الان اینجا دو تا رویکرد متفاوت در مقابل "درد و ریجکت" داریم
دو استراتژی اصلی:
1. عادتدادن
(Desensitization / Exposure).
2. آمادگی ذهنی
(Anticipation / Pre-acceptance)
که چون خودم مورد دوم هستم توضیحش میدم:/ 🤣
البته هیچکدام مطلقاً برتر نیستن؛ بسته به شخصیت و سبک هرشخص، یکی طبیعیتر مینشیند.
با توجه به اینکه من همیشه دنبال پیشبینی، طراحی و بازتعریف قواعد بازی هستم، رویکرد دوم (آمادگی ذهنی) بیشتر با استراتژی م همراستاست...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
الان اینجا دو تا رویکرد متفاوت در مقابل "درد و ریجکت" داریم دو استراتژی اصلی: 1. عادتدادن (Desen
- قبل از ورود به میدان، احتمال ریجکت را در محاسباتت میگذاری.
- یعنی شکست یا رد شدن را از قبل بهعنوان یک «سناریوی محتمل» پذیرفتهای.
- وقتی اتفاق میافتد، غافلگیر نمیشوی و شدت درد کمتر است.
- نقطهی قوت: حس کنترل و پیشبینی داری؛ درد را بهعنوان بخشی از بازی میپذیری.
- نقطهی ضعف: اگر زیادهروی شود، ممکن است به شکل «انتظار دائمی شکست» دربیاید.
و بله من احتمال شکست رو در محاسباتم در نظر میگیرم و چون معتقدم ذهن فرمانده وجود است، در صورت شکست باز هم همه چیز تحت کنترل من است...
اما هیچوقت نمیذارم این دیدگاه باعث نقطه ضعف و کاهش ریسکپذیری من بشه..
این دقیقاً همون نقطهای هست که نگاه من رو از «مقاومت منفعل» به «فرماندهی فعال» متمایز میکنه...
اوووه چقدر از خودم تعریف کردم😌😂
اصن چنل خودمه بایدم بکنم😂
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
Never put me in a position where I have to show you how cruel and ruthless I can be once I reach
دمت گرم ای عمویی که اینو برام فرستادی و گفتی "این چقدر توست" ...
بله من قبول دارم حرف شما رو و اصلاً جایی برای رد کردنش نیست...
ولی ای کاش اینم بهم میگفتی که چجوری این وجه رو نشون ندم، اما دیگران بدونن که وجود داره...
تا سر فقط یکبار در ۵سال، اونم در مدت زمان نهایتاً ۳۰ ثانیه، فقط ۳۰ ثانیه از خودکنترلی خارج شدن و فریاد زدن جمله "من مستبد هستم"، رفیقم کاملاً باهام قهر کنه...
اوکی اصلا من هرچقدرم تحت فشار بودم بازم رفتارم اشتباه بود...
اما اون ضربه آخر رو زد و دقیقا من رو در موقعیتی قرار داد که سایهام فعال شد و معماری آرامش و کنترل روایت از دستم خارج شد
و نهایتا تهاجمی و تند رفتار کردم
اما مگه فقط همین یبار نبود؟