مثل وقتی که از کابوس بیدار میشی و میگی خداروشکر فقط رویا بود، یه روز هم بیدار میشی و میگی خداروشکر فقط دنیا بود
جاده تاریکه، دستهام خستهان، پاها و گوشهام هم، کتابی رو برداشتم که رغبتی به خوندنش ندارم، نسکافه سرد شده و سکوت ناخوشاینده