به تلاش کردن ادامه میداد، نه برای اینکه احتمال پیروزی رو میدید، چون بازی هنوز تموم نشده بود
عشق مثل کهکشان منبسط میشه
تا جایی که کلمات عاجز و فقیر بشن
و اونجا سکوت، سکوت مطلق
سکوت ناشی از وحدت روحها
حالا اگه این زخم رو تو زدی عیبی نداره، یکم دور بایست من نگران لباست هم میشم
*البته دور نرو، نزدیک بمون فقط حواست به لباس خودت و زخم من باشه