eitaa logo
طرز طنز
64 دنبال‌کننده
130 عکس
6 ویدیو
2 فایل
ارائه مطالب ادبی - پژوهشی در حوزه ادبیات طنز - ارتباط با مدیر کانال: @chapaak
مشاهده در ایتا
دانلود
📚علاقه‌ی تضاد، مبنای استعاره‌ی تهکّمیه🤓 🔸به‌این معنی که واژه‌یی را درست در معنی ضد آن به‌کار برند و مثلاً به‌جای افتضاح بگویند: عالی! و به‌جای بداقبالی بگویند: مژده! و یا به فرد ضعیف بی‌دست و پایی رستم دستان اطلاق کنند. تضاد کامل را قدما از مقوله‌ی شباهت محسوب کرده و به‌این‌گونه مجاز، استعاره‌ی تهكّميه یعنی استعاره‌ی ریشخند می‌گفته‌اند؛ زیرا این مجاز برای‌استهزا و سخره به‌کار می‌رود، چنان‌که در قرآن مجید آمده است: 🔹 فَبَشِّرْهُمْ بِعذابٍ اَليـم. یعنی: ای پیغمبر کافران را به عذاب سخت بشارت ده!»🔹 ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق؟ گفتم ای خواجه‌ی عاقل هنری بهتر از این؟! [حافظ] که مراد از خواجه‌ی عاقل در مقام طنز، خواجه‌ی نادان است. 🖇🖇🖇 منبع: (بیان و معانی. سیروس شمیسا. صفحه۳۰) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖هنر در انتخابات📽 📝مؤسسه‌ی تبلیغاتی و سینمایی «جینگیلی مَستون» آمادگی خود را برای ساختن فیلم‌ها و سریال‌های تبلیغاتی نامزدهای انتخابات اعلام کرد. طبق اعلام روابط‌عمومی این مؤسسه، کلیه‌ی نامزدهای انتخابات اعم از چپ، راست، یه‌وری و بی‌طرف می‌توانند از امروز با در دست داشتن مدارک نامزدی خود، با مراجعه به‌ این مؤسسه و پر کردن فرم‌های مربوطه فیلم تبلیغاتی خود را در ژانرهای ملودرام، معمّایی، جنگی، علمی - تخیلی، معناگرا، مخاطب خاص و نیز ژانرهای ترکیبی سفارش دهند. در ضمن این مؤسسه این امکان را فراهم کرده است که بازیگران دلخواه و مورد علاقه‌ی هر نامزد، در نقش مقابل وی به ایفای نقش بپردازند. 📎📎📎 منبع: (وقایع اختلافیه. امیدمهدی‌نژاد. صفحه۳۴) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚همسانی‌های محتوایی در شعر و با تأکید بر سه مفهوم عشق، اعتراض و طنز✍ بخش اول✏️ 🔸اعتراض به نالایقان و بی‌دردان🔸 قزوه به گمنامی شهیدان، ثروت‌اندوزی شیادها با نام آنان و سکوت دین‌فروشان دنیادوست و مردان بی‌تحرک و تأثیر، معترض است: 🔹 سخت گمنامید، اما ای شقایق سیرتان کیسه می‌دوزند با نام شما شیادها (قزوه، ١٣٨٤ : ١٨) 🔹 هلا دین‌فروشان دنیاپرست! سکوت شما پشت ما را شکست (همان : ۲۷) 🔹 آی مردان چُرت مردان خط و خط بازی مردان خرناسه هنوز نیزه‌های شکسته برجاست... (همان : ٦٢) 🔹 سمیح هم در این مورد دقیقاً چون قزوه می‌اندیشد: انهض/و لا تنهض/فاشباه الرجال/كما عهدت على‌الرجال اباطره... (القاسم: ۱۹۹۳ ج۳ ص۱۹۰) برخیز! که مردواره‌ها/همچنان بر مردها سرورند! / ... (بيدج، ١٣٧٣ : ٢٥) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚همسانی‌های محتوایی در شعر و با تأکید بر سه مفهوم عشق، اعتراض و طنز✍ بخش دوم✏️✏️ 🔸اعتراض به اروپاییان و غربیان معاند🔸 نگاه شعر دوره‌ی جنگ در کشور ما به مرزها محدود می‌شد. بعد از جنگ اعتراضش به دشمن داخلی بود، اما در مرحله‌ی سوم است که اعتراض شاعران داخلی با اعتراض شاعران دیگر کشورها درهم می‌آمیزد و ادبیات پایداری شکل می‌گیرد. قزوه در همنوایی با شاعران معترض دیگر ملت‌ها به‌ویژه شاعران فلسطینی چنین می‌گوید: 🔹 گوساله را با خوک، جمع کن نجاست را با سیاست آمریکایی تا مثل من بدت بیاید از قصاب پسر از چاقوی سیاست بدت بیاید از آریل شارون و رایس... (قزوه، ١٣٨٤ : ١٤٨) 🔹 ای خدای آفریننده‌ی موسی و فرعون با هم که قادری جرج کوچک را به یک گنجشک یا یک سوسمار بدل کنی... (همان: ۱۵۳) سميح به سیاست‌های نظامی و اقتصادی دولت امریکا اعتراض می‌کند: 🔹 تلک سمفونيه الكاوبوى/تعزفها اساطيل الخرافه/فى طقوس الصم/تعزفها على اوتار قلبک انت/موعظه من الشركات/والبورصات والثكنات... (القاسم، ۱۹۹۳: ج ۳ ص ۱۸۳) این سمفونی گاوچران‌هاست/که ناوگان‌های موهومش می‌نوازند/بر تارهای قلب تو/در فصل‌های ناشنوایی/موعظه‌گونه، می‌نوازندش/از سوی شرکت‌ها/و بازارهای بورس و سربازخانه‌ها... (بيدج، ۱۳۷۳ : ۲۲) سمیح در شعری با عنوان «اروپاییان» می‌سراید: 🔹 يخرجون مساءً لنزهتهم فى‌الحدايق الكلاب المدلله الناعمه حولهم والصغار النظيفون بفترينه حالمه... (القاسم، ۱۹۹۳ : ج ۳ ص ٢٥٨) عصرها/برای گردش به پارک می‌روند/ سگ‌های نازپرورده ملوس/بر گردشان/و کودکان تمیز که به ویترین‌های رؤیایی می‌چسبند.... (بيدج: ١٣٧٣ : ٤٨) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚همسانی‌های محتوایی در شعر و با تأکید بر سه مفهوم عشق، اعتراض و طنز✍ بخش سوم✏️✏️✏️ 🔸اعتراض به سازمان‌های جهانی و حقوق‌بشری منفعل و سکوت آن‌ها در برابر ظلم🔸 قزوه از رئیس‌جمهور آمریکا[بوش] و شورای امنیت گله می‌کند: 🔹 از بوش و گوسفندهای مرینوس و شورای امنیت بدم می‌آید و دارد سرگیجه می‌رود اعصابم‌‌... (قزوه، ١٣٨٤ : ١٥٢) و سازمان ملل را از یک بادمجان بی‌خاصیت‌تر می‌داند و شورای امنیت را بازیچه‌ی قدرت‌ها: 🔹 ای خدای آفریننده‌ی بادمجان و سازمان ملل خدای آفریننده‌ی شورای امنیت و منچ؟... (همان: ۱۵۳) 🔹 حالا قطاری از سلام در زیر خاک، راه می‌افتد و می‌رسد چه زود به کربلا به وادی‌السلام نجف این قطار را نه سازمان‌ملل می‌بیند نه ماهواره‌ها فقط او می‌بیند و شاعران!... (همان: ۱۸۲) سمیح هم از گوش ناشنوای شورای امنیت ناله سر می‌دهد: 🔹 ناديت من عشرين عام/يا مجلس الامن المقره - آه-/من عشرين عام (القاسم ، ٦٣٥:١٩٨٧) بیست سال است فریاد می‌کنم/ای شورای محترم امنیت/آه، بیست سال است/فریاد می‌کنم/... (بيدج، ١٣٧٣ : ٤٢) سمیح در شعری با عنوان «به تمام مردان شیک پوش در سازمان ملل» اعتراض خود را عمیقاً ابراز می‌کند: 🔹 ايها الساده من كل مكان/ربطات العنق فى عز الظهره/ والنقشات المثيره/ما الذي تجديه في هذا الزمان؟