جزئیاتکسلکننده
عجیبه. اینکه یه اپلیکیشن، یا بهتر بگم یک وسیلهای برای به اصطلاح بهتر زندگی کردن که البته بیشتر گند
چطور ممکنه که هنوز یک عده پای اندیشههای پوچشون باشن. افکاری که بنظرم اگر با همین روند ادامه پیدا کنند آسیب چشمگیری به همراه داشته باشند و طبیعتاً وضعیت ناجوری رو برای یک جامعه یا اجتماع بدنبال خودشون دارن. با این اتفاقها تنها نتیجهای که میشه گرفت این هست که دست به دست انسانهایی میدهم که به فکر درست کردن و ضد این نوع افکار مخرّب هستند، برخیزم به تکذیب انسانهای دارای افکار مضحک
قرار شده بود اواخر امتحان که شد با شنیده شدن صدای خودکار تو رفته همه باهم پیاده بشن و جلسه رو ترک کنیم. نوک خودکار رو فرستادم داخل ولی کسی جز خودم بلند نشد و متحیر از جلسه بیرون رفتم. جدا از صحبتهای حاشیهای که همیشه میشه و تموم هم نمیشه توجهم به رعنا جلب شد که از جوییده شدن کتاب روانشناسیش میگفت و با عینک ذرهبینیش کتابش رو ورق میزد و دنبال جواب سوالها میگشت که اطمینانش رو از درست نوشتنشون بیشتر کنه؛ به جواب سوالهایی که اشتباه نوشته بود میرسید به ارواح دبیر زیر لبی چیزی میگفت و وقتی به پاسخ درست هاش میرسید حس عمهای رو داشت که به عروسی برادرزادهش رفته و مجبوره برقصه.
خوش بود، این وسطها به فرجه جامعه هم غر میزد ولی خوش بود. چیه این خوشی؟
نصیحتِ، دوستهای دبیرستان همیشگیان و بهترین دوستهات میشن سعی کن با آدم خوبی دوست بشی
یک نصیحت چرند و خنده دار هست
عزیزانِ شبآرزو فن، امشب شب آرزوها نیست.(درواقع به معنی این نیست که هر آرزویی بکنیم باهاش موافقت بشه، شب رغبتها و آمرزش از خداست.) این کلمهی شبآرزوها سال ۸۰ از دهان یک مجری بیرون رفته و الان یک سری افراد میگن شب آرزوئه. این وسط پس اسلام؟
ماه رجب؟ سخن خدای حکیم و کریم چیمیشه؟
بریم بچسبیم به نماز لیلهالرغائبمون و درس و عبادت و درس و عبادت و درس و عبادت.
این وسطها دعاهم یادتون نره✊🏿