یه چیزی رو میخواستم اینجا بگم که هم شاید یه دلگرمی به بچهایی باشه که تو شرایط هستن که بودم و هم برشدارم از رو دلم .
پارسال تقریبا همین موقع ها بود که من سارانگ رو حذف کردم و حالا که به دلیلش نگاه میکنم میبینم اصلاا ارزشش رو نداشت .
پارسال چون به خاطر ۱۰۰ تا دونه تراز من نتونستم به رشتهای که شاید اون زمان فکر میکردم دوستش دارم برسم خیلی عصبی شدم و دق و دلی هامو سر اتاق خودم خالی کردم و پاکش کردم .
الان که بعد از تقریبا یک سال از اون اتفاق گذشته فهمیدم اصلا ارزشش رو نداشت و زندگیِ من هنوز ادامه داره ؛ توی رشتهی دیگه ، یه آرزوی دیگه ، یه اهداف دیگه .
کسی از من قطع امید نکرده و کسی منو چون چیزی که اون زمان میخواستم قبول نشدم رها نکرده .
خواستم بگم برای شما هم همینه نگران افکار دیگران راجب خودتون نباشید چون اونایی که واقعا شما رو دوست دارن در هر شرایطی کنارتونن و رهاتون نمیکنن حتی اگه فرهنگیان قبول نشید حتی اگه دولتی قبول نشید حتی اگه پزشک نشید .
و واقعا از خوانوادم تشکر میکنم که هنوز پشت منن با اینکه تصمیماتم گاها یا همیشه مطابق میلشون نیست 🤍 .
ولی همیشه میگم اگه برگردم به زمانی که تو دانشگاه نیافتاده بودم یکسال به خودم زمان میدادم ؛ یکسال رو برای خودم نگه میداشتم و بعد به دانشگاه فکر میکردم.
خلاصه اگه اون زمان اینطور فکر میکردم شاید به جای انتخاب رشته و اومدن تو محیطی که شاید گهگاهی مدرسه باشه میرفتم دنبال نیم کره راست مغزم و به اون فضا میدادم چون حس میکنم تو این هیجده سال عمرم به اندازهی کافی خاموش و بلااستفاده بوده ؛ اگه میدونستم یکسال رو فقط برای زندگی کردن بدون نگرانی میذاشتم برای یادگیری هنر .
الان حرف های حانیه رو خوندم و کاملا با این تیکش موافقم ؛ کاملا میتونم با وجودم درکش کنم وقتی توی یه راهی میافتی ولی حالا به هردلیلی نمیگم در گیر حاشیه ، درگیر " راه دیگه " ای میشی و از مسیری که حالا چه درست چه غلط توش هستی غافل میشی ؛ حالا نه اون راه دیگه نتیجه میده نه درساتو خوب فهمیدی و پاس خواهی کرد .
‹روزیکهسبزمیشوم.›
دژاوو*
دقت کردین هرتیکش حرف های یکیشون بود 😭 ؟