🔬 #اصطلاحات_آزمايشات
🔴حروف اختصاصي در هر آزمايش 🔬
🖌FBS —------- قند خون ناشتا
🖌MCHC —---- غلظت متوسط همو گلوبين
🖌WBC —---— شمارش گلبول هاي سفيد...
🖌RBC —------ شمارش گلبول هاي قرمز
🖌HB —------- همو گلوبين
🖌HC —------- هماتو كريت) درصد گلبول هاي قرمز در خون (
🖌HCV —---— حجم متوسط گلبول هاي قرمز
🖌HCH —---— مقدار متوسط همو گلوبين در گلبول هاي قرمز
🖌R.D.W —--- ضريب تغييرات اندازه گيري گلبول هاي قرمز
🖌PLT —------ شمارش پلاكت ها
🖌PTE —------ در صد پلاكت ها
🖌MPV —---— حجم متوسط پلاكت ها
🖌MCH —---— وزن متوسط هموگلوبين
🖌MCV —---— حجم متوسط هموگلوبين
🖌M/E —------ نسبت سلول هاي زاينده گلبول سفيد به قرمز
🖌RDW —---- پهناي گلبول قرمز در منحني
🖌UA —------- تجزيه کامل ادرار : PH،رنگ ،بو،توده هاي متراکم
🖌TGs--------- تري گليسيريد)چربي که باعث رسوب در رگها و عروق ميشود
@teachinglearningprocess
اپیزود ۱ از داستان اساطیری جمشید
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
جمشید پادشاهی بود که بر هفت سرزمین جهان حکومت میکرد. او با اهریمن جنگید و هفت دیو درد٬ مرگ٬ قحطی٬ گرسنگی٬ خشکسالی٬ بیماری و نادانی را نابود کرد. برای مردم شادی٬ جشن٬ نیکی و خوشی به ارمغان آورد. همه انسانها٬ کوچک و بزرگ٬ پیروجوان٬ دختروپسر٬ اورا دوست داشتند. هرمادری پسر می زایید نامش را جمشید میگذاشت. هر پسری آرزو داشت چون جمشیدشاه باشد. هر آرزویی که دست نیافتنی بود به آن آرزوی جمشید میگفتند....
🌺The 1st episode of Jamshid - mythological Iranian King
Jamshid was ruling the Seven Lands in the world. He had fought with Ahreman and killed the seven wicked demons that had brought pain, death, famine, hunger, drought, illness and ignorance to people. King Jamshid brought joy, goodness and happiness to mankind. All young and old people, girls and boys, loved him and every mother named his nowborn son Jamshid. Everybody wished to live like King Jamshid and every ambitious wish was called Jamshid's wish.
اقتباس از شاهنامه فردوسی
To be continued
@teachinglearningprocess
اپیزود ۲ از داستان اساطیری جمشید
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
جمشید به همه آرزوهایش رسید؛ چون دارای فره ایزدی بود و آن نشان اهورامزدا و پرنده ای سفید بود. اهریمن که شهرت و نامدار شدن جمشیدشاه را دید٬ نیرنگی به کاربرد. روزی که جمشیدشاه بر تخت زرین نشسته بود اهریمن در جلد پیرمردی خردمند از آسمان به زمین آمد و در برابر جمشیدشاه زانو زد. پیشانی برخاک نهاد و گفت: «درود بر اهورا مزدا!»
🌺The 2nd episode of Jamshid - mythological Iranian King
All King Jamshid's wishes had been fulfilled because he possessed the white bird, Sepida, which wasca symbol of the divine glory and power.
Ahreman was jealous of King Jamshid's reputation and tried a trick to defeat him. Once when the King was sitting in his golden throne, Ahreman came down from the sky looking like a wise old man. He bowed and knelt before the King and said, "Greetings to Ahuramazda Almighty!"
اقتباس از شاهنامه فردوسی
To be continued
@teachinglearningprocess
اپیزود۳ از داستان اساطیری جمشید
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
جمشید شگفت زده شد. ندانست چطور اهریمن از دل آسمان آمد. ازجا بلند شد و گفت: «تو که هستی؟ چگونه از آسمان به زمین آمدی؟ فقط فرشته ها می توانند چنین باشند!»
اهریمن با موی سفید و لباس بلند ارغوانی که به تن داشت گفت: «آری...من فرشته ای هستم که اهورا جمشید مرا بوجود آورده و اکنون پیش شما٬ اهورامزدای هفت آسمان و زمین آمده ام تا بپرسم چرا به آسمان ها برنمیگردید؟ همه ی فرشتگان هفت آسمان چشم انتظار آمدن اهورا جمشید٬ اهورامزدای خود هستند!»
اقتباس از شاهنامه فردوسی
🔴 Jamshid was surprised. He did not know it was Ahreman who had come down from the sky. He rose and said, "Who are you? How did you come from the sky?! Only angels can come down from heaven!"
Looking like an old wise man with white hair and wearing a long indigo dress, Ahreman said, "Yes, I am an angel who has been created by Jamshid Almighty. Now I have come to you, O Lord of Seven Heavens, to ask you how come you do not return to the heaven! All the angels in the Seven Heavens are waiting to see Jamshid Almighty!"
To be continued
@teachinglearningprocess
اپیزود۴ از داستان اساطیری جمشید
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
جمشیدشاه تعجب کرد و گفت: « من اهورامزدا نیستم ...من جمشیدشاه هستم و اهورامزدا به من سپیدا٬ فره ایزدی٬ که پرنده ای سفید است بخشیده و با آن به همه ی آرزوهایم رسیده ام.»
اهریمن برخاست وگفت: «ای اهورامزدای آسمانها! زمان دور و درازی است که شما برای حل مشکل انسانها به زمین آمده اید و آسمانها را فراموش کرده اید؛ اکنون بردوش من بنشینید تا شما را به آسمانها ببرم و جایگاه خودتان را به یاد آورید!»
اقتباس از شاهنامه فردوسی
🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️
King Jamshid was surprised. He said, "I am not Almighty God; I'm King Jamshid. Almighty God has given me Sepida -the symbol of the divine glory and power- and all my wishes have been fulfilled by her help."
Ahreman stood and said, "Almighty God of heavens! You were sent to the Earth a long time ago to solve the human's problems and you have forgotten the heavens. Now sit on my shoulder! I will carry you to the heavens to show your real throne!"
To be continued
🔴🔴☘☘🔴🔴
@teachinglearningprocess
اپیزود۵ از داستان اساطیری جمشید
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
او (اهریمن) در برابر جمشیدشاه زانو زد و گفت: «کدام پادشاهی در جهان توانسته درد٬ مرگ٬ قحطی٬ خشکسالی٬ بیماری٬ گرسنگی و نادانی را از میان بردارد؟ فقط اهورامزدا می تواند چنین کاری کند. حال بر دوش من سوار شوید تا شما را به آسمانها ببرم و گذشته ها را به یاد آورید!»
🔵 اقتباس از شاهنامه فردوسی
🔴🔴🔴🔴🔴
Then he knelt down before the King and said, "Which king in the world has been able to destroy pain, death, famine, drought, illness, hunger and ignorance? Only a God like you can do such wonders. Now sit on my shoulders and I will carry you to the heavens and help you remember your past!"
🔵 To be continued
@teachinglearningprocess
اپیزود۶ از داستان اساطیری جمشید
🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
جمشیدشاه با حرفهای اهریمن مغرور شد و با خود گفت: «راست می گوید کدام پادشاه کارهایی که من کرده ام را انجام داده؟ فقط اهورامزدا می تواند درد و مرگ و بیماری را نابود کند!»
🔴 اقتباس از شاهنامه فردوسی
⚫️🌺🔴🌸⚫️🌺🔴🌸⚫️🌺🌸
King Jamshid became proud hearing all the nice words from Ahreman and wondered, "This old man is right. Which king has done such these things? Only Almighty God can destroy pain, death and illness!"
⚫️ To be continued🔴
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
@teachinglearningprocess
🌿
🌾🍂
🍃🌺🍂
💐🌾🍀🌼🌷🍃
اپیزود۷ از داستان اساطیری جمشید
🍄🍄🍄🍄🍄🍄🍄🍄🍄
جمشیدشاه پشت اهریمن نشست. رعدوبرقی در کاخ پیچید. دیوارها لرزیدند و اهریمن به آسمان پرواز کرد. از میان ابرها گذشت. به آسمان اول رسید که پر از ستاره بود. جمشیدشاه شگفت زده به ستاره ها خیره بود. در آسمان دوم در هر گوشه ای یک ماه بود و ماههای بسیار٬ آسمان را چراغانی کرده بودند. خورشیدهای طلایی در آسمان سوم به این سو و آنسو می رفتند.
🔵 اقتباس از شاهنامه فردوسی
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺
He mounted on Ahreman's back. The palace thundered and the walls trembled. Ahreman flew into the sky. He crossed the clouds and reached the first heaven which was full of stars.
King Jamshid looked at the stars in wonder. In every corner in the second heaven there was a moon and many moons were lighting that heaven. Golden suns were moving in any direction in the third heaven.
