eitaa logo
"برکه"
534 دنبال‌کننده
443 عکس
12 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
[Loud silences, Silent voices]
باید به واقعیت گره‌م بزنی
شدم مثل الکلی که درش رو نذاری می‌پره مثل بادکنک هلیومی که اگه نگیریش می‌ره
یک، دلم می‌خواست پودر قهوه رو به عنوان انفیه استفاده کنم
دو، ماه در سپیده‌ی صبح زیبا بود و برای گرفتن عکسش اتوبوس اول رو از دست دادم
سه، پاهایم مرا از رفتن باز می‌دارند
چهار، فکر کردم دارم از پسش برمیام اما در حقیقت دارم از کنارش رد می‌شم
پنج، از خستگی مثل یه آدامس جویده شده یا یه قوطی آلومینیومی لگد خورده‌ام، احساس تورم و تب می‌کنم
Six, It's been so long although it's like no time has passed
Seven, funny in a weird way
Oh god I'm not even processing the reality..
Romanticize your Autumn with the Cottage fairy.