♦️التزام به ذکر ایام هفته در سیره شهید علی ماهانی
روزی یکی از بچه ها از علی آقا پرسید: امروز چند شنبه است؟ ایشان با تبسمی روز و تاریخ را گفتند.
پرسیدم: تبسمت برای چه بود؟
گفت: اگر دعاهای روزهای هفته را می خواندیم احتیاجی نبود که ایام هفته را از کسی بپرسیم.
💠کتاب رندان جرعه نوش
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️محروم واقـعى
امام صادق عليه السلام
يا سُلَيْمانُ لاتَدَعْ قِيامَ اللَّيْلِ فَاِنَّ الْمَغْبُونَ مَنْ حُرِمَ قِيامَ اللَّيْلِ
اى سليمان نماز شب را رها نكن، زيرا بازنده و مغبون كسى است كه از بيدارى شب محروم باشد.
💠بحارالأنوار، ج 87، ص 146
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️ آیت الله سید احمد کربلائی (ره)
علّامه حاج شيخ آغا بزرگ طهرانى قدّس سرّه در شرح فضائل ایشان می نویسد:
سيّد أحمد يگانه فرد زمان، و أوحدى عصر خود بود، در مراتب علم و عمل و سلوك و زهد و ورع و تقوى و معرفت باللَه، و خوف و خشيت از او.
نمازهاى خود را در مكانهاى خلوت به جاى مى آورد؛ و از اقتدا كردن مردم به وى در نمازها خوددارى مى نمود؛ و بسيار گريه مى كرد؛ و كثير البكاء بود؛ بطورى كه نمى توانست از گريه در نمازها خويشتن دارى نمايد، بخصوص در نمازهاى شب.
و من در مدّت دو سال كه به همسايگى او فائز و بهره مند شدم؛- زيرا منزل من نزديك منزل او بود- در اين مدّت از او چيزهايى را مشاهده نمودم كه بيانش به طول مى انجامد.
او به مادرش بسيار مهربان بود، و در خدمت او بود. پس از رحلت ايشان، من شبى او را در خواب ديدم؛ و مى دانستم كه فوت كرده است؛ انگشت مسبّحه (سبّابه) ايشان را محكم گرفتم؛ و گفتم: از آن مقامات و درجاتى كه خدا به شما عنايت فرموده است، بايد براى من بيان نمائيد! با شدّتى هر چه تمامتر انگشت خود را از دست من كشيد؛ و خنده اى نموده گفت:
حلواى تنتنانى، تا نخورى ندانى!
💠توحید علمی و عینی، ص18 و 20
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️همه اعمال برای خدا
«از بعضی مسموع شد که، مقدس در مدت چهل سال از او فعل مباح صادر نشد; چه رسد به حرام و مکروه
💠قصص العلماء
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️بخشش در شب جمعه
آیت الله آقا مجتبی تهرانی(ره)
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️صلوات، بهترین عمل در شب جمعه
آیت الله یعقوبی(ه)
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️توسل به حضرت زینب(س) در تعجیل در فرج
از آقای شیخ حسین سامرایی که از اتقیاء اهل منبر در عراق بودند، نقل شده است:
در آن ایامی که در سامرا مشرف بودم، روز جمعه طرف عصر در سرداب مقدس رفتم دیدم غیر از من کسی نیست و من حال و توجهی پیدا کرده و متوسل به حضرت ولی عصر(عج) شدم در آن حال صدایی از پشت سر شنیدم که به فارسی فرمود:
«به شیعیان و دوستان ما بگوییدخدا را قسم دهند به حق عمه ام زینب که فرج مرا نزدیک گرداند.
