هدایت شده از >منهـگرافیستـ<
«کیستی که من اینگونه به اعتماد
نام خود را
با تو می گویم
نان شادی ام را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو اینچنین به خواب می روم
کیستی که من این گونه به جد
در دیار رویاهای خویش با تو
درنگ می کنم!»
زندگی...
با همهی وسعت خویش
محفلِ ساکتِ غم خوردن نیست
حاصلش تن به جزا دادن
و افسردن نیست
زندگی جنبش جاری شدن است
از تماشاگاههِ آغاز حیات
تا به جایی که خدا میداند...!