پس در نهایت تو حق این را نخواهی داشت که مرا بهخاطر انتخاب خودت سرزنش کنی..
برای منی که به تازگی از حالت بقا خارج شدم
و حوصله خیلی چیزا رو ندارم
و فقط دارم سعی میکنم خودمو توی این دنیا نگه ندارم،
درد و رنج و گرما و سرما و اشک و ناله و فغان و کمبود و کوفت و مرز و هیچ چیز و همه چیز
مسخره و
بی مزه
و جالبه...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
برای منی که به تازگی از حالت بقا خارج شدم و حوصله خیلی چیزا رو ندارم و فقط دارم سعی میکنم خودمو تو
و من دارم از همشون لذت میبرم..
خیلی حال میده واقعا..
این چندوقته هیچ احساس خاصی نسبت به هیچی نداشتم...
حتی عصبانیت خام که پروردشم...
استراس اظطراب
غم اندوه
هیچی~..
من حتی دارم از بی برقی و گرما هم لذت میبرم
چيزايی که احساس میکنی دردناکن لذتشون حتی بیشتره..
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
شبیه بیماران روانپریش به نظر میرسم ریموند؟
خب که چی؟
خودم اینو انتخاب کردم که لذت ببرم
و دارم میبرم
و جات خالی خیلی کیف میده...