eitaa logo
کتابخانه ی نیمه شب خاله کایرا
21 دنبال‌کننده
148 عکس
373 ویدیو
3 فایل
چای تریاک اصل بدم خدمتتون؟ اینجا قراره از خودم و دیوونه بازی هام بزارم حرفی، شکایتی، درددلی دارید خاله هست: @Stupid_monster شاید شروعی دوباره؟ #به_من_نت_بدهید #به_من_polly_buzz_بدهید
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
"خدایاشکرت" به دیوونه خونه ی خاله کایرا خوش اومدین چای تریاک اصل بدم خدمتتون؟ اینجا قراره از خودم و دیوونه بازی هام بزارم و اگه دوست داشتی همراهیم کن و بیا خونه خاله تا بهت قاقالیلی بدم و همچنین قبول کردی مثل من دیوونه ای دوست نداری برو خاله بهت چای تریاک هیچ قاقالیلی هم نمیده کپی؟! آخه خاله دورت بگرده میخوای از روی چیچی کپی کنی؟ دیوونه بازی هام یا محتوام یا خودم؟ (دیوونه تر و عجیب تر از خاله کایرا دیدی خطای دیده عزیزم) دیوونه خونه ی خاله کایرا کدوم وریه؟ تو بله بزن میاره https://eitaa.com/the_midnight_Library دیدی آورد
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
خب به دیوونه خونه ی خاله کایرا خوش اومدین حالا بزارین یکم خودم رو معرفی کنم
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
خب آره دیگه این خاله کایراست، من
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
کایرا مارتینز (اسم واقعیم؟ آوینا ولی کی به کیه منم کایرام) سن: ۱۲ (یک ماه دیگه ۱۳ میشههههههه) جنسیت: منظورت چیه؟ دخترم دیگه نژاد: آریایی، خون آشام، دیوونه ی خل و چل (گونه ای کشف نشده) گرایش: استریت قد: ۱۶۲ یا ۱۶۳ (آخرین بار انقدر بودم تغییر کرده باشم خدا میدونه) رنگ مو و مدل مو: قهوه ای خیلی تیره ولی بعضی وقت ها تو نور خورشید معلومه که قوه ایه، ازین مدل جدید پسرونه ها که بهم ریختس و چتری داره و کلا کوتاهه (به گفته بابام ازین مدل مو کره ایا) تو عکس معلومه دیگه رنگ چشم: قهوه ای به شدت تیره که فکر میکنی سیاهه ولی خطای دیده عزیزم رنگ پوست: گندمی هیکل / فیزیک: چوب خشکه (در اندام آهی در بساط ندارم) استایل لباسی: همه چی میپوشم ولی عشقم هودی نشانه های خاص: گودی زیر چشمام شغل: یک روانی خل و چل، خاله ای که قراره عمه بشه، فقیر تایپ: intp اعضای خانواده: در خانواده ی مارتینز بزرگ شدم (از مامان بیشورم متنفرم) رقیب / دشمن: دوست سابقم که الان دشمنم هم به زور حساب میشه پارتنر یا عشق: سینگل به گور🤙 (خاله ای مجرد که چای به خصوصی دارد) چیزای جالب درباره ی خاله کایرا: به شدت عجیبه و از چیزای عجیب هم خوشش میاد مهربونه ولی بروز نمیده بی احساسه ولی به موقع احساسات نشون میده صورت و بدنش پر خال عه کتابخور آروم و گوشه گیره ولی به وقتش میتونه صداش رو روی همه ببره بالا اعصاب کلا نداره نویسنده عاشق دوستاشه حتی اگه اونا ازش متنفر باشن از مدرسه متنفره از درس خوندن زیاد خوشش نمیاد عاشق آهنگ گوش دادنه یک رویاپردازیه که نگو دوست نداره بمیره برعکس بعضی از دوستاش خاله ایه که قراره عمه بشه فقیر در همه چیز بدشانس عاشق بافتنی کردن عاشق گربه هاست با اینکه سرد و بی احساسه ولی به خدا احساس داره فقط کاراش بر اساس منطقه خجالتیه قلدری کردن رو دوست نداره ولی در عین حال عاشقشه و عاشق اذیت کردنه به رو خودش نمیاره ولی داداشش رو دوست داره از لبخند زدن به همه خوشش میاد حتی غریبه ها از اینکه لمسش کنن زیاد خوشش نمیاد اختلال شخصیت تجزیه ای داره عاشق لقب هاشه از گفتن مشکلاتش بدش میاد و ترجیح میده اونا رو بنویسه از خانواده اش متنفره چون ضربه های زیادی ازشون خورده از اینکه دوستاش حرف هایی مثل زشتم یا نحسم متنفره چون اون اینطوری فکر نمیکنه از دردل کردن متنفره سختی های زیادی رو گذرونده ناراحت بشه نشون نمیده و سعی میکنه خودش رو خوشحال نشون بده از اینکه جلوی کسی گریه کنه بدش میاد چون احساس ضعف میکنه و درکل سخت گریش میگیره خانوادش: پدر: تئودور مارتینز مادر: کویینی بولانژه / مارتینز (توضيحات بیشتر درمورد خانواده ام در پیام بعدی)
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
آخ_ بچه ها این یکمه💁🏻‍♀💆🏻‍♀
