هدایت شده از ⌝ اتاق سِفید ☕🐇 ⌞
جهت همسایگی با پناهگاهِپنهان فور بفرمایید ؛
🌱
شبی که بارون شدیدی میبارید، " پرویز شاپور " از " احمد شاملو " پرسید :
چرا اینقدر عجله داری؟
شاملو گفت: میترسم به آخرین اتوبوس نرسم.
شاپور گفت: من میرسونمت.
شاملو پرسید: مگه ماشین داری؟
شاپور گفت: نه، اما چتر دارم!
« دوست واقعی کسی است که یاری رسان شما باشد حتی اگر دقیقا آنچه
شما میخواهید را نداشته باشد. »
هدایت شده از 𝐰𝐞
-وقتی رهایم کردی فکر کردم آخرین نفس هایم را میکشم و بی تو نمیتوانم ولی رفتی و رفتنت مانند طنابی بود که از گردن من جدا کردند.
بودنت حس میشد ولی نبودنت لذت بخش تر است.