هدایت شده از | زیر درخت پرتقال |
بعضی مامانام انقد دنبال تربیت کردن مردم هستن که بچه های خودشونو یادشون میره.
از نشانه های سالم بودنِ این رفاقت اینه که در عینِ مخالفت، محترم ـیم. ایول به ما. صد امتیاز برایِ تفاضل.
عاشقِ وقتایی ـم که تهِ آهنگایی که تو انیمیشن اسپایدرمن استفاده شده دیالوگِ اونموقع هم پخش میشه
صدای مایلز رو میشنوم روحم نوازش میشه
هدایت شده از "خاطرات خانومِ بهآر"
دیلی هایِ یه سری ها رو میبینم- که در زمان های مختلف بی تابی و دلتنگی نسبت به کسی که ترکشون کرده رو ابراز میکنن، و بعد به این فکر می کنم که: "مگه انسان چقدر میتونه رویِ یکی تاثیر بزاره؟"
بعضی موقع ها واقعا تو درک یه سری احساسات ناتوان می شم. ولی حتی به قیمت درک کردنشون هم نمیخوام که به همچین دردی مبتلا شم.
هروقت اونقدر صمیمی شدیم که بدونی نازنینِ مَشَدی و ناسنین و ناوزنین و نازی چهار تا آدمِ متفاوتن، شاید.
یکم دیگه از ناتوانی درموردِ در آغوش گرفتنِ دوست داشتنی هایی که ازم دورن- سر به دیوار میکوبم.