/...ايها الأحذيه اللامعة الاسودا من كل مكان/نقمتي اكثر من صوتي/... (القاسم ۱۵:۱۹۸۷) آقایان در هر کجا که هستید/کراوات‌هایتان در گرمای روز/ و نقشه‌ی خیال‌انگیز/چه سودی دارند امروز؟/...ای کفش‌های سیاه براق در هر کجا که هستید/خشمم بزرگتر از صدای من است/... (بيدج، ۱۳۷۳ : ٤٦٩٤٧) 🔹 في الخامس/من شهر حزيران الماضى/طار جميع القتلى الامم المتحده/ واشتركوا بالجلسه غير العادية/... (القاسم ٤٢٨:١٩٨٧) در پنجم ژوئن/تمام کشتگان/به سازمان ملل پرواز کردند/تا در جلسه فوق‌العاده شرکت کنند!/... (بيدج، ١٣٧٣: ٥٣) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚همسانی‌های محتوایی در شعر و با تأکید بر سه مفهوم عشق، اعتراض و طنز✍ بخش چهارم✏️✏️✏️✏️ عنصر غالب بعضی از سروده‌های این دو شاعر، «طنز» است؛ یعنی با طنز شروع می‌شود؛ ادامه می‌یابد و با طنز پایان می‌پذیرد. البته طنز غالباً با عنصر اعتراض در این کارها به‌هم آمیخته است. این اشعار چون طولانی است به آوردن پاره‌هایی از آن‌ها بسنده می‌شود: 🔹 و تهمت، صله‌ی شعرهای من شد! دلتنگ نیستم و کفی بالله شهیدا ببخشید اگر پایم را از گلیمم بیشتر دراز کردم تقصیر کوچکی گلیم بود!... شاعر در میتینگ‌های ادبی از سالن‌های مجلل سر در می‌آورد شاعر وقت‌شناس باید فقط زیبایی‌ها را ببیند مهم نیست اگر صندلی‌های چرخ‌دار چرخ غرور می‌زنند مهم نیست اگر به اسلام وصله‌ی ناجور می‌زنند شاعر باید مگسش را بپراند شاعر باید چشمش کور باشد... (قزوه، ٥٠:١٣٨٤) 🔹 دیروز در خیابان زنی را دیدم که مانتوهای سبک سامورایی را تبلیغ می‌کرد با آستین‌های تنگ مخصوص آنان که با تیمم نماز می‌خوانند و تاجری سه‌تیغه را که به مرد شش میلیون دلاری محل نمی‌گذاشت هزار تا چاقو می‌ساخت همه‌اش را احتکار می‌کرد در یک گوشه مردم با دو حلقه لاستیک، خوشبخت می‌شدند... (همان:۵۳) 🔹 ...ملت یتیم می‌شد اگر این مشت زن نبود دولت یتیم می‌شد اگر آن برادران نبودند سیاست یتیم می‌شد اگر این «مادموازل» نبود خانقاه غیرانتفاعی مجهز به شومینه و شعر و یاهو مریدهای تمام وقت می‌پذیرد... (همان: ۹۱) سمیح با اضافه کردن کلمه‌ی «قدیم» به شورای‌امنیت گویی می‌خواهد بی‌تأثیری آن را در حال حاضر نشان دهد: 🔹 یا مجلس الامن القديم/صوتی یجییک زهره حمرا/من حقل الجريحه/فالى اللقاء... الى اللقا/ يا مجلس الامن القديم/... (القاسم، ٦٣٦:١٩٨٧) ای شورای قدیم امنیت/صدای من/چونان گلی سرخ/به‌سوی تو می‌آید/از کشت‌زار