-
اگه این سایه ی پُر مهر و عطوفت مادر نبود،
اسم یه نفر از مارو نمی نوشتند ؛
که بیاییم تو مجلس ابی عبدالله .. 🖤
-
تسکینِدردام؛
- اگه این سایه ی پُر مهر و عطوفت مادر نبود، اسم یه نفر از مارو نمی نوشتند ؛ که بیاییم تو مجلس ابی
-
آخه من کجا، مجلس ابی عبدالله کجا؟💔
«ا گه به اندازه ی بال مگسی با معرفت
برای جد غریب ائمه گریه کنی ؛
گناهات اندازه کف دریاهاهم باشه ،
بخشیده میشی:) »
امام صادق:
هدایت شده از غروب ِشلمچه
+میگفت:
تو هیئت
وسطِ روضه خونی یه دختر سهساله آوردن؛
چون همه داشتن گریه میکردنُ لطمه میزدن، روضهخون ازش پرسید از اینجا نمیترسی که؟
گفت نه ؛
عَموم اینجا نشسته .
مجلسریختبهم 💔
یکم که گذشت یه کتاب مینویسم و اسمشو میذارم «در ستایش چای» و سه فصلش رو اختصاص میدم به چای روضه.
حرفای درگوشی خانم سه ساله با سرباباش:
کاشکی میشد بازم برام بخندی
پلکای زخمیتُ دیگه نبندی
خیلی تنم درد میکنه بابایی💔
از شبی که پرت شدم از بلندی
ببین لبم داره عجب شکافی
نمیشه موی سوختمُ ببافی
هر دفعه گفتم که بابامُ میخوام
بهم زدن یه سیلیِ حسابی😭
از کوچه ها نگو ،راستی خبر نداری از عمو
بگو اگه دیدیش ،سر رقیه سوخته مو به مو
از مجلس شراب چیزی بهش نگو😭😭😭