شیرینی ِزندگانی بیش از یکبار به کام آدم نمینشیند. اما تلخیهایش هربار تازهاند، هربار تازهتر.
من پر از فانوسم، من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت، پرم از راه، از پل، از رود، از موج، پرم از سایهی برگی در آب، چه درونم تنهاست!