💠شیفتگان حضرت مهدی، ج۱، ص۲۵۱
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
🔸 نماز جعفر طیار 🔸
🔻بیان فضیلت این نماز
امام باقر(ع) فرمود: «در هر رکعت از نماز جعفر، هفتاد و پنج بار تسبیحات گفته مىشود که هر کدام چهار تسبیح است و جمعاً در هر رکعت، سیصد تسبیح مىشود، و رویهم هزار و دویست تسبیح در چهار رکعت گفته مىشود، و خداوند عزّ و جلّ آنها را مضاعف مىسازد (و چنانکه وعده فرموده در برابر هر حسنه ده حسنه پاداش عطا میفرماید) به پاداش آنها براى آن شخص، دوازده هزار حسنه منظور مىکنند که هر حسنه از آن در ارزش و گرانى قدر، مانند کوه احد و بزرگتر از آن است».
امام کاظم(ع) فرمود: «کسی که نماز جعفر را بخواند اگر گناه او به عدد ریگهاى درهم فشرده بیابان و به اندازه کفهاى دریا باشد، خداوند همه آنها را مىبخشد».
🔸بهترین وقت خواندن نماز جعفر، ظهر روز جمعه است، ولی در هر روز و هر ساعتی از شبانه روز میشود آنرا خواند.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۴۰
کانال تذکرة الاولیاء @tezkar
♦️کیمیا درد مرا را دوا نمی کند ...
شیخ جعفر آقا مجتهدی (ره)
می فرمودند:
«یک روز که در حال تشرف به حرم مطهر حضرت اباعبدالله (علیه السلام) بودم، در بین راه شخصی که عالم به علم کیمیا بود به من برخورد نمود و آن را به من داد؛ همین که کیمیا را از او تحویل گرفتم حالم منقلب گشته و به شدت شروع به گریه نمودم به طوری که طاقت نیاورده و سراسیمه به طرف رود فرات رفتم کیمیا را در آب انداختم.
بعد از آن رو به سوی گنبد مطهر حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) نموده و عرض کردم؛ سیدی و مولای، کیمیا درد مرا دوا نمی کند، جعفر کیمیای محبت شما اهل بیت (علیهم السلام) را می خواهد و در حالی که به شدت گریه می کردم به حرم مطهر مشرف شدم.
بعد از این واقعه حضرت اباعبدالله (علیه السلام) محبتهای زیادی به من نمودند و این واقعه نیز یکی از امتحانات بزرگی بود که در طول سلوک برایم اتفاق افتاد. »
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️توسل به آیات قرآن در سیره شهید سید علی اندرز گو
محرم سال ۱۳۵۱ در قم ساکن بودیم. پدر و مادرم را که خانه ما را بلد بودند، دستگیر کرده بودند و آنها بالاجبار خانه ما را معرفی کرده بودند. ساعت ۱۲ شب بود که آقا دل دردی داشت و رفت درمانگاه.
زنگ خورد رفتم دم در. دیدم خانه تحت نظر است. ساعتی بعد آقا با همان لباس طلبگی به خانه آمدند. خیلی تعجب کردم.
گفتم: مگر خانه تحت نظر نبود؟
گفت: وقتی که می آمدم مأموران جلوی در خانه بودند. آیه وجعلنا «وَ جَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ» (سوره یس آیه ۹) را خواندم.
آنها مرا نمی دیدند و وارد خانه شدم. غروب روز بعد وسایل خانه را جمع کردیم و رفتیم.
💠کتاب سه شهید
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️شهید سيد حسن نصرالله
باید پرچم فرماندهان بزرگ شهیدمان را برداریم و ادامه دهیم.
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️انس با نماز در سیره شهید محمد جواد باهنر
محمد جواد هر قدر گرفتارتر می شد، نمازهایش هم طولانی تر و دعاهایش بیشتر می شد.
گاهی وقت ها هم حجره ای ها سر به سرش می گذاشتند.
وقتی آماده نماز می شد، می گفتند: نامه بنویس بیا خداحافظی کنیم؛ چون تا نمازت تمام شود، ما مرده ایم یا دست کم پیر شده ایم.
💠کتاب شهید باهنر
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar