خیلی ریلکس تو ماشین داشتم فیلم میدیدم سرمو آوردم بالا دیدم یه عنکبوت اندازه کف دست رو زانومه🙂
یه سری ادیت از توکیو ریونجرز دیدم و یادم اومد موقعی که اخرای پخش فصل یکش بود با خواهرم مانگاشو شروع کردیمو باهم تو لپ تاپ میخوندیم بعد دقیقا شب قبل خواب رسیدیم به ماجراهای اِما و من نمیدونم چرا یجوری زدم زیر گریه که خواهرم قشنگ ده دقیقه صبر کرد من اوکی شم بعد ادامه بدیم واقعا یادش بخیر😂😂