eitaa logo
تسکینِ‌دردام؛
488 دنبال‌کننده
322 عکس
122 ویدیو
6 فایل
مُسَکِّنِ درد" [وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُوا فِينَا لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَا] - درمانِ تمام درد های ما خـداست! ✨ -اینجا سعی میکنیم چند کلمه باهم صحبت کنیم. -قلمِ غریب✍🏻 -کپی؟ دوتا صلوات بفرست مشتی. حرف های ناگفتنیت: https://eitaa.com/nashenas_app/app?sta
مشاهده در ایتا
دانلود
@Madahi_Zakerin926_76225257894043.mp3
زمان: حجم: 3.4M
مثل بارون که این روزا خیابونو برا قدم زدن زیباترش کرده!..
روزی تعدادی از مردم نزدِ پیامبر آمدند و تا توانستند ناله کردند!. 🦦 غر زدند!. از روزگار بدخویش سخن گفتند!.🥲 پیامبر فرمود: تموم شد؟ (خیلی تاثیر گزار بود😂) شما ها زندگی رو جدی گرفتید که انقدر حالتون بده:))))..
تسکینِ‌دردام؛
روزی تعدادی از مردم نزدِ پیامبر آمدند و تا توانستند ناله کردند!. 🦦 غر زدند!. از روزگار بدخویش سخن
موضوع همینه رفقا! وقتی انقدر حس پوچی داریم؛ حرف دیگران برامون اهمیت داره و نا امیدی میشیم تو زندگیامون؛ یعنی دنیا رو جدی گرفتیم!!!!🤦‍♂ _ بهمون بد یاد دادند....:( یه عمر دنیا برامون جدی شد، حرف مردم برامون جدی شد از واجبات غافل شدیم:)
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😭😭💔 بمیرم برای دلت امام غریبم:)
به نامَش...
میگن‌تنها‌جایی‌که‌‌زمین‌محتاج‌ِ باران‌نیست‌؛کربلاست! باور‌نداری؟از‌چشم‌ها‌بپرس:) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
به‌چیزی‌وابسته‌ِ باش؛ که‌ِبَرات‌بِمونه‌، ارزش‌داشته‌ِباشه‌کهِ‌ "وابسته‌ش‌بِشی" نه‌این‌دُنیا‌کهِ‌به‌هِیچی‌بَندنِیست.! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
حاجی همیشه دفتر یادداشتی زیر بغل داشت یک بار این تقویم را باز کردم چند نامه لایِ آن بود از برادران بسیجی،یکی گفته بود: حاجی من سر پل صراط یقه‌ات را می‌گیرم سه ماهه نشسته‌ام داخل سنگر به امید دیدن شما😢💔 حاج همت فرمانده قلب ها بود.. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
هدایت شده از مرحم شاید تو باشی!؟❤️‍🩹
• آری، دین داری مراحلی دارد: مرحله گرم شدن، مرحله داغ شدن و مرحله پخته شدن. هر گرم و داغی، سرد می‌شود ولی هیچ پخته‌ای خام نمی‌شود. |تمثیلات 📚| |•به قلم:محسن قرائتی•| - @havali_khish | حوالی خویش -
به نامَش...
گفتم با اینکه خسته می‌شوم و گاه‌کم حواس؛ اشكـم‌هنــوزهست‌حبیبم، تورا سپاس:)! درحسرتِ زیارتِتو رفت عمرِ من؛ روزم به گریه شب شد و شب هابه التماس💔:)))))))
مارا نمیبری به حرم؟🤚❤️‍🩹 قهر کرده ای؟😭 بگذر از این گدایِ بَدِ قدر ناشناس💔(: