بازی مرگ تونست به بهترین حالت ممکن ارزش زندگیو نشون آدم بده، اینکه چقدر مهمه تو اون فرصت باقی مونده زندگی کنیم و هرچقدر میتونیم از وقتی که برامون مونده چه کوتاه یا چه طولانی لذت ببریم. هیچوقت نمیتونی بفهمی کی ممکنه بمیری یا چجوری و تو چه موقعیتی ولی حداقل میتونی در حق خودت این لطفو بکنی که تو زمان زنده موندنت از زندگیت درست استفاده کنی، مفید زندگی کنی و قدر آدمای اطرافتو بدونی، اونایی که میدونی اگه اتفاقی برات بیفته چقدر زندگیشون قراره داغون بشه...
وقتی توی ترس دائم زندگی میکنی، نمیتونی بگی داری زندگی میکنی. ولی ازونجایی که من ترسو بودم، همیشه توی ترس دائم زندگی میکردم. از ترس اینکه دنیا قدر منو نشناسه، که از هم سن و سالام عقب نمونم و اینکه طرد نشم. به خاطر همین ترس قبل ازینکه زندگی حتی شکوفا بشه زندگی خودم رو گرفتم. فقط بعد از مرگ متوجه شدم که اون زندگیم یه فرصت بود. دردی که فکر میکردم کل زندگیمو گرفته، فقط یه بخش کوچیکی ازش بود؛ یه روز روشن بود، یه روز ابری و یه روز بادی. من اون زندگی که با این روزها تشکیل شده بود رو یاد گرفتم و اینکه شکست خوردن تا وقتی که به راهم ادامه بدم اشکالی نداره.
_Death's game
انقدر که از همه ایموجی های مفهوم غمگین برای مسخره کردن استفاده کردم دیگه نمیتونم برای مواقع غمگین از ایموجی استفاده کنم🙂💔
حقایق به کلمات زیادی نیاز ندارند، اما هیچ تعداد کلمه ای برای دروغ کافی نیست.
_Friedrich Nietzsche