♦️نماز شب آیت اللّه سید احمد کربلایی
عارف بزرگ، میرزا علی آقای قاضی فرمود:
شبی از شب ها را به مسجد سهله می گذرانیدم، به نیمه شب یکی درآمد و به مقام ابراهیم علیه السلام مُقام کرد و از پی فریضه صبح در سجده شد تا طلوع خورشید. آنگاه رفتم و دیدم آقای سید احمد بکاء است و از شدّت گریه، خاک سجده گاه را گِل کرده است.
علاّمه، آقا بزرگ تهرانی هم درباره مرحوم کربلایی می فرماید:
به هنگام نماز بر وجود خود تسلّطی نداشته و اشک های او همانند ابر بهاران فرو می بارید. او کثیر البکاء بود... من چندین سال همسایه او بودم، در این مدّت کارهای شگفتی از او دیدم... در نماز - به ویژه به هنگام نوافل لیلیه - عنان اختیار از کف می داد و از خود بی خود می شد.
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
هدایت شده از شعله ی طور(محمد هادی اصفهانی)
مگر نور آن چیزی نیست که با آن جهان را می بینید؟
♦️المکتوبات فی النجف الاشرف
@m_h_esfahani
♦️سیره علامه آیةالله حاج شیخ عبدالحسین امینی (صاحب الغدیر)
آیت الله ملکوتی در بیان سیرۀ علامه امینی می فرماید:
مرحوم علامه امینی برای نوشتن کتاب گران قدر «الغدیر» سفرهای زیادی می کرد؛ ولی زمانی که در نجف بود، به طور مرتب به زیارت قبر مقدس حضرت امیر (علیه السلام) می رفت و همیشه وقتی وارد حرم مطهر می شد، در پایین پای حضرت قرار می گرفت و آن جا زیارت می کرد و نماز می خواند و از همان جا برمی گشت و به احترام آن حضرت، هیچ گاه به بالای سر و جلوی حضرت و پشت سر ضریح آن حضرت نمی رفت.
او هنگامی که روز عاشورا در کربلا بود، می آمد و در حرم امام حسین (علیه السلام) پیراهن بلندی می پوشید وچفیه به سر می انداخت و با پای برهنه، مَشکی به همراه خود برداشته و به دوش می گذاشت و به زائرین آب می داد و به اصطلاح سقایی می کرد.
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️ارادت شهید مجید پازوکی به حضرت زینب (س)
سوریه زیاد می رفتم. آخرین بار که مجید را دیدم، یک کاغذ داد دستم. گذاشته بود توی پاکت و چسب زده بود.
گفت” بیاندازش داخل ضریح حضرت زینب سلام الله علیها. خیلی سفارش کن. حاجت بزرگی دارم.”
وقتی برگشتم خبر شهادتش را دادند.
حاجت بزرگش چه زود برآورده شده بود.
💠مجموعه یادگاران، جلد ۲۹، کتاب مجید پازوکی
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
هدایت شده از شعله ی طور(محمد هادی اصفهانی)
28.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خنک چشم
♦️المحاضرات فی النجف الاشرف
@m_h_esfahani
♦️استاد بزرگ علم اخلاق، مرحوم شیخ محمد بهاری رحمه الله می فرماید:
«کسی که می خواهد متقی باشد و در راه تقوا قدم گذارد، باید چند امر را مراعات نماید: اول ترک گناهان، که پایه تقوا و اساس دنیا و آخرت، بر آن بنا نهاده شده است؛ و مقربین درگاه خداوند متعال، به چیزی بالاتر و بهتر از آن تقرب نجستند.
و از این جاست که حضرت موسی علیه السلام از حضرت خضر علیه السلام سؤال می کند، که چه کرده ای که من مأمور شده ام از تو تعلم کنم؟ به چه چیز به این مرتبه رسیدی؟
فرمود: بترک المعصیۀ،[با ترک گناه] پس این را باید انسان بداند و نتیجۀ آن هم بزرگ است.
💠کتاب سیمای فرزانگان
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️ جلب نظر خاصه♦️
از امور راهگشا برای جلب نظر خاصه امام معصوم علیه السلام این است که ازشب ولادت تا غروب روز ولادت و یا در شب شهادت تا غروب روز شهادت آن حضرت از جانب همه انبیا و اولیای الهی صد مرتبه سوره حمد تلاوت کنید و هدیه به آن امام کنید.
♦️به نقل از یکی از شاگردان آیت الله پهلوانی ره و آیت الله سید عبدالله جعفری ره
🔺کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️سیره آیت الله کوهستانی(ره) در زیارت امام رضا علیه السلام
لحظه وداع ایشان با مولایش حضرت رضا علیه السلام نیز دیدنی بود. یکی از شاگردان ایشان می گوید:
حال ایشان هنگام وداع عجیب بود. چنان با آن حضرت سخن می گفت که گویا او را در برابر خود میبیند و حضوری با او گفت وگو می کند و مثل بندهای ذلیل در برابر مولای خود عجز و لابه می نماید.
پس از مدتی که روبه روی حضرت می ایستاد، اشک ریزان به سمت رواق «دار السیاده» می رفت و صورت را روی عتبه می گذاشت و مدتی با حضرت درد و دل می کرد، آن گاه به سمت درب صحن می رفت و لحظاتی در آن جا میایستاد.
خلاصه آنکه وداع ایشان با حضرت حدود یک ساعت طول می کشید. گویا نمی توانست از آن حضرت دل بکند وا ز محضرش جدا شود.
در تمام این مدت گریه و اشک فراوانی از دیدگانش جاری بود و حالش قابل وصف نبود.
💠کتاب کوهستانی
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
♦️مرحوم علامه طباطبایی(ره)
ایشان در تابستان ها همواره به زیارت حضرت رضا علیه السلام می رفت و تمام تابستان را در مشهد مقدس ساکن می شد و هرشب نیز به حرم مطهر مشرف می گشت.
اگر هم به ایشان پیشنهاد می شد در جای خوش آب و هوایی در مشهد ساکن شود می فرمود: ما از پناه امام هشتم علیه السلام جای دیگر نمی رویم.
وقتی به مشهد مشرف می شد و به حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام می رفت، دست های لرزان خود را بر چارچوب در می گذاشت و به گونه ای چارچوب را می بوسید که نشان می داد تمام وجودش به ساحت قدس آن حضرت ادب و عشق می ورزد و این ادب و عشق، در تمامی اوقات زیارت و نمازش در حرم مطهر، از سوی ایشان به خوبی پیدا بود.
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar
هدایت شده از شعله ی طور(محمد هادی اصفهانی)
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگذار اصلا نباشی
♦️المحاضرات فی النجف الاشرف
@m_h_esfahani
♦️نماز شهید علی محمود وند در زیر رگبار تیربار
تیر تراش می زدند. دوشکا و تیر بار را کار گذاشته بودند توی خاک، درست مماس با زمین. سرت را که می آوردی بالا می زدند.
علی خوابیده بود روی زمین. همان جا دستش را زد توی خاک و تیمم کرد. دراز کش نمازش را خواند.
رفته بود پیش آیت الله دستغیب
پرسید ” تکلیف آن نماز چه می شود.
شهید دستغیب جواب داده بودند:
حاضرم تمام عمرم را بدهم ثواب دو رکعت نماز شما را بگیرم.
💠کتاب یادگاران، جلد ۳۰، کتاب علی محمود وند
♦️کانال تذکرة الاولیاء
@tezkar