eitaa logo
"برکه"
535 دنبال‌کننده
443 عکس
12 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یه آقای نظریه‌پرداز که اسمش دابروسکی بوده اعتقاد داشته آدم‌هایی که پتانسیل بالایی برای رشد و پیشرفت دارن و مثل بقیه مردم فقط تحت تأثیر نیاز‌های بدنشون یا محیط اجتماعی نیستن، هم نسبت به محرک‌ها حساس‌ترن و هم بالاخره یک جایی از زندگی اضطراب و افسردگی رو تجربه می‌کنن، چرا؟ برای این‌که دچار فروپاشی مثبت بشن! چرا اسمش فروپاشیه ولی مثبته؟ برای این‌که چیزهایی که تحت تأثیر بدن و محیط یادگرفته‌ن رو این‌جوری می‌تونن از ذهنشون بیرون کنن و فراموش کنن، که این اتفاق خوبیه چون باعث می‌شه بتونن خود واقعی‌شون رو پیدا کنن و اصیل باشن که یه سطح بالاتر از رشد و پیشرفت شخصیه و هرکسی بهش نمی‌رسه.
کاش قلبم به اطمینان می‌رسید.
از موقعی که راه افتادیم حس می‌کنم من نیستم، من تصمیم نمی‌گیرم، انگار یه نوار ضبط‌شده در حرکته که ادراکات حسیش رو در جسم هم تجربه می‌کنه. غروب می‌شه ابرها با رنگ طلایی دورگیری می‌شن و طیف رنگی قرمز تا آبی با زرد خورشیدی در میدان دید پیدا می‌شن. آسمون به تیرگی می‌کشه و تعدادی ستاره هم به نمایش درمیان. هرچقدر مسافت بیشتری طی می‌شه همه‌جا حالت میزبانی برای زیارت می‌گیره. دارم فکر می‌کنم چه‌قدر دامنه‌ی احتمالات و مکان‌هایی که می‌تونستم در این زمان به جای این‌جا درشون باشم وسیعه (اشتباهی نوشتم ضعیف و تصحیحش کردم، چه تصادفی). به ماه خیره می‌شم و تصور می‌کنم مصمم و ثابت‌قدم بودن چه مهمه و من چه غیرواقعی ‌ام. می‌دونم انتخاب این مسیر از میون هیچ دوراهی‌ای نمی‌تونه اشتباه باشه، اما نکنه ما فقط این رو برای طیب‌خاطر خودمون می‌گیم؟ هرطور که هست توی ذهنم این مصراع می‌گرده که "ای بی‌بصر من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را" همه جا رو خاک گرفته و در همین فاصله‌ی کوتاه یک لایه روی ماشین نشسته. این‌جا همه زائرند. - پشت مرز؛ یک‌شنبه، ۲۸ مرداد ۰۳
"در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرند که با این درد اگر در بند درمانند، در مانند"
میون ابهام ایستادم و دست‌هام خالیه ولی آرومم و نمی‌دونم تا کی می‌تونم آرامش رو با دست خالی نگه دارم. نمی‌دونم چه‌قدر می‌تونم بنویسم، زیاد امتحانش نمی‌کنم، نمی‌دونم کلمه‌هام ارزش نوشته‌شدن و در ادامه خونده‌شدن رو داره یا نه. نمی‌دونم کی می‌تونم محتوای فکرم رو درست با کسی درمیون بذارم و اصلا باید این‌کار رو بکنم یا نه. دست خالی توی برهوت ایستادم، گرد و خاک گردباد قبلی رو می‌بینم که داره دور می‌شه و فرومی‌نشینه و صدایی بهم گوشزد می‌کنه که گردباد دیگری در کمینه.
https://eitaa.com/6046862/53959 راستش بیشتر از این‌که ایده‌ای نداشته باشم مطمئن نبودم می‌شه انجام داد و بچه‌ها شرکت می‌کنن یا نه. نظر خودم اینه که ابزار رو محدود کنیم و قدم به قدم جلو بریم، مثلا روز اول اشیاء رو بکشیم با مداد سیاه معمولی با تمرکز بر خطوط، روز دوم باز اشیائی رو با سایه‌زنی و رعایت کنتراست بکشیم و روز سوم به صورت رنگی. بعدش همه‌ی اینا رو با هم منتشر می‌کنیم✨. بعد از این هم می‌تونیم باز مثلا سه روز طبیعت بی‌جان بکشیم، بعدش فیگور و در آخر پرتره.. حالا اگه واقعا گرفت هم می‌تونیم متریال‌های مختلفی استفاده کنیم مثلا خودکار، پاستل، آبرنگ یا هرچیزی که داشتین و برای پرتره مثلا یک هفته زمان بذاریم و با مدیوم‌های مختلف امتحانش کنیم یا اجزای چهره رو به تفکیک یه روز به هرکدوم اختصاص بدیم☁️.
اینم بگم که به‌نظرم حداقل ده نفر لازم داریم برای شروعش، هرکس علاقمنده که شرکت کنه اعلام حضور کنه لطفاً 🙌 و اگر پیشنهاد بهتری برای این چالش هنری دارین هم خوشحال می‌شم با هم بهترش کنیم https://gkite.ir/es/8113083
هدایت شده از 🇵🇸Season2🇮🇷🎒
https://eitaa.com/theLake/4345 من خودمم بدم نمیاد اما مشکلم اینه که شاید همه این سبکا رو کار نکرده باشن و نتونن انجامش بدن
نمی‌دونم.. اگه کسی بلد باشه نقاشی بکشه بنظرم استفاده از خطوط و سایه و رنگ رو تاحدودی بلده دیگه، اگه منظورت مدیوم‌های دیگه مثل آبرنگ و پاستل و... ست اونا آپشن اضافه‌ست و هرکس برای قسمت رنگی اگر بلد بود می‌تونه انجام بده
📨 📝 متن پیام : من هستم یه ایده ی جالب اینه که میتونیم هر روز با یسری تنالیته رنگ مشخص کار کنیم و تکنیک هم دل خواه باشه، مثلا یه روز رنگ بنفش و سبز یا زرد و ابی و اینجوری جالبه بنظرم. یا میتونیم یه هر روز یه سبک خاص رو کار کنیم و یا هر روز یکی از نقاشیای معروف رو با سبک خودمون بکشیم مثل نقاشیای ونگوگ یا پیکاسو و اینا ~ این دوتا ایده هم خییلی جالبن 🥲
📨 📝 متن پیام : هر کاری خواستید بکنید منم بازی 🖐 ~ 🤝
📨 📝 متن پیام : من خیلی هستم، خیلییی🤝 _مهرماهی:") ~ به به ✨💗