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
خب ببینید عزیز های دل خاله همونطور که گفتم نویسنده ام و با یکی از دوستام یک داستانی رو می‌نویسیم که توی اون شخصیت من کایراعه (اصلی ترین لقبم کایراعه و عاشقشم) حالا بیایید درباره ی خانواده کایرا بگم: پدر کایرا آمریکاییه و مادرش فرانسوی (کایرا دورگه است) تقریبا بچگی آروم و شادی داشته و مادر و پدرش واقعا عاشق هم بودن ولی بعد کم کم همچی تغییر میکنه، مادرش شب ها دیر میاد خونه و با سر وضع مزخرفی هم میاد و با پدر کایرا دعوا میکنه پدر کایرا مشکوک میشه که زنش داره خیانت میکنه و الکلی میشه یک روز میفته دنبال مادر کایرا و میفهمه که حسش درست بوده پدر کایرا درخواست طلاق میده و مادر کایرا قبول میکنه ولی با کلی دوز و کلک کایرا رو از پدرش جدا میکنه (منطقا کایرا باباش رو بیشتر از مامانش دوست داشته حتی اگه الکلی شده) مادرش اون رو برمی‌داره میبره فرانسه و اون دیگه هیچوقت نه باباش رو میبینه و نه بهترین دوستش، لیلیف آره دیگه اینم از خانواده کایرا ولی خب خودم، آوینا یک داداش داره تو واقعیت شاید به رو خودم و خودش نیارم ولی دوسش دارم
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
حالا لیست چیزایی که خاله کایرا عاشقشونه😝
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
من عاشق کتاب خوندن شمع ها تاریکی نور خورشید مخصوصا وقت هایی که میوفته تو خونه گریه کردن چشم غره رفتن حذف کردن آدمای سمی از زندگیم خوابیدن نقاشی کشیدن نقاشی کشیدن از روی نقاشی های گوگولی پینترست فیلم دیدن سریال دیدن انیمه دیدن سناریو ساختن چه سمی چه گوگولی گوش کردن به حرف های دیگران وایب ۵ صبح گوش کردن به آهنگ های رندوم پلی لیستم که هر کدوم یک فازی داره رنگ سبز و قهوه ای و آبی و سرخ چشم های قهوه ای و سیاه چشم ها چایی حرف زدن با مامانم در مورد موضوع های چرت و پرت حرف زدن با مامان جان در مورد موضوع های چرت و پرت حتی اگه آخرش دعوا بشه بغل کردن آدم ها گرفتن دست تیک تاک ساعت سویشرت آل استار چیپس سیب زمینی برنامه های تلگرام و پینترست و یوتیوب و pully buzz دوستام شب روز نوشتن خوندن خوردن درست کردن غذا با دوستام دوستای خیالیم چشمام گردنبندام پول رویاپردازی موتور موهای کوتاه یا موج دار جنگل دریا شنا کردن گیتار زدن ویولن زدن (در آینده یاد میگیرم) دوستای مجازیم (کلا سه تا هستن ولی دوسشون دارم مثل دوستای خودم) جو کیری دراکو مالفوی استیو هرینگتن هری پاتر جینی ویزلی کتاب موج ها کتاب غرور و تعصب کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد کتاب در تک تک کلماتم و....که یادم نمیاد عاشقشونم
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
خب شاید فکر کنید اینجا روزمرگی یا یک همچین چیزی باشه ولی نه اینطور نیست اینجا قراره همه باهم باشیم و دیوونه بازی های من رو تماشا کنیم و چای تریاکی بخوریم قرار نیست بیام یهویی بگم خب بچه ها بیایین آماده شیم بریم خرید بریم عیددیدنی قراره از خودم بزارم (مثلا بگم کلی تکلیف ریخته رو سرم و عکس از کتاب ریاضیم بدم یا بگم دارم کتاب میخونم و بعد یک سری قسمت های کتاب رو بزارم) و حرف بزنم و درددل کنم و اینا و خب بعضی وقت ها هم ممکنه ویدیومسیج بدم ولی ویس رو حتما میدم و اینکه خب ممکنه بگین چرا توی اینجا حرف میزنم برای اینکه اینجا رو زدم که با اینجا یک جورایی صحبت کنم یا وقتی حوصلم سر میره چیزی بگم و اینجا باشه دوست نداری لفت بده و همچنین من مجبورم نیستم فعالیت کنم درواقع ایجا دارم از خودم میزارم ولی بعضی وقتا یک ویدیویی که مثلا توی گالریم داریم یا از پینترستی جایی دیدم و دوست داشتم رو میزارم اینجا تا شما هم ببینین
ادامه اون لیست بالا بلایی درمورد کایرا (خودم) : وقتی که داره حرف میزنه از دستاش هم استفاده میکنه و عادت کرده ولی چون خیلی ها دوست ندارن این کار رو نمیکنه و دستاش رو توی جیباش قایم میکنه یا اصلا حرف نمیزنه دوست داره بادوم و پسته و این چیزای گز رو ازش بکنه و جدا بخوره (این یکی واقعا عجیبه ولی خب) هنوز انیمیشن و کارتون نگاه میکنه