بدنش از درون مانند سربازی شده بود که بعد از عملیاتی شکست خورده، یارانی کشته شده و تنی زخمی، تنها میان بیابانی از جسد ایستاده؛ بیابانی از جسد هایی که زمانی خاطراتی دلنشین و شادمان بودند، جسد هایی از جنس او.
Freak
برخلاف کسایی که ازت فرار میکنن من تو رو در آغوش میگیرم، مثل یه آتشفشان، عشق تو دمایی که هنگام لمس میتونه ذوب شه!منو سمت خودت ببر خیلی پایین تر تا انتهای زمین:)
_Volcano
آدم هارو باید از روی عملشون شناخت، نه از روی حرف هایی که میزنن
_مردی به نام اُوِه
اگه سرنوشتتو دوس نداری قبولش نکن
به جاش شجاعت داشته باش که بتونی سرنوشتتو عوض کنی
_Naruto
او هرگز نمیتوانست از آن نگاه و دل بی قرارش جلوگیری کند، نگاهی که سه سال پس از شروعش، در تابوتی از دروغ به پایان رسید. دروغی سهمگین که هیچ گاه توانا به باور کردنش نبود، دروغی که امروز سوخته و به خاکستر تبدیل شد. خاکستری که زمانی جادوی زندگی اش بود، و حالا تنها خاطراتی بود که بار ها به اعدام محکومش میکرد، اعدامی سراسر درد که پایانی نخواهد داشت...
Freak