کورالین گریه میکنه
کورالین اضطراب داره
کورالین دریا رو میخواد ولی از آب میترسه
ولی شاید دریا درون خودش باشه...
همه جا پر از خنده و شادی بود، نمیشد دیگر هیچ اشکی که زیر پوشش خنده از مردم دنیا پنهان شده بود را دید، دیده نمیشد
«شیاطین»