هر وقت دلم میگیره ویدئوای که فاطمه به نیابتم رفته بود صحن امام حسن مجتبی رو نگاه میکنم.
کاش میتونستم یک ساعت دست از فکر کردن بردارم. کاش یکساعت همه چیز را در ذهن خالی میکردم و اینقدر بال و پر به مشکلاتی که شاید هیچ زمان در خانه ام را نزند ندهم؛ کاش میتوانستم افکاری که مانند علفی هرز ریشه در فغزم زده اند بکنم و تبر بر ریشه درخت افکار نا مطلوبم بزنم.
کاش آنقدر زیاد به همه چیز و همه جا فکر نکنم. کاهی اوقات فکر کردن زیاد به موضوعی غولی خواهد شد و دیگر توان روبرویی را از ما خواهد گرفت، گاه باید قسمتی از مغز که به فکر کردن مشغول میشود را خاموش کرد و نورون هایش را به مرخصی فرستاد تا اینقدر از خود کار نکشند و ما را بیچاره نکنند.