𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
Never put me in a position where I have to show you how cruel and ruthless I can be once I reach
دمت گرم ای عمویی که اینو برام فرستادی و گفتی "این چقدر توست" ...
بله من قبول دارم حرف شما رو و اصلاً جایی برای رد کردنش نیست...
ولی ای کاش اینم بهم میگفتی که چجوری این وجه رو نشون ندم، اما دیگران بدونن که وجود داره...
تا سر فقط یکبار در ۵سال، اونم در مدت زمان نهایتاً ۳۰ ثانیه، فقط ۳۰ ثانیه از خودکنترلی خارج شدن و فریاد زدن جمله "من مستبد هستم"، رفیقم کاملاً باهام قهر کنه...
اوکی اصلا من هرچقدرم تحت فشار بودم بازم رفتارم اشتباه بود...
اما اون ضربه آخر رو زد و دقیقا من رو در موقعیتی قرار داد که سایهام فعال شد و معماری آرامش و کنترل روایت از دستم خارج شد
و نهایتا تهاجمی و تند رفتار کردم
اما مگه فقط همین یبار نبود؟
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
Never put me in a position where I have to show you how cruel and ruthless I can be once I reach
بچهها میخوام یه نظر بگیرم ازتون
من واقعا لازم میبینم این ویژگیم رو به صورت یه مانیفست برای بقیه روشن کنم
البته نه برای هر آدم رندمی،، اصلا در مقابل اونا لزومی به کنترل سایهام نمیبینم و خیلی راحت میتونم حسابشون رو بذارم کف دستشون
و این برای خودمم مفیده چون انرژی سایهام تخلیه میشه و به یه توده سیاه پرچگال توی وجودم تبدیل نمیشه که بعدا توی شرایط نامناسب منفجر بشه...
این مانیفستم رو فقط برای آدمایی روشن میکنم که واقعا برام با ارزشن و حامل معنا...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
بچهها میخوام یه نظر بگیرم ازتون من واقعا لازم میبینم این ویژگیم رو به صورت یه مانیفست برای بقیه
برای آدمهای بیاهمیت، تخلیهی سایه به شکل واکنش مستقیم مفیده چون جلوی انباشت رو میگیره. اما برای آدمهای ارزشمندم، کانالهای تخلیهی سایه رو مسدود میکنم تا کنترلشده باشه تا رابطه آسیب نبینه.. رابطمون امن باشه، مفید باشه، با ارزش باشه، حامل آرامش و عمق و معنا باشه...
برگردیم سر نظرسنجی که میخواستم بکنم
میدونم در آخر با واکنشهای منفی از طرف کسانی که مانیفستم رو براشون آشکار کردم مواجه میشم... اما...
به نظرتون سبک و لحن بیانم چجوری بهتره؟ (لطفا پیوی بگید)
- نرمتر:
«لطفاً من را در موقعیتی قرار نده که مجبور شوم سختترین و بیرحمترین وجه خودم را نشان بدهم.»
- صریحتر:
«هیچوقت من را مجبور نکن که بهت ثابت کنم چقدر میتوانم مستبد و بیرحم باشم.»
- نمادینتر:
«من ظرفیت سایه را دارم؛ اگر مرا به لبه برسانی، آن سایه فعال میشود.»
- دیپلماتیک:
«من همیشه سعی میکنم آرام و محترمانه رفتار کنم، اما اگر فشار بیش از حد باشه، ممکنه واکنشهام سخت بشن. ترجیح میدم هیچوقت به اون نقطه نرسیم.»
- صمیمی:
«من دوست دارم رابطهمون امن و صمیمی باشه. اگر شرایطی پیش بیاد که کنترل از دستم بره، هم برای من سخت میشه، هم برای تو. پس بهتره از همون اول مراقب باشیم.»
- با جذبه:
«من ظرفیت واکنشهای خیلی شدید رو دارم، اما انتخابم همیشه احترامه. فقط انتظار دارم هیچوقت من رو مجبور به نشان دادن اون ظرفیت نکنید.»
همهی انسانها سایه دارن بچهها، چون هیچکس تمام جنبههای شخصیتش را بهطور کامل پذیرفته نمیشه....
سایه هم تهدیده (اگر سرکوب بشه)، هم فرصت (اگر شناخته و ادغام بشه).
سایههای من شدن یک منبع قدرتمند و سنگین از انرژی... که من باید اون رو به صورت کنترل شده خارج کنم تا باعث انفجار درونی و بیرونی نشه...