🎨 کمپ تی عارت (چای و هنر) به مناسبت ماه مبارک رمضان
🎭 دورهمی برای اینکه چجوری عارتیست نباشیم
🎤 اول یه کوچولو دعا می خونیم بعدش چاییییی
🎫 آدرس: ۴۵ متری عمار یاسر، کوچه دوم، پلاک ۹۲، بن بست روبرو کوچه، طبقه همکف، منزل سلیمیان ۰۹۳۵۴۹۱۹۹۴۵
🎟 هرشب ساعت ۹، مشتاق دیدار
🎬 ببخشید فعلا شرایط پذیرایی از خانم ها رو نداریم 😇
کمپ #ترک_عارت
@teeaart
🏳موقعیت کمپ تی عارت:
https://balad.ir/location?latitude=34.641230&longitude=50.885757&zoom=16.500000
با مدّعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کارِ جهان سرآید
ناخوانده نقشِ مقصود از کارگاهِ هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
«با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی؟»
سلطان من خدا را، زلفت شکست ما را
تا کی کند سیاهی چندین درازدستی؟
در گوشهٔ سلامت مستور چون توان بود؟
تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
آن روز دیده بودم این فتنهها که برخاست
کز سرکشی زمانی با ما نمینشستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ
چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی
______________________
🫖دور اول #کمپ_ترک_عارت با فرا رسیدن عید بندگی تموم شد.
خدایی خیلی چای خوردیم😂
اما باز هم میخواهیم ترک داشته باشیم...
@تی عارت
☕️ چگونه عارتیست نباشیم؟
#کمپ_ترک_عارت
⚽️ قسمت اول: #سرگرمی
🎷 عارت همچون ابزاری برای سرگرمی در دنیای موجود است. درحالیکه هنر همچون دریچه ای به سوی دنیای مطلوب است. این واقعیت را در هنر باید بتوان شناخت که هنر بزرگ تر از زندگی است و اینکه هنر واقع گریز است.
🤹♀ این اشتباه این مدعیان است که تنوع را با تحرک عوض کرده اند و فرم زندگی را در سرگرمی تفسیر نموده اند.
🎮 همینجا سوال داریم اینکه با توجه به انواع نقل و روایت و قصه و رمان، تحلیل سبک داستان قرآنی چگونه می تواند با معیارهای نقد غربی و شرقی بخواند؟ آیا معیار نقد هنری که کارش سرگرمی است می تواند معیار نقد هنری باشد که می خواهد سرگرمی ها را بردارد؟ آیا با این معیار سرگرمی، عمق این داستان ها بدست می آیند؟
📖 برداشتی از کتاب استاد و درس، علی صفائی حائری، ص ۸-۱۰ و ۱۰۸
@teeaart
تی عارت
☕️ چگونه عارتیست نباشیم؟ #کمپ_ترک_عارت ⚽️ قسمت اول: #سرگرمی 🎷 عارت همچون ابزاری برای سرگرمی در دن
💡برای همین یک عارتیست همیشه به دنبال سرگرمی است.
در کمپ ترک عارت باید سعی کنیم، از این مخدر جدیم (سنت و مدرن) عارتی خطرناک فاصله بگیریم.
@teeaart
☕️ چگونه عارتیست نباشیم؟
#کمپ_ترک_عارت
🍿 قسمت دوم: #ریزه_خواری
🍟هنر اصیل در کشاکش جدال ها و تحلیل های دقیق و ریزه خواری های عارتی، نهفته و پنهان می شود.
🍕 فلسفهى هنر و تئورى هنر اگر بخواهد براى هنرمند اسلامى امروز كه هنر را نه تنها در ادبيات كه حتى در نمايش و فيلم دنبال مىكند، كارگشا باشد، بايد از ريزهخوارى دست بشويد و خيال نكند كه براى نشان دادن هنر اسلامى مىتواند به كاشى كارىها و گچ برىها و معمارىها و حتى ادبيات مسلمين از عرب و عجم روى بياورد؛ كه اينها در نهايت با معيارهاى مسلمين همراه است و در عصر انحطاط اسلام و اتراف مسلمين سر برافراشته، نه با معيارهاى اسلامى همراه است و نه زاييدهى متن اسلام است.
🌭 در فنون عارت موجود، مفاهيم اساسى هنر و ادبيات از نظر دور مانده است. زيبايى ، حقيقت ، واقعيت و واقعگرايى ، تعهد و التزام ، ذوق ، درك مشترك انسان از زيبايىها ، سبك ، شخصيت هنرمند و تحليل آن ، شكلهاى گوناگون هنر و زمينههاى روانى و اجتماعى آن ، هيچ مورد ارزيابى قرار نگرفته و همين است كه ما به كارى جدى و عميق نياز داريم تا بتوانيم بر اساس فلسفهاى جديد، تئورى ديگرى ارائه بدهيم و ريزهخوار تحليلهاى روانى فرويد و برداشتهاى اجتماعى سوسياليسم نباشيم.
#نَه_به_ریزه_خواری
🍔رژیمی مخصوص برای عارتیست ها
🧀یک عارتیست همیشه ریزه خواری می کند
📖 برداشتی از کتاب استاد و درس، علی صفائی حائری، ص ۸، ۹ و ۱۴۱
@teeaart
☕️ چگونه عارتیست نباشیم؟
#کمپ_ترک_عارت
🗞 قسمت سوم: #برداشت_سطحی
📰 یک مساله، اصالت سبک هنری است؟ اگر سبک هنرمند اصیل نباشد، پس ناچار باید سطحی و تقلیدی باشد. در نتیجه آن سبک سطحی و تقلیدی از عارتیست حکایت دارد نه از هنرمند. کسی که عارتیست است یعنی کسی است که هنوز به بلوغ انتخاب سبک نرسیده است تمامی هنرش فوران احساس است نه انتخابی انسانی.
📇راستى درسهاى فنون هنری و ادبی آن هایی كه پربار و عميق هم هستند و مخاطب و هنرمند یا اديب و كلمات یا اثر هنری را در نظر دارند، اگر بخواهند سؤالهاى اساسى هنر را و مفاهيم اصولى آن را در نظر بياورند به آن چنان سطحىنگرى و سادگى برخورد مىكنند كه تأسف بار است.
📑در اکثر اين كتابها (فنون هنری و ادبی) از جريان هنر و خاستگاه آن و تنوع شكلهاى هنر و توضيح آن و ركود و رواج هنر در دورههاى مختلف و از قانونهاى حاكم بر اين جريان گفتوگو نشده یا اگر شده به صورت سطحی نگاه شده، همان طور كه از جريان نقد هنر و معيارهاى گوناگون آن سخنى به ميان نيامده، همان طور كه از مفاهيم زيبايى و حقيقت و واقعيت و ذوق و درك مشترك از زيبايى و سبك و تعهد و التزام هنر و يا آزادى و رهايى آن گفتوگويى نيست. بله به صورت شعاری هست، ولی متاسفانه ...
📖 برداشتی از کتاب استاد و درس، علی صفائی حائری، ص ۱۲ و ۱۳۶
📜 بنابراین برداشت سطحی کار هر روز یک عارتیست است و بیکاری معضل اکثر عارتیستها است، پس عارتیست مجبور است همیشه به کار سطحی روی آورد.
@teeaart
🗿دور جدید تی عارت (چای و هنر) به صورت هفتگی اون هم چهارشنبه ها ساعت ۸ و نیم شب
🎨پیکاسو؛ هنرمند یا #عارتیست ؟!
📜طبق قاعده اول یکم دعا میخوانیم، سپس طبق قاعده دوم چای می خوریم و درنهایت طبق قاعده سوم به نقد آثار پیکاسو می پردازیم چونکه #نسیه مرده است.
#کمپ_ترک_عارت
@teeaart
🏳موقعیت کمپ تی عارت:
https://balad.ir/location?latitude=34.641230&longitude=50.885757&zoom=16.500000
☕️ چگونه عارتیست نباشیم؟
#کمپ_ترک_عارت
🧪 قسمت چهارم: #آزمایش_عارت_داری
🔬 ما هنوز می خواهیم تصویر هنری قرآن را با معیارهای تصویری دیگران (عارتیست ها) بسنجیم و اینجاست که داستان ها و سبک قرآن رودروی ما می ایستد و می مانیم و درجا می زنیم و از طرح داستان و شخصيت قهرمانها و جدال آنها و اوج حادثهها و شروع و ختمها و قطع و وصلها و شعارهاى آگاه، نمىتوانيم دفاع كنيم.
🧫 اين داستان يوسف است كه قرآن احسن القصص مىگويدش. اين داستان چه مىخواهد؟ چرا اين گونه آغاز مىشود؟ چرا اين قدر آگاهانه است و نشان مىدهد كه داستان است؟ چرا شخصيتها تصوير نمىشوند و در ابهام مىمانند؟ چرا جدلها و گفتوگوها كه بايد شخصيتها را نشان بدهند، اين قدر خشك و تند و زود گذرند؟ با توجه به انواع نقل و روايت و قصه و رمان، تحليل اين سبك داستانى چگونه مىتواند با معيارهاى نقد غربى و شرقى بخواند؟ آيا معيار نقد عارتی كه كارش سرگرمى است مىتواند معيار نقد هنرى باشد كه مىخواهد سرگرمىها را بردارد؟ آيا با اين معيارها، عمق اين داستانها بدست مىآيند؟
🎛 بى جهت نيست كه ما از طرح و تصوير و زبان داستانى قرآن چيزى نمىگوييم و بيشتر به نكتهها و حكمتهاى آن مىپردازيم؛ چرا كه معيارهاى بلاغتى موجود كوچكتر از آنند كه بتوانند سبك داستانى و زبان هنرى قرآن را تحليل كنند و كوتاهتر از آن هستند كه به عمق تصويرها راه بيابند، كه زيبايى قرآن تنها با نشان دادن بلاغت و نكتهها و حكمتهاى آن، نشان داده نمىشود.
🕯 در داستان يوسف، آنجا كه از زيبايى يوسف حرف دارد، مىبينيم كه تصويرها به گونهاى ارائه مىشوند، كه خشونت و خروج را در يوسف نشان بدهند و آرامش و بى توجهى را در زنها و با اين همه، بهت و بريدن دستها را و دلدادگى و عشق بى حساب آنها را كه همين باعث جسارت بيشتر زليخا مىشود و هم او كه انكار مىكرد و عشق را پنهان مىنمود، فرياد برمىدارد: وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مٰا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ اَلصّٰاغِرِينَ.
💉اين گونه تصوير را در برابر تصويرهايى بگذار كه با چه عرض و طول از لب و دندان يوسف مىگويند و وضع قصر و آرايش زنها و و و. اين تصوير را در برابر رويداد واقعى حادثه بگذار و اين تصوير را در برابر تصويرهايى بگذار كه خودت در نقل اين داستان خواهى آورد. هنگامى كه اين تصويرها و آن رويداد، در برابر تصوير قرآن قرار بگيرد، عمق، بلاغت، جمال و ايجاز در زمينهى اطناب و ابهام، در جايگاه توضيح و حال و هواى كلمهها و بار عاطفى آنها، همه و همه تو را با بُرش هنرمندانهاى آشنا مىكند كه از نزديكترين راهها، تو را از سرگرمى و تنوع طلبى به شور و تحرك مىكشانند و تو را در برابر معبودها و بتها و در كنار حصارها و ديوارها، عاصى و سركش مىسازند.
🌡براى درك بيشتر از عمق اين تصويرها، بايد كه خودت به طرح داستان بپردازى و آنگاه با داستان قرآن در كنار هم بگذارى تا تفاوت شروع و ختمها و برشها و بار كلمهها و تعهد و التزامِ گرانبار آيهها را ببينى كه چگونه با اين همه، هنر و زيبايى را با خود دارد و تو سنگينى شعار و نصيحت را در آن احساس نمىكنى.
📖 برداشتی از کتاب استاد و درس، علی صفائی حائری، ص ۹-۱۱
@teeaart