هدایت شده از ثوثک و پشه
من و دوستان وقتی بالاخره میتوانیم یکدیگر را در نرم افزارهای خارجی پیدا کنیم:
زندگی، پر از الگو های تکراری با بینهایت متغیره.
یاد گرفتنِ اینکه چطور هردفعه مسئله رو حل کنی، متغیر هارو سرِ جای خودشون بزاری و فرمول درست رو بفهمی، باعث میشه بعد از چندبار حل کردن همون فرمول ازش خسته بشی و این باعث میشه فقط پروسه ی حل کردنِ مسئله تکراری تر از قبل باشه.
و اونموقعست که دست و پا میزنی تا اون عددِ تعریف نشده وسط اونهمه حاصل باشی، یا حتی عددِ تعریف نشده ی خودت رو پیدا کنی. فقط، یه چیزِ جدید. یه چیزِ غیرقابل پیش بینی. یه چیزی، خارج از الگوهایِ قابل پیش بینیِ زندگی.