eitaa logo
"برکه"
536 دنبال‌کننده
443 عکس
12 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
کودک، و در عین حال مسن
جوانی را از جوانان پرسیدم، لب‌هایشان دوختند
به تلاش کردن ادامه می‌داد، نه برای این‌که احتمال پیروزی رو می‌دید، چون بازی هنوز تموم نشده بود
*و گاهی یک امتیاز تو ارزش بیشتری از ده امتیاز دیگران داره
عشق مثل کهکشان منبسط می‌شه تا جایی که کلمات عاجز و فقیر بشن و اونجا سکوت، سکوت مطلق سکوت ناشی از وحدت روح‌ها
چون در دل ما آیی تو دامن خود برکش تا جامه نیالایی از خون جگر جانا -
' می‌گم دامنت آلوده نشه به خون‌ها، نگیره به زخم‌ها '
حالا اگه این زخم رو تو زدی عیبی نداره، یکم دور بایست من نگران لباست هم می‌شم *البته دور نرو، نزدیک بمون فقط حواست به لباس خودت و زخم من باشه
یک کاسه آلبالو با طعم اضطراب
یک روز و نیمه به‌جای باز کردن این جزوه فقط دیوان شمس خوندم، یکمی بهم کلمه داد و حس فقدان، درسم رو هم نخوندم و با اینکه خیلی اهمیت نمیدم و حتی قبل از امتحان خوندنش هم کفایت می‌کنه، با این حال ناخودآگاه مضطرب می‌شم
"برکه"
یک روز و نیمه به‌جای باز کردن این جزوه فقط دیوان شمس خوندم، یکمی بهم کلمه داد و حس فقدان، درسم رو هم
بعد از این هم نتونستم بلافاصله درس بخونم و ابتدا یک شعر گفتم، بدون اینکه قصد داشته باشم شبیه وزن‌هایی شد که مولوی می‌سرود
که قلم بسیار واگیرداره، تو از هر نویسنده/شاعر که بخونی، حتی اگر 'نویسنده' نباشه و فقط کلمات رو پشت هم ردیف کرده باشه، برای مدتی هرچند کوتاه، در تو تصرف می‌کنه، در انتخاب واژگانت و چینش اونها یا آواشون بهش پیوسته می‌شی، راه فراری هم نداره