی شمارو می رنجونه و بعد قانعتون می کنه که تقصیر خودتون بوده. یجور که فکر کنید خیلی حساسید یا حتی به عقل خودتون شک می کنید.
@tarrkhoon; ִֶָ
تو میتونستی چشمایی که تا ابد فقط تورو میبینه و پاهایی که وقتی اسمت وسط باشه تا اخر دنیا میاد و قلبی که تا ابد میخواد توش باشی و داشته باشی؛ ولی تو متاسفانه لیاقت هیچیو نداشتی.
@tarrkhoon; ִֶָ
کیک تولدمو فوت کردمو آرزو کردم که تو بیای، نیومدی
ساعت جفت شد آرزو کردم که بیای، نیومدی
شهاب سنگ دیدم آرزو کردم که تو بیای، نیومدی
من از هر فرصتی استفاده کردم و آرزوت کردم، اما چرا تو نیومدی؟
من تورو خیلی آرزو کردم، نیومدی…
@tarrkhoon; ִֶָ
من دارم سخت ترین کار دنیا رو میکنم
چون هم غمگینم، هم امیدوار..
هم دلتنگم، هم پر از امید..
هم خسته ام، هم پر از تقلا برای زندگی کردن..
امیدوار بودن یه وقتایی، تو یه موقعیتهایی بزرگترین و سخت ترین کار دنیاست.. ✨
@tarrkhoon; ִֶָ
غذا پختن برا زید خیلی جالبه، مثل یک موجود درنده کل غذاشو میخوره، ساعت ها قربون صدقه خودت و دستپختت میره و بعدشم خودت و برای جبران قورت میده.
@tarrkhoon; ִֶָ