بالاخره میتونم ادامهی کتاب فلسفی درباره ناامیدی که نصفه مونده بود رو بخونم و فیلم ونکا رو ببینم و یه جوری از پس این خشم بربیام
سکّان نفست رو به دست بگیر، راهت رو با کمک ستارهها پیدا کن و هدایت این کشتی رو به امواج نسپر.
خودم هم نمیدونم چی به سرم اومد، تظاهر نکن که میدونی. خودم هم نمیشناسم این فکر رو، وانمود نکن که میشناسی.
A melancholic person who's not sleeping, not crying, not praying, not dreaming, not eating, not dead.