🌺🌺🌺🔴🔴🔴🔴🔴🔴🌺🌺🌺
🔵 To be continued 🔵
@teachinglearningprocess
اپیزود۸ از داستان اساطیری جمشید
☘☘🌺🌺☘☘🔴🔴☘☘
آسمان چهارم پر از روشنایی بود. اهریمن در همه سفر چشمانش را بسته بود و نمی توانست آن همه ماه٬ ستاره٬ خورشید و روشنایی را ببیند. در آسمان پنجم٬ آواز پرندگان رنگارنگ به گوش می رسید و پروانه های بسیاری دور سر جمشیدشاه می چرخیدند.
آسمان ششم پر از صدای شاد فرشته هایی بود که همچون کودکان با ستاره ها و پرنده ها بازی میکردند.
⚫️ اقتباس از شاهنامه فردوسی
🌸🔴🍀🌸🔴🍀🌸🔴🍀🌸🍀🔴
The 4th heaven was full of light. During the journey, Ahreman had shut his eyes. He could not bear to see many bright moons, stars, suns and light.
In the 5th heaven King Jamshid heard the song of different birds. Many butterflies were dancing over the King's head.
In the 6th heaven he heard the happy voice of the angels playing with stars and birds like children.
🔴🔴🔴🔴🔴🔴
To be continued
🔵🔵🔵🔵🔵🔵
@teachinglearningprocess
🌿
🌾🍂
🍃🌺🍂
💐🌾🍀🌼🌷🍃
اپیزود ۹ از داستان اساطیری جمشید
🔵🌸🌺🔵🌸🌺🔵🌸🌺🔵🌸🌺
در آسمان هفتم٬ ستاره ها٬ ماه ها٬ خورشیدها٬ پرنده ها و فرشته ها دور هم می چرخیدند. جمشیدشاه غرق در تماشای هفت آسمان بود که رعدوبرقی درخشید و لحظه ای بعد او در کاخش بر تخت زرین نشسته به مقابل خیره بود. اهریمن در جلد همان پیرمرد خردمند در برابر او تعظیم کرد و گفت: «اهورامزدای زمین و آسمانها! کی به جایگاه خود برمیگردید؟»
🔴اقتباس از شاهنامه فردوسی🔴
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
In the 7th heaven, the stars, the moons, the suns, birds and angels were circling around each other. As the King was watching the 7th heaven, the sky thundered. Then he was sitting in his golden throne in his palace staring ahead. Ahreman bowed to him in the shape of the same wise old man and said, "Almighty God of earth and heavens! When will you want to return to your own throne?"
🔵🔴 To be continued. 🔴🔵
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
@teachinglearningprocess
🌿
🌾🍂
🍃🌺🍂
💐🌾🍀🌼🌷🍃
اپیزود ۱۰ از داستان اساطیری جمشید
🌺☘🌸🌺☘🌸🌺☘🌸🌺☘🌸
جمشیدشاه گیج و سرگردان بود؛ برخاست. فریادکشید. در دالان های کاخ راه افتاد و باصدای بلند گفت: «من اهورامزدا، اهوراجمشید هستم! من مالک هفت سرزمین جهان و هفت آسمان هستم!»
مردم به حرفهای جمشیدشاه گوش دادند و گفتند: «افسوس که او پس از پیروزی بر هفت دیو، چنین خودخواه و مغرور شد!»
این طور بود که جمشیدشاه فکر میکرد اهورامزداست و مردم فکر میکردند او خودخواه است و سپیدا، فره ایزدی از او دور شد و دیگر کسی آن را ندید. روزگار گذشت و جمشیدشاه نخستین انسان خودخواه و خودشیفته ی روی زمین شد.
🔴🔴🔴🔴پایان داستان🔴🔴🔴🔴
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
King Jamshid was baffled with Ahreman's flattery. He walked in the corridors of the palace and shouted aloud, "I am Almighty God! I am Almighty Jamshid! I am the master of the seven lands and seven heavens!"
When the people heard what Jamshid said they said, "Alas he has become too proud after defeating the seven wicked demons!"
King Jamshid thought he was God and people thought he was proud and selfish. Sepida, the symbol of divine glory and power, left him and nobody saw him anymore. King Jamshid became the first proud and selfish man on earth.
The End
🔴⚫️🔵🔴⚫️🔵🔴⚫️🔵🔴⚫️
@teachinglearningprocess
🌿
🌾🍂
🍃🌺🍂
💐🌾🍀🌼🌷🍃
💢point
⭕️دیدین ی وقتایی بعضی کلمه ها واقعا رو زبونمون نمیچرخه
🔶It doesn't roll off the tongue
👉Def: not very easy to say
@teachinglearningprocess