خلاصه بگم:
او حسی را در مَن ایجاد کرد که هیچکس، هیچوقت نتوانست حتی ذره ای مشابه آن را در من ایجاد کند...!
@tarrkhoon; ִֶָ
با من حرف بزن. از روزمّرهت برام بگو؛ من دلم میخواد بدونم کِی از خواب بیدار شدی، دیشب چه خوابی دیدی، صبح چایی خوردی یا قهوه، کتاب چی خوندی، فیلم چی دیدی، موزیک جدید چی گوش کردی. برام از کارت بگو، از مشکلاتت، از آرزوها و رؤیاهات. باهام حرف بزن؛ من بندهٔ لحظات گفتوگو با توأم.
@tarrkhoon; ִֶָ
اما من بار آخری که بهت گفتم دیگه تموم شد دروغ گفتم، باز یهکم امید ته دلم مونده بود ولی تو هیچوقت برنگشتی و تلاش نکردی:)
@tarrkhoon; ִֶָ
من همیشه تو هر چیزی زیادهروی کردم؛
تو غصه خوردن،
تو دوست داشتن،
تو تلاش کردن،
همیشه بیش از حد نگران همه چیز بودم…
@tarrkhoon; ִֶָ
"عاشق بودن" هم خیلی جالبه بچها ، اینکه یکی همش گوشه ذهنت باشه و دلت بخواد بهش فکر کنی، اینکه هربار ببینیش قلبت تند بزنه، پروانه های دلت بال بزنن و لبخند بیاد روی لبت. اینکه دوست داشته باشی آینده و زندگی تو باهاش تجسم کنی. زندگی بدون اون خیلی خاکستری و بی رنگ و روح و خسته کنندس واقعا و نمیدونی قبل از آشنا شدن با اون حتی چطوری زندگی میکردی:))))
@tarrkhoon; ִֶָ
محمود درویشم همین حین میگه:دلتنگی آن است که جسمت نتواند به جایی برود که جانت به انجا میرود:)
@tarrkhoon; ִֶָ
کاش یکی بیاد بزنه تو گوشم، مجبورم کنه برم کتابخونه، غرق درس بشم، گوشیمو بذارم کنار و فکرمو متمرکز کنم روی کتابام. حداقل کاش یکی باشه مدام بهم انگیزه بده تا بتونم خوب و تمیز شروع کنم و جلو برم.
خدایا! هلپ می...
@tarrkhoon; ִֶָ