eitaa logo
باشگاه جسم و روان پاک
11.1هزار دنبال‌کننده
576 عکس
250 ویدیو
55 فایل
استدلال روشنه👇 روغن اتومبیل هر ۵ کیلومتر باید تعویض بشه؟ یا مهتابیِ خونه ۶ ماه ی بار باید گردگیری بشه؟ اینطور نیست؟🧐 خب حالا به نظرت با این آب و هوا و غذاهایی که میخوریم کبد و قلب ...هر چند وقت ی بار باید سم زدایی بشه؟!! ارتباط با من 👈 @homayoonn_112
مشاهده در ایتا
دانلود
بهش گفتم زمینی که الان زیر پاته شاید فردا سقف مزارت باشه باشرافت زندگی کن...، زل زد بهم، چیزی از جملم نفهمید، بهش گفتم دوست داری چطور باشن باهات بقیه خو همون طور باش باهاشون، خیلی سخته؟؟؟؟؟ به بعدی گفتم: بهت ی تقلب برسونم؟؟؟ تقریبا هیچکی بهت اهمیت نمیده معدود افرادی که واقعا اهمیت میدن در صورت بروز مشکل حاد برات، تقریبا هیچ کاری جز غصه خوردن ازشون برنمیاد!!!! خلاصه که بارت رو دوشای خودته!! فقط و فقط .... پس جداً بفهم تنهایی، خیلی تنهایی، اصلا اون رازی که خدا مارو برای فهم اون راز آورد توی دنیا همینه، که بفهمیم تنهاییم، برامون نمیمونه کسی، چیزی، جایی و ..... این رازو که بفهمی تازه میشی موحد، تا قبلش یا کافری یا مشرک!!! حتی اگه پیشونیت پینه بسته باشه از سجده!!!! هاج و واج نگاه می‌کرد!!! گفتم برات صوت جلسه رو میفرستم از فردا همین تیکه رو ۱۰۰ بار ( ی دور تسبیح) صبح ناشتا!!!! و ۱۰۰ بار شب قبل خواب گوش کن!!! دلم براش سوخت!! ی جمله ی دیگه گفتم: وقتی که رازو بفهمی، میفهمی خیلی تنهایی .... بعد برای هرررررر کاریت دیگه هییییچ دلیلی نداری جز دلایل پایدار.... مثلا اگه برا عروست آش پختی برا عروست نپختی !!! برا عروست نپختی اما برا عروست پختی!!! میفهمی؟؟؟ یا اگه کسی چیزی گفت که نابودت کنه نابود نمیشی چون پیش‌بینیشو کرده بودی!!! گفتم: ی دور تسبیحو راس گفتم ، انجامش بده!!! ۶ تا لیوان چایی خوردم اما هنوز دلم چایی میخواد..اگه ضعف نمیکردم کلا صبح و ظهر و شب آب میخوردم و چایی.... انقدر ک من عاشق آب هستم‌ و چایی😑 / همایون قدری طب میدانم و روانشناسی 📚 امروز: ۲۴ آذر ۱۴۰۴ 🍎 @teb_comm
👆 مرز بین شرک و کفر و مسلمانی !!!
. هزار بار اعلام کردم باز هنوز ی عده از لایو هر روز ساعت ۴ بعد از ظهر بی خبرن😒 کجاست حواستون؟؟؟؟ بیا: https://eitaa.com/zojjjj/384
اینم لینکش: https://eitaa.com/zojjjj/384
فقط خداوکیلی دکمه ی پیوستن بزن برات بمونه!!!!
