رویایِ سبزِ جنگل
- داشتم برگه هایِ دانشجوهامو صحیح میکردم.یکی از برگههایِ خالی حواسمو به خودش جلب کرد؛به هیچ کدوم ا
هرچقدر از قشنگی این نوشته بگم کمه
پ.ن ؛ شاید بگی یکی دیگه نوشته ولی من میدونم که خودم نوشتم 🤝
رویایِ سبزِ جنگل
صداها برایش ناواضح بودند و نگاهش تاریک؛
تنها عطری خنک شده و آشنا از مردی بود که میدانست متعلق
به اوست؛
اما نمیدید، گویا درفاصلهای میان مرگ و زندگی معلق مانده
بود، آنگونه که نتواند تشخیص دهد، کجا از آن دنیا قرار داشت؟