خب دوستان فعلا
ثیرک دست داداشم محمده تا برگردم گفتم باهاتون مهربون باشه
ثیرک مبهوت (دو روز امیرعلی ندارید گریه کنید)
دقیقاً
ممد جان هنو نرفتما
تو دیگه به ما خنجر نزن
حال درس ندارم نهایتا گسسته مریم جونم
اونم الان نه الان باید دو روز کافه رو مرتب کنم و ماشین زمانو تموم کنم
خیلی داره طول میکشه