جنایت؛ پس به امید دیدار/به امید دیدار/ای شورای قدیم امنیت... (بيدج، ٤٣:١٣٧٣) 🔗🔗🔗 منبع: (دوفصلنامه مطالعات تطبیقی فارسی‌ عربی. سال۵. شماره۷. بهار و تابستان۹۹. صفحات۸۷-۱۰۸) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚حرف‌گیری🤐 🔸حرف‌گیری( = Cavil ; criticism) عیب‌گیری، عیب‌جویی، انتقاد. سعدی گوید: دو کس بر حدیثی گمارند گوش از این تا بدان ز اهرمن تا سروش یکی پند گیرد دگر ناپسند نپردازد از حرف‌گیری به پند (بوستان، ۲۰۰، چاپ فروغی) 📝 همو گوید: بگویند از این حرف‌گیران هزار که سعدی نه اهل است و آمیزگار روا باشد ار پوستینم درند که طاقت ندارم که مغزم برند (بوستان، ۳۵۳) 📝 نظامی گوید: خدايا حرف‌گیران در کمین‌اند حصاری ده که حرفم را نبینند سخن بی حرف نیک و بد نباشد همه‌کس نیک خواهد خود نباشد ولی آن کز معانی بانصیب است بداند کاین سخن طرزی غریب است اگر شیری غریبان را میفگن غریبان را سگان باشند دشمن (خسرو و شیرین، ۴۶۶، وحید) 📝 بسنجید با این سخنِ لطیف که ابن‌ابی‌الحدید آرد: ... اِعْلَمْ مَنْ تَصَدَّى لِلْعَيْبِ وَجَدَهُ، وَ مَنْ قَصَّرَ هَمَّتَهُ عَلَى‌ الطعن على‌ الناس أنفَتَحَتْ لَهُ ابواب كثيرة، و السعيد مَنْ أَنْصَفَ مِنْ نَفْسِهِ، وَ رَفَضَ الهَوَى وَ تَزَوَّدَ‌ التقوى...» هرکس عیب بجوید البته آن را می‌یابد و هرکس که همت خود را مقصور به طعنه‌زدن بر مردم سازد ابواب زیادی بر او گشوده می‌گردد و حال‌آنکه نیک‌بخت کسی است که از پیش خود انصاف دهد و از هَوَی بپرهیزد و پرهیزگاری را توشه‌ی راه خود سازد. (شرح نهج البلاغه، ۱۸۱/۱۲-۱۸۲، محمد ابوالفضل ابراهيم) 🖇🖇🖇 منبع: (تاریخ طنز و شوخ‌طبعی در ایران و جهان اسلام. علی‌اصغر حلبی. صفحه۱۱۹) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📕طنزآوری‌ در غزل‌های سعدی✍ ای روبهک چرا ننشینی به‌جای خویش با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش دشمن به دشمن آن نپسندد که بی‌خرد با نفس خود کند به مراد و هوای خویش از دست دیگران چه شکایت کند کسی سیلی به‌دست خویش زند بر قفای خویش دزد از جفای شحنه چه فریاد می‌کند گو گردنت نمی‌زند الا جفای خویش خونت برای قالی سلطان بریختند ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق بهتر ز دیده‌ای که نبیند خطای خویش چاه است و راه و دیده‌ی بینا و آفتاب تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش چندین چراغ دارد و بی‌راه می‌رود بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش با دیگران بگوی که ظالم به چه فتاد تا چاه دیگران نکنند از برای خویش گر گوش دل به گفته‌ی سعدی کند کسی اول رضای حق طلبد پس رضای خویش 🔸از آغاز شعر معلوم است که با سرزنشی طنزآمیز مواجهیم. روباه