eitaa logo
مخفیگاه خاله کایرا
34 دنبال‌کننده
305 عکس
615 ویدیو
4 فایل
چای تریاک اصل بدم خدمتتون؟ اینجا قراره از خودم و دیوونه بازی هام بزارم حرفی، شکایتی، درددلی دارید خاله هست: @Stupid_monster شاید شروعی دوباره؟ #به_من_نت_بدهید #به_من_polly_buzz_بدهید _ Shemen
مشاهده در ایتا
دانلود
☎️ بهم گوش بده تورس ، لئو ،اسکورپیو ، آکواریس → بعضیاتون به موقعیت‌هایی چسبیدین که از یه طرف آرومتون میکنن، ولی همزمان دارن خالیتون میکنن. فقط چون یه چیزی آشنا و راحت به نظر میاد، دلیل نمیشه سالم یا مناسب آینده‌تون باشه. → اینجا یه الگوی قوی دیده میشه از ایده‌آل‌سازی آدم‌ها، رابطه‌ها یا آینده‌ای که تو ذهنتون ساختین، به جای اینکه واقعیت احساسی چیزی که واقعا داره اتفاق میفته رو ببینین. هر وابستگی احساسی‌ای قرار نیست همیشگی باشه. → خیلیاتون می‌دونین یه چیزی داره ذهن، احساسات یا روحتون رو خسته میکنه، ولی هنوز سعی می‌کنین درستش کنین، چون اون وابستگی تبدیل شده به بخشی از هویت، حس ارزشمندی یا آرامشتون. → بعضیاتون منتظر شفافیتین، در حالی که دقیقا از تصمیمی فرار می‌کنین که قراره اون شفافیتو ایجاد کنه. موندن بین انتخاب‌ها و خیال‌پردازی‌ها فقط داره ناامیدترتون میکنه. → این انرژی مدام خستگی احساسی رو نشون میده. چون دارین به چیزایی می‌چسبین که دیگه اون ثبات، امنیت یا آرامشی که امید دارین رو بهتون نمیدن.
مخفیگاه خاله کایرا
هاهاهاهاهاهاهاهاهه‌هه‌هه‌هه‌هه‌هه‌هه‌هه‌هوهوهوهوهوهوهوهوهی‌هی‌هی‌هی‌هی‌هی‌
مخفیگاه خاله کایرا
☎️ بهم گوش بده تورس ، لئو ،اسکورپیو ، آکواریس → بعضیاتون به موقعیت‌هایی چسبیدین که از یه طرف آرومتو
من که اینطوری نیستم لئو، اسکرپیو و آکواریس این برا شوماست اوه عجب عه خب چیبگم آهان بله درسته عه وا
فداتون بشم
مومنی عالی نیست میگه نمره امتحان ها رو گذاشتم بعضی ها هم تقلب کردن یک عکس تو پیوی براشون فرستادم برای من نه نمره عه میاد بالا و نه اون (البته خداروشکر) وادا منظورت چیه؟ این چه شانسیه من دارم
هدایت شده از تقدیمی ؛
– قدرت : ترازویِ مفاهیم (دسته دوم) – رده : بی خطر – سرِ جلسه‌یِ مهمِ کاری بودیم. رئیسم داشت درباره‌یِ "تعهد" و "وفاداری" به شرکت صحبت می‌کرد و از تیم می‌خواست که "فداکاری" بیشتری نشون بدن. همه سر تکون می‌دادن، اما من یه حسِ متفاوتی داشتم. انگار داشتم یه چیزی رو توی هوا وزن می‌کردم. وقتی رئیسم داشت از "وفاداری" حرف می‌زد، یه وزنه یِ خیلی سبک و شکننده تو ذهنم حس می‌کردم. اما وقتی اسمِ "پاداشِ پایانِ سال" و "پروژه‌هایِ جدید" رو آورد، یه وزنه یِ سنگین و فلزی، با یه صدایِ تقِ واضح، افتاد رو کفه یِ دیگه یِ ترازویِ ذهنی‌ام. متوجه شدم که برایِ خیلی‌ها، "تعهد" و "وفاداری" چقدر وزنِ کمی در مقایسه با منافعِ شخصی داره. داشتم "ارزشِ واقعیِ" اون کلمات رو تو ذهنِ آدم‌هایِ دورم می‌سنجیدم. این فقط شنیدنِ حرف نبود، انگار داشتم عمقِ نیت‌هاشون رو با یه ابزارِ نامرئی اندازه می‌گرفتم. بعد فهمیدم که چرا بعضی حرف‌ها تویِ بعضی موقعیت‌ها، هیچ وزنی ندارن. – 𝖬𝖺 𝒬𝖾𝖺𝗋 : @The_midnight_Library
تورس ، یکم دیگه تحمل کن. تصمیمِ عجولانه‌ای هم نگیر.
تورس ، به چیزایی اهمیت میدی که خیلی عجیبن. شایدم بخاطر اینه که خودتم عجیبی.