- تاسیان -
- ما را عجب غمۍسٺ که گفتن نمۍتوان ؛
- و او دیگر افسرده نبود بلڪه به پوچۍ رسیده بود !
همهیِ ما
یڪ گوشه از این دنیا ، خاطرهای ساختیم که
از عهدهی خراب کردنش برنمۍآییم ؛
- تاسیان -
به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم که راه دورتر از عمر آرزومند است... هوشنگ ابتهاج.
هنر آسانیِ پیوستن باران به دریا نیست
خوشا رودی که ره پیمود و جان فرسودودریا شد...