کتابخانه ی نیمه شب خاله کایرا
پسر عموی کلخلم 🗣
هخخخخخخخ
گفت بیا کشتی بگیریم گفتم بابا ولم کن ( میتونستم بزنمش ولی خودم حال نداشتم به سمت مامانش پناه بردم )
همچنان میگم پسرعموم کلخله دو تا بیسکوییت برداشتم من رو میزنه برو بمیر
کتابخانه ی نیمه شب خاله کایرا
من دیگه برم این یارو رو بازی کنم🚶🏻♀
کتابخانه ی نیمه شب خاله کایرا
فدا خودت بانو
نفرمایید ساعت گوشیم مشکل داره یک دقیقه جلوعه برای همین زود تر شد 🙃