eitaa logo
"برکه"
535 دنبال‌کننده
443 عکس
12 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
به صدای یخ که در آب ذوب می‌شه گوش بده به ضربان قلبت که تا سرانگشتانت حس می‌شه به آواز جیرجیرک پشت پنجره، به صوت ممتد کولر و فراموش نکن زمستان رو، آوای برف‌هایی که خودشون رو با طمأنینه به زمین می‌سپرن
"ما هرروز محتاطانه از کنار مرگ عبور می‌کنیم."
اگر داستان‌ها نبودن نمی‌دونستم چطور زنده بمونم
کاش الان درحال هری پاتر خوندن بودم و گریفیندور پنجاه امتیاز می‌گرفت
معمولاً اون‌قدر دست نگه‌ می‌دارم که تاریخ انقضای کلماتم می‌گذره
خیلی چیزها داره تبدیل به پوسته می‌شه، بدون تاریخچه، بدون خاطره، اشیای قدیمی رو دور می‌ریزی و یک ظاهر زیبا می‌خری، هیچ احساسی درش نیست، یک مسابقه‌ی سرعت بی سر و ته
کمی مریضم، کمی شاعر مرده و کمی افسرده
HOMESICK.
"We're just passing through."
من در اوهامم توی یک جزیره بودم و ترسیدم روحم رو از دست بدم
و حالا حس می‌کنم که دور و دورتر می‌شم، من این‌جا گیرافتادم و کسی صدام رو نمی‌شنوه، راه ارتباطی وجود نداره، معنی رو از دست داده‌م و حالا چیزی که تنهایی رو قابل تحمل می‌کرد هم ازم گرفته می‌شه
هدایت شده از Moonchild
این احساس با کلمات قابل توصیفه ولی ذهن آشفته من نمیتونه پیداشون کنه، با واقعیت تطبیق‌شون بده، به هم متصلشون کنه و یک جمله ی صادق بسازه. هر چی میگم و می‌نویسم محصول انفجارای هیجانی وقت و بی وقتی ان که جهتی ندارن و بعدا با خوندنشون یا به یاد آوردنشون نمیتونم بگم "زمانی این احساس متعلق به من بود." چرا که نمی‌دونم معیارم برای نوشتن، حقیقت بوده یا صرفا خوش آوایی لغاتی که پشت سر هم اومدن.