!˖ʙʟᴀᴄᴋ؛
جای ماندن نیست این شهری که زن را میزنند، در میان کوچه و معبر خداحافظ علی . .(:
من که رفتم زود این در را عوض کن نشنوی
بوی زهرا را زمیخ در خداحافظ علی . .
!˖ʙʟᴀᴄᴋ؛
من که رفتم زود این در را عوض کن نشنوی بوی زهرا را زمیخ در خداحافظ علی . .
خاطرات خوب این نه سال بد پایان رسید
با لگد شد بسته این دفتر خداحافظ علی ؛
!˖ʙʟᴀᴄᴋ؛
درس یا نقاشی؟؟ مسئله این است؛ #نقاشی
قسمت شاعر همیشه در اسارت بودن است ،
یا اسیر قافیه ، یا وزن ، یا چشمان تو .
- "در این دنیا، دو روییها مرا خسته کرده، همه نقابها را میبینم، اما حقیقت را نه."
کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفت:
بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام
ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