تنها شخصی که باهاش تو این کلاس حال میکنم خاله اشونه (معلمشون)
هم مهربونه هم درعین حال بلده کی جدی بشه هم تنها کسیه که میتونه این بچه ها رو کنترل کنه
خاله: در حال خوندن شعر برای بار هزارم بعدش خب نگار جان بگو ببینم کدوم یکی از کلمه ها صدای ای میداد؟ *چند دقیقه بعد خاله: نگار جان؟ بگو دیگه *بازم چند دقیقه بعد خاله: نگار؟ خب انگار نگار نیست بریم سراغ یک نفر دیگ_
نگار: خاله! میشه دوباره بگی؟
خاله: خب باشه تو این شعر چند تا کلمه بود که صدای ای میداد؟
نگار: میشه یک دور دیگه شعر رو بخونی؟
خاله: ☺️☺️☺️☺️☺️ باشه عزیزم
*درحال خوندن شعر یک بار دیگه
خاله: حالا بگو ببینم کدوم کلمه ها صدای ای میداد؟
*سکوت
خاله:نگار؟
نگار: نمیدونم خاله
خاله:☺️☺️☺️☺️☺️☺️
مخفیگاه خاله کایرا
بچا ازینا برای اولین بار تو عمرم (آره من ندید بدیدم)
عهههههه منم برای اولین با دیشب خوردمممممم
مخفیگاه خاله کایرا
عهههههه منم برای اولین با دیشب خوردمممممم
پصمامممممن
طعمش باحالهعععع
وای پشمام یک جور چیز شیرین هم توشه
اولین چیز چصی ای که دوستش داشتم این بستنیه و تموم
مخفیگاه خاله کایرا
بچا ازینا برای اولین بار تو عمرم (آره من ندید بدیدم)
بهبهه بخدا ما ندید بدید نیستیم اونا خیلی چسی ان