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کل جهان در آرامش است… هیچ‌کس عجله ندارد، هیچ‌کس نمی‌ترسد، هیچ‌کس دنبال مقایسه نیست، هیچ کس سراسیمه نیست، هیچ کس تشویش ندارد، هیچ کس هیچ تنشی ندارد، در میان همه ی جانداران فقط ما انسان‌ها‌ هستیم که از آرامش جا مانده ایم، بد هم جا مانده ایم ..... میخوام ی مغازه بزنم و هر روز ی آش بپزم بفروشم، شنبه ها آش رشته، یک شنبه ها آش همدان، دوشنبه ها آش عباسعلی ( طعمش محشرررررررره) ، سه شنبه ها آش بادمجان، چهارشنبه ها آش سیراب و الو ( دیوانه کنندس طعمش) ، پنج شنبه ها آش تبریز، جمعه ها آش سنگ ارومیه/ خداااااااااااااا چقددددددر آشپزی عشقههههه🥺😍 بعد تازه به هر مشتری ی ظرف کوچولو از آش فردا رو هم میدم رایگان برا تست😊 بعد تازه هر ده مشتری یکیو ی هدیه خاص!! میدم، ی چیزی که کفش ببره ها، یعنی به مشتری ۱۱ و ۲۱ و ۳۱ و ...... بعد تازه به مشتری های با حجاب و سر و سنگین پولشونو برمیگردونم !! البته نگاه میکنم به زبان بدنش هاااا این خیلی مهمه!!! بعد که کارت کشید از تو دخل همون پولو بهش میدم!! اینطور بیشتر حس آخ جوووون پول بهش دست میده😉 بعد تازه هر روز مصلح آشو هم مثل سس درست میکنم میدم؛ مثلا مشتری میگه سس دیابت، سس فشار خون ، سس فلان و بهمان ....فکرشو بکن آشو با خیال راحت برا مثلا مامانش که دیابت داره هم میبره 😍😍 خلاصه که کاری میکنم مغازه جای سوزن انداختن نباشه👌👍 / همایون قدری طب میدانم و روانشناسی 📚 امروز: ۲۵ آذر ۱۴۰۴ 🍎 @teb_comm
بر صفای صبح صلوات
در طول هفته ای که گذشت باورتون میشه ۳ نفر در جاهای گوناگون منو دیدن و گفتن چرا عسلتونو اینقدر ارزون میدی؟؟؟!!!!!!! اصلا گرون فروشی شده مد!! شده با کلاسی، مردم ارزش ی کالا رو با مقدار پولی که براش می‌پردازند می‌سنجند!!! چرا آدما رو خودمون هل میدیم به سمت بی انصافی؟؟ چرا قیمت های منصفانه رو نمی‌گذاریم پا حساب انصافِ کاسب ؟؟ چرا می‌گذاریم پا حساب بی ارزشی محصول ... هوووووووففففف یکی دیگم ی چی دیگه گفت و من در جوابش فقط خندیدم و فقط تو دلم بهش گفتم ما در این مدت هم که جشنواره نبوده و عسلو به قیمت آزاد فروختیم باز به خاطر اعتمادِ مردم فروش خوبی داشتیم اگه من فیش ها و مقدار خرید را در کانال اطلاع رسانی نکردم چون من ادامه ی همون نسلی هستم که وقتی میرفت گوشت می‌خرید می‌گذاشت داخل پارچه یا پلاستیک مشکی که اونی که نمیتونه بخره دلش نخواد یا شرمنده نشه ....!!!!!! آدما رو درست نمی‌بینیم درست تحلیل نمی‌کنیم درست ارزیابی نمی‌کنیم و الکی الکی و تند تند دل می‌شکنیم!!! دیشب جایی مهمان بودم، منطقا نباید میرفتم چون جایی برای من نبود و حسِ اضافه بودن غلیظ و شدیدی داشتم ، به خاطر اصرار های یکی دو نفر که خواستم دلشون نشکنه رفتم .... بعد با یکی دو تا جوان سرِ قلیون کشیدن همراهی کردم ( با ذوق و زحمت فراوان چندتا قلیون جفت و جور کردن و بعد از فقط دو سه تا پُک صدای اعتراض چندتایی بلند شد که ای وای ای فغان الان خفه میشیم از دود!!! و ...... اون دو تا هم مثل دوتا بچه گربه ی مظلوم!!! قلیون ها را گذاشتن کنار!! نتونستم بی تفاوت باشم ....خواستم دلشون نشکنه با صدای بلند گفتم اصلا پاشید بریم بیرون قلیوون بکشیم و در حالیکه مثل بید میلرزدیم از سرما رفتم و همراهی کردم و کشیدم و ..... چند باری هم گفتم چه خوب شد اومدیم بیرون و اینجا خیلی هم بهتره و ...... بعد دیدم مهمونیشون سوت و کوره خودم پیش قدم شدم و ادا بازی و نقش سنجاب بازی کردم ( فکرشو بکنید😂) با ۹۰ کیلو وزن می‌پریدم این ور اون ور !!!!! خب مشخصه همشون تو دلشون گفتن این اسم خودشو گذاشته استاد؟؟؟؟!!!!!! قلیون و سنجاب و ........( و من زبان بدن بلدم بدبختی و من میفهمم متاسفانه و من کاش کارگر تهِ فاضلاب بودم و روانشناس نبودم!!! و هیچی نمیفهمیدم اما بدبختی میفهمم و زیاد هم میفهمم و بیشتر از حد تصورِ مخاطب میفهمم و حتی حدس هم نمیزنید چه چیزها که میفهمم!!!! و این اصلا خوب نیست، یعنی زندگی همین جورم به اندازه ی کافی حال به هم زن هست دیگه با فهمیدن های بیشتر بوی تعفنش هم میزنه بیرون!!! ) آآآآآخخخخ ..... بی خیال ..... خلاصه که اصلا حالمون خوب نیست، و این خوب نبودنِ حال گریبان گیر هممونه، یعنی حتی اونی که نشون میده حالش خوبه حتی اونم حالش خوب نیست!!! با هم نامهربونیم، راحت خون میکنیم دل همو، راحت نارو میزنیم، راحت همو قضاوت میکنیم، راحت تیکه بارِ هم میکنیم، برا هم کوتاه نمی‌نمیایم و اگرم کسی خواست این طور نباشه شروع میکنیم نگاه عاقل اندر سفیه بهش بندازیم، و حتی بهش میگیم که تو از آدابِ ِزندگی هیچی بلد نیستی!!! هر چی آدما دو رو تر، ریا کار تر، اهل فیس و افاده ی بیشتر، هر چی آدما بیشتر طاقچه بالا بذارن، هر چی خودشونو بیشتر بگیرن، هر چی بیشتر لباس رسمی بپوشن!!! هر چی بادِ بیشتر به قبقبه بندازن برامون قابل احترام ترن .... هر چی بیشتر بتونی خودِ خودت نباشی و هزار تا نقاب بزنی جات بالاتره .....وای به حالته اگه بخوای خودِ خودت باشی .... بعدش رفتم تخت پولاد؛ بارون میومد بین قبرا، راه رفتم، خیس شدم، خوب بود خیلی ، گفتم بهشون بهم قدرت بدید همه کانالامو تعطیل کنم، درِ همه جارو سه قفله کنم و برم تهِ ی دهات بقالی بزنم و خودمو تو اون دهات بزنم به بی سوادی و بدبختی و نداری و نادونی که مردم می‌بینندم بگن آخِی خدا شفاش بده!! آخِی اینم بدبخته ... آخِی ....... هاااااای که چند صباحی از ادامه ی این تبعید جانکاهو سبک طِی کنم به جای تحمل نگاه‌های سنگین، ندیده شدنو تجربه کنم و وای خداااا که اگه بشه چه میشه.....!!!! / همایون قدری طب میدانم و روانشناسی 📚 امروز: ۲۷ آذر ۱۴۰۴ 🍎 @teb_comm
اَگِه بِري نابودَم...! ⠀⠀⠀ ⠀
. فقط قسمتی از تاثیرات پیام های دیشب / خدا رو شکر/ خوشحالم😊