eitaa logo
آزمایشگاه فکرپروری؛ (TCL) 💭
190 دنبال‌کننده
114 عکس
1 ویدیو
1 فایل
تفکر انتقادی نقطهٔ عزیمت است و ذهن‌پروری افق ما کار روی فضایل ذهن، خودتنظیمی مدیریت انگاره‌ها و پالایش داوری‌ها، جاری‌کردن تفکر در زندگی (فردی، جامعه نگر) از کوچینگ ذهن تا مشاورهٔ فلسفی اینجا فلسفه، زیستن است دکتر فرشته ابوالحسنی نیارکی؛ دانشیار دانشگاه
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا بیایید همان گفت‌وگوی ندا و آرمان را با عینک تفکر انتقادی و تحلیل استدلال نگاه کنیم… 🧠🔎 در ظاهر ما یک دلخوری ساده‌ی همسری می‌بینیم. اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، متوجه می‌شویم زیر همین گفت‌وگوی کوتاه، یک ساختار کامل از استدلال در حال کار کردن است. 🧩 تفکر انتقادی به ما می‌گوید هر بحث و استدلالی معمولاً چند جزء دارد: هدف 🎯 | پرسش اصلی ❓ | اطلاعات 📊 | مفروضات 🧠 | مفاهیم 🔍 | تفسیرها 🔄 | پیامدها ⚡️ حالا همین عناصر را در گفت‌وگوی ندا و آرمان پیدا کنیم 👇 ــــــــــــــــــــــــــــــــ 🎯 هدف (Purpose) ندا چرا موضوع را مطرح می‌کند؟ او می‌خواهد احساس دیده نشدن و بی‌توجهی خود را بیان کند و از آرمان توجه بیشتری بگیرد. ❤️ اما هدف آرمان چیز دیگری است: او می‌خواهد از رفتار خود دفاع کند و نشان دهد که کار غیرعادی انجام نداده است. بنابراین از همان ابتدا دو هدف متفاوت در گفتگو حضور دارد: 💬 ندا → «می‌خواهم احساس مرا بفهمی» 💬 آرمان → «می‌خواهم توضیح بدهم که اشتباه نکرده‌ام» همین تفاوت کوچک می‌تواند جهت کل گفتگو را تغییر دهد. ــــــــــــــــــــــــــــــــ ❓ پرسش اصلی (Question at issue) ندا در واقع این سؤال را مطرح می‌کند: «آیا رفتار آرمان نشان می‌دهد که من برای او مهم نیستم؟» اما آرمان سؤال را این‌طور می‌بیند: «آیا من رفتار غیرطبیعی یا اشتباهی انجام داده‌ام؟» ⚠️ مشکل دقیقاً همین‌جاست. دو نفر درباره دو سؤال متفاوت بحث می‌کنند. ندا درباره توجه عاطفی حرف می‌زند. آرمان درباره درستی یا نادرستی رفتار. ــــــــــــــــــــــــــــــــ 📊 اطلاعات و شواهد (Information) ندا به چه چیزهایی استناد می‌کند؟ آرمان بیشتر با خانواده صحبت می‌کرد تلاش‌های ندا برای ورود به گفتگو چندان دیده نشد آرمان حتی یک بار هم حال او را نپرسید از این داده‌ها ندا چنین نتیجه می‌گیرد: ➡️ «پس من برای او مهم نیستم.» اما آرمان به همان موقعیت نگاه دیگری دارد: مهمانی خانوادگی بوده گفتگو با خانواده طبیعی است ندا ناراحتی خود را بیان نکرده و نتیجه می‌گیرد: ➡️ «مشکلی وجود نداشته و برداشت ندا اشتباه است.» یعنی از یک واقعیت مشترک دو نتیجه کاملاً متفاوت شکل می‌گیرد. 🧠 ــــــــــــــــــــــــــــــــ 🧠 مفروضات پنهان (Assumptions) اینجا یکی از مهم‌ترین بخش‌های استدلال قرار دارد. مفروضات ندا: توجه نشانه‌ی اهمیت است شریک عاطفی باید در جمع هم توجه نشان دهد توجه باید حتی بدون درخواست هم قابل فهم باشد مفروضات آرمان: در مهمانی تمرکز روی جمع طبیعی است اگر کسی ناراحت است باید مستقیم بگوید دیگران مسئول حدس زدن احساسات ما نیستند جالب است بدانیم بسیاری از تعارض‌ها دقیقاً از همین مفروضات نادیده گرفته شده به وجود می‌آیند. ــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔍 مفاهیم کلیدی (Concepts) دو مفهوم مهم در این گفتگو معنای متفاوتی دارند: 💡 مفهوم «توجه» برای ندا: توجه یعنی نگاه کردن، پرسیدن حال، درگیر کردن او در گفتگو ❤️ برای آرمان: توجه یعنی بی‌احترامی نکردن و رفتار طبیعی داشتن یعنی یک واژه