حقیری که با شیر زورآزمایی کرده و سزای خویش دیده است، بقیه‌ی ابیات نیز از وضعیتی مضحک حکایت دارند. کسی که به خودش پس‌گردنی می‌زند. دزدی که موجب مرگ خود می‌شود، چون به بوریای(=حصیر...) خود قانع نبوده و هوس قالی سلطانی دارد و بر همین سیاق ظالمی که برای دیگران چاه کنده و خود به چاه افتاده است. به‌ویژه تصویر کسی که با چندین چراغ به بیراهه می‌رود و توصیه به اینکه بنشین و با خونسردی نگاهش کن و بگذار تا بیفتد. 📎📎📎 (لبخند سعدی.اسماعیل امینی.ص۱۰۵) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📝شعرهای فرانو📌 📗لایک👍 کار گرگ، دریدن و خفه‌کردن است کار کفتار، مرده‌خواری گوسفندی تعریف می‌کرد: سگ گله اگر غرق اینستاگرام نمی‌شد چوپان بیچاره رسوای کتاب‌های درسی نبود! (صفحه٣٩) 📚📚📚 📙سلبریتی‌ها🤳 صوفیان می‌چرخند و مثل پیچ در خاک فرو می‌روند عارفان اما ثابت می‌مانند و به آسمان می‌رسند برای صوفیان یک قونیه قرص ماشین بیاورید گیوه‌هایشان را گریس‌کاری کنید تا به حفاری خود ادامه دهند با عارفان کاری نداشته باشید ثوابت، از سبک‌سری سیارات ستاره می‌شوند! (صفحه٣٠) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚آلازون= Alazon 🥷 📝معادل‌های دیگر: خود فریب، سرباز لاف زن 🔸آلازون همراه با آیرون و لوده، جزو سه شخصیت قراردادی کمدی‌های قدیم یونان است. آلازون مردی بلوف‌زن، ترسو و خودفریب است که در تقابل با آیرون قرار می‌گیرد. Braggadaccio معادل انگلیسی آلازون یونانی است. Braggadaccio از واژه‌ی brag به معنى لاف‌زدن یا braggart به‌معنی لاف‌زن، همراه با پسوند اضافی(augmentative) ایتالیایی occio - ساخته شده است. 🔸این شخصیت اولین بار در نمایشنامه‌ی «پهلوان‌پنبه» اثر پلاتوس، نمایش‌نامه‌نویس روم باستان، ظاهر شد. نیکولا اودال، اولین نمایش‌نامه‌نویس انگلیسی بود که در نمایش‌نامه‌ی «رویستر دویستر» از آن استفاده کرد. بعدها ویلیام شکسپیر در «هنری ششم» با شخصیت فالستاف، و بن‌جانسن در «هرکس سرخُلق خویش» با شخصیت بوداریل، آلازون را دوباره خلق کردند... 🔸پهلوان‌پنبه، دانشمند عوضی، سرباز لاف‌زن، آدم فضل‌فروش و فيلسوف مالیخولیایی نمونه‌های رایج آلازون هستند. سنکس ایراتوس (Senex Iratus) یا پدر ظالم، سردسته‌ی آلازون‌ها است. او با خشم، تهدید، وسوسه‌ی دایمی ذهن و ساده‌لوحی‌اش به پولیفموس(Polyphemus) شخصیت دوزخی رمانش شبیه است. شخصیت ارباب آلورتی (Squre Allworthy) در «تام جونز» اثر هنری فیلدینگ همان نقش نمایشی آلازون را دارد. 🔗🔗🔗 منبع: (فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز. محمدرضا اصلانی. صفحه۱۳) 🆔 ایتا : @tarzetanz 🆔 تلگرام : @tarzetanz 🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan