مجلس چهارم کمپ: چند نکته؛ تقلید امری مشترک بین انسان و حیوان است ولی انسان می تواند آن را ارتقا بدهد. انسان از کودکی با تقلید کردن زندگی را شروع می کند. تقلید امری لذت آور است. تنها فیلسوفان از تقلید هنرمندان واقعی می توانند لذت ببرند. مردم -همه حتی عارتیست ها یا اهل فن- از شکل و رنگ و آرایه ها لذت می برند و از تقلید نمی توانند لذت ببرند. و نکته دیگر بداهه حقیقت تقلید هنری را شکل میدهد.
1404/04/20
@teeaart
مجلس پنجم کمپ: هنر اولش بداهه است، آخرش هم بداهه است. هنرها در امتداد یکدیگر پیشرفت کرده و هویتشان در یکدیگر گره خورده است.
تراژدی اینکه به کمال خود رسیده است یا اینکه کمدی به کمال خود رسیده است و این دو تبدیل به هنر شده اند هنوز محل تامل است. زیرا این سوال مطرح است که آیا این دو اکنون توانسته اند قصه بگویند یا اینکه ادای قصه را در می آورند؟
1404/04/21
@teeaart
مجلس هفتم کمپ: تراژدی ۶ جز اصلی دارد: صحنه نمایش، گفتار، آواز، اندیشه، شخصیت و قصه. اصلی ترین جز قصه است و قصه هم از زندگی حکایت دارد و زندگی نیز از اعمال برمیخیزد. محاکات (تقلید) ما یک علت دارد که پیش میرود و آن غایت است و غایت را اعمال شکل می دهند نه شخصیت ها. اندیشه و شخصیت منجر به رخداد عمل می شوند. پس داستان بر محور شخصیت است و ما را به عارت نزدیک می کند و قصه بر محور محاکات اعمال منتج به سعادت و شقاوت است که ما را به هنر نزدیک می کند.
1404/04/23
@teeaart