طبروان 🌷طـِـبُ الأئـِـمة🌷۷۸۶
#ماه #گم_کردن__اول_ماه #علائم_آخرالزمان #موفق_نشدن_به_اعمال_درروزاول_ماه🌙 #عدم_توفیق_به_انجام_اعمال
امیرالمومنین علیهالسلام در خصوص آخرالزمان فرمودند: «روزگاری بر مردم آید که هلالها یکبار خود را بالابرده تا اینکه هلال، ۲شبه نشان داده میشود (ضخیمتر از حالت عادی) و بار دیگر پنهان میشود بطوریکه مردم اولین روز ماه رمضان را به جای اینکه روزه باشند افطار میکنند و روز عید فطر را در آخر ماه روزه میگیرند.
الثقلین
#کتاب سه ماه با فضیلت
ترجمه فضائل الأشهرالثلاثة
تأليف شيخ صدوق(ت۳۸۱ ه ق)
مترجم :جواد خانی آرانی
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#طبروان
به چه کسی میگن بیش فعال
دکتر #عزیزی
ویژگی های فرزندان بیش فعال
#بیش_فعالی
انرژی مازاد آپارتمانی
#بازی_درمانی
🟣 مشکلات ارتباطی همسران متضاد
❶ تفاوت در تفریح ها:
یکی از طرفین به مهمانی های شلوغ علاقه دارد ولی دیگری علاقه مند است در یک محیط آرام و با یک دوست صمیمی خوشگذرانی کند.
❷ شیوه بیان احساسات:
درونگرا ممکن است کمی در بیان احساساتش مشکل داشته باشد در حالی که یک فرد برونگرا درباره همه چیز راحت صحبت می کند.
❸ شیوه ارتباطی:
فرد برونگرا علاقه مند است تمام اتفاق هایی که در طول روز افتاده، برای همسرش تعریف کند، صدای تلویزیون را بالا ببرد ولی یک درونگرا ترجیح می دهد با ورود به خانه به استراحت بپردازد، کمتر صحبت کند و هر وقت میلش کشید حرف بزند.
❹ شیوه حل مسائل:
یک فرد برون گرا دوست دارد وقتی مشکلی بروز می کند، به سرعت وارد عمل شود و موضوع را فیصله دهد در صورتی که فرد درونگرا به آرامش نیاز دارد و از درگیری اجتناب می کند.
پس لازم است به اين مسئله در انتخابمان بهتر و بيشتر دقت كنيم
#طبروان
چندلقمه #شعر
#عمرگران
بعد از این چند صباح به کجا باید رفت؟
طي شد اين عمر، تو داني به چه سان
پوچ و بس تند، چنان باد دَمان
همه تقصير من است، اين که خودم ميدانم
که نکردم فکري
که تامل ننمودم، روزي
ساعتي يا آني
که چه سان ميگذرد عمر گران؟
کودکي رفت به بازي، به فراغت، به نشاط
فارغ از نيک و بد و مرگ و حيات
همه گفتند: کنون تا بچه ست، بگذاريد بخندد شادان
که پس از اين دگرش، فرصت خنديدن نيست
بايدش ناليدن
من نپرسيدم هيچ
که پس از اين ز چه رو
نتوان خنديدن
هيچکس نيز نگفت: زندگي چيست؟ چرا مي آئيم؟
بعد از اين چند صباح، به کجا بايد رفت؟
با کدامين توشه، به سفر بايد رفت؟
من نپرسيدم هيچ، هيچکس نيز نگفت
نوجواني سپري گشت به بازي، به فراغت، به نشاط
فارغ از نيک و بد و مرگ و حيات
بعد از آن باز نفهميدم من، که چه سان عمر گذشت؟
ليک گفتند همه:
که جوان است هنوز، بگذاريد جواني بکند، بهره از عمر بَرَد، کام راني بکند
بگذاريد که خوش باشد و مست
بعد از اين نيز، بر او عمري هست
يک نفر بانگ برآورد که او
از هم اکنون بايد فکر آينده کند
ديگري آوا داد: که چو فردا بشود، فکر فردا بکند
سومي گفت: همانگونه که ديروزش رفت، بگذرد امروزش، همچنين فردايش
با همه اين احوال
من نپرسيدم هيچ
به چه سان دي بُگذشت؟
آن همه قدرت و نيروي عظيم، به چه ره مصرف گشت؟
نه تفکر، نه تعمق و نه انديشه دَمي
عمر بگذشت به بي حاصلي و مسخرگي
چه تواني که ز کف دادم مُفت
من نفهمدم و کس نيز مرا هيچ نگفت
قدرت عهد شباب، ميتوانست مرا تا به خدا پيش برد
ليک بيهوده تلف گشت جواني، هيهات
آن کسانيکه نميدانستند زندگي يعني چه؟
رهنمايم بودند
عمرشان طي شد
بيهوده و بي ارزش و کار
و مرا ميگفتند که چو آنان باشم
که چو آنان دائم، فکر خوردن باشم
فکر گشتن باشم
فکر تامين معاش
فکر ثروت باشم
فکر يک زندگي بي جنجال
فکر همسر باشم
کس مرا هيچ نگفت:
زندگي ثروت نيست
زندگي داشتن همسر نيست
زندگاني کردن، فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نيست
من نفهميدم و کس نيز مرا هيچ نگفت
و صد افسوس که چون عمر گذشت، معني اش فهميدم
حال ميپندارم، هدف از زيستن اين است رفيق
من شدم خلق که با عزمي جزم، پاي از بند هواها گُسَلَم
پاي در راه حقايق بنهم
با دلي آسوده
فارغ از شهوت و آز و حسد و کينه و بخل
مملو از عشق و جوانمردي و علم
در ره کشف حقايق کوشم
زره جنگ، براي بد و ناحق پوشم
ره حق پويم و حق جويم و بس حق گويم
آنچه آموخته ام بر دگران نيز نکو آموزم
شمع راه دگران گردم و با شعله خويش
ره نمايم به همه، گرچه سرا پا سوزم
من شدم خلق که مُثمِر باشم
نه چنين زائد و بي جوش و خروش
عمر بر باد و به حسرت خاموش
اي صد افسوس که چون عمر گذشت معني اش فهميدم