📚به مناسبت روز کتاب و کتابخوانی📚
#عباس_احمدی
من یار مهربانم، اما کمی گرانم
چون جنس باد کرده، در دست ناشرانم
در کل به قول ایشان، کم سود و پر زیانم
من گرچه اهل ایران این ملک شاعرانم
زیر هزار نسخه، باشد شمارگانم
مانند حال زائو، در وقت زایمانم
یا لنگ فیلم و زینکم، یا گیر این و آنم
گیرم اگر مجوز، من یار پند دانم
از این ممیزیها، سرویس شد دهانم!
اغراق اگر نباشد، صفر است راندمانم
یک روز رفتم ارشاد، با این قد کمانم
گفتم بده مجوز، ای راحت روانم
گفتا تو را برادر، یک سال میدوانم
در تو عقایدم را، با زور میچپانم
گفتم نمیتوانی، گفتا که میتوانم
گفتم کنم شکایت، گفتا که بر فلان....
از حرفهای او سوخت، تا مغز استخوانم
من یک کتاب خوبم، عشق است ترجمانم
نه عامل خلافم، نی در پی مکانم!
محبوب اهل فکرم، منفور طالبانم
من خواستار مشتی، آزادی بیانم
خواننده گر کوزت شد، من ژان وال ژآنم!
من وارث پاپیروس، از مصر باستانم
هم خبره در سیاست، هم اقتصاددانم
بسیار حرف دارم، با آنکه بیزبانم
شاگرد فابریکِ، جبار باغچهبانم
درد دلم شنیدی؟ ای خر! بخر بخوانم
.... از بسکه شعر گفتم، کف کرد این دهانم
حسن ختام بیتی است، کآمد نوک زبانم
از خطه بیابان گفته سعید جانم:
" من شاعری جوانم منهای گیسوانم"!
🔗🔗🔗
آدرس منبع:
https://ayateghamzeh.ir/Poem/ID/176/%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86
#خوانش_اشعار_طنز
#مخزن_الاشرار
#رویداد_های_طنز_روز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
@tarzetanz
📚 از مثنوی #دانشگاه_نامه 👨🎓
#عباس_احمدی
📝باب دهم: در مدرک دوستی و مدرک گرایی رجال و مدیران 📄
به نام خالقی که مهربونه
اگر ما اُشتریم، او ساربونه
نه معیارش سواد و پول و پُسته
خداییش این خدا کارش درسته
الهی کن مدد در ماه روزه
نگردد بنده روزه، رفوزه
📕📕📕
یکی از مشکلات ملک ایران
بود مدرک گرایی مدیران
اگر چه شغل ایشان اختصاصی است
ولی بیمدرکی هم بیکلاسی است
نماینده اگر دکتر نباشد
زبانش تیر و دستش پر نباشد
خداییش آنکه عنوانش وزیر است
بدون دکترا حرفش حقیر است
اگر بیدکترا کابینه باشد
شُل و وارفته چون خاگینه باشد
چگونه او طلا را میکند مس
وکیلی که نمیباشد مهندس؟
خدا را شد بعد از جنگ، کمکم
مسائل جمله حل شد، این یکی هم
رئیسان، آن زمان با قصد قربت
رعایت تا شود اصل عدالت
بفرمودند زین افراد مخلص
نماند یک نفر اُمّی به مجلس
عطا گردید با اصرار و زوری
به ایشان مدرک غیر حضوری
اعاظم نیز بگرفتند باری
فراوان دکترای افتخاری
ز دانشگاه ملی یا که آزاد
مُدرَّک! شد مدیر شاخ شمشاد
ز دکتر شد فضای مملکت پر
معمّم دکتر و سردار، دکتر
وکیل و قاضی و علامه و شاه
همه دکتر شدند الحمدالله!
صد البت در مقابل اوستادان
گرفتند امتیازات فراوان
به دانشگاه میرفتند لُردی
مدیران خدوم راهبردی
رجال با لیاقت هم در این بین
شدند استاد با یک طرفةالعین
به واقع، اونکه این مدرک باهاشه
نمیشه هیئت علمی نباشه
گروهی نیز در ایران نماندند
به ملک کفر، نخل حق نشاندند
به عشق خدمت فوری به میهن
روان گشتند تا پاریس و لندن
چنین مدرکگرایی باب کردند
گرفته مدرکی و قاب کردند
ولیکن خشت اول شد بنا کج
به قول شاعر اخلاق، ایرج:
« از آن گویند گاهی لفظ قانون
که حرف آخر قانون بود نون»
🔗🔗🔗
منبع:
(دانشگاهنامه. عباس احمدی. صفحه ۴۳ تا ۴۶)
#روز_دانشجو
#خوانش_اشعار_طنز
#رویداد_های_طنز_روز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
@tarzetanz
📖 باب چهاردهم: در کجفهمی معنای تولید علم و تحقیقات غیرکاربردی👨🎓
#دانشگاه_نامه
#عباس_احمدی
الهی رحم کن بر حال زارم
مکن محتاج نامرد و دلارم
همان که نرخ نحسش تا فضا رفت
و دودش توی چشم اغنیا رفت
🔸
همانگونه که میدانید امروز
بود تولید علمی، مبحث روز
ولیکن عدهای بد فهم کردند
ازین تعبیر، وارون وهم کردند
گمان کردند ایشان بیمقاله
رسیدن تا به غربیها محاله
بکوشیدند و آی اس آی دادند
و در رنکینگ، خود را جای دادند
خلاصه کمکم افزون شد مقالات
شد آباد از ریال ما، مجلات
بسا ژورنال هندی یا فرنگی
بدون داوری، فوری، پلنگی
گرفته پول و فوراً چاپ کردند
به شادی سایت خود را آپ کردند
دل کفار و استکبار خون شد
به دنیا رتبهی ایران فزون شد
به تحقیقات تخم هندوانه
شد ایران اولِ خاورمیانه
مدیران پشت هم آمار دادند
به دست پول ایران، کار دادند
ز تحقیقات غیر کاربردی:
«دیاگرام کش شلوار کُردی
دو تا تحقیق روی سمّ یابو
و یا تأثیر سرمه روی ابرو
انرژی هستهای از دید عرفان
دلیل مشکلات چین و تایوان
جهان از دیدگاه دکتر ارنست
گرانیّ بخاری در بخارست»
گروهی هم به تاراج آمدندی
به ملک علم، دیلماج آمدندی
و دارالعلم ما اینسان فشل شد
به دارالترجمه گویا بدل شد
به کار مملکت شاید نیاید
ولی در جیبشان اسکن بزاید
تقلب باب شد در دادهسازی
که شد با آبروی علم، بازی
نباشد معنی تولید علم این
اگر این است، صدرحمت به داروین!
📎📎📎
منبع:
(دانشگاهنامه. عباس احمدی. صفحه ۵۹-۶۱)
#خوانش_اشعار_طنز
#رویداد_های_طنز_روز
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
@tarzetanz
👌یکی از سوالات ثابت و همیشگی جوانان و نوجوانان علاقهمند به حوزهی طنز و شوخطبعی، معرفی کتاب مناسب و منسجم برای آموزش نکات کلیدی و شگردهای طنزپردازی بوده و هست که بنده این دو اثر ارزشمند را معرفی میکنم.
📚📚📚
#اسماعیل_امینی
#عباس_احمدی
#معرفی_کتابهای_طنز
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖مثنوی دانشگاهنامه✍
#دانشگاه_نامه
#عباس_احمدی
🔹باب هفدهم🔹
🔸در بیان مزایا و مضارّ سنت حسنهٔ تقلب🔸
به نام خالق خیر و درستی
خداوند وقار و تندرستی
به یادم هست در ترم بهاره
گرفتم مچ ز یک آتیشپاره
که وقت امتحان بود آن گلاندام
کفِ دستش پر از اعداد و ارقام
به دست دیگرش مانند انجیل
یکی طومار مشحون از فرامیل!
تغیّر کردم و گفتم به تندی
که: «ای دختر که خیلی هم بلوندی!
نمیدانی که این کاری حرام است؟»
جوابم داد: «این حرفا کدام است؟
تقلب خود به غیر از مشورت نیست
عزیزم، مشورت که معصیت نیست
تقلب افتخار عالمان است
تقلب شیوهٔ مستضعفان است
بلی ما هم فقیر علم هستیم
خراب نمره و جزوه پرستیم
تقلب چیست؟ ایثاری اثیری
ز یک شاگرد تنبل دستگیری
به آنی از کرج تا برمه رفتن
رهِ صد ساله را یک ترمه رفتن
زکات علم میباشد تقلب
برات حلم میباشد تقلب
بسا با یک جواب زیر پایی
گشوده گشته باب آشنایی
جواب تستها بر هم گشودند
سپس با یکدگر وصلت نمودند
مراقب کیست؟ یک جاسوس مزدور
که میگوید منم مأمور و معذور
مراقب به که با ما یار باشد
همیشه محرم اسرار باشد!
تقلب کن برادر تا توانی
که تا مثل خودت در گِل نمانی
چرا این قدر اخلاق تو گند است؟
که از تو بوی الرحمن بلند است
تقلب منحصر در امتحان نیست
فقط مختص ما دانشجویان نیست
بسا شخصا که با قلب حقیقت
رسیده بر منال و مال و مکنت
بسا کاسب که با سوگند دینی
به تو قالب کند یک جنس چینی
خلاصه گفت و گفت آن بچه قرتی
برایم خواند آخر یک دوبیتی:
«دلی دارم خریدار تقلب
کز او گرم است بازار تقلب
لباسی بافتم بر قامت دل
ز پود عشوه و تار تقلب»
🔗🔗🔗
منبع:
(دانشگاهنامه. عباس احمدی. صفحات۷۱-۷۴)
#طنز_سیاسی
#طنز_و_اخلاق
#روز_دانشجو
#خوانش_اشعار_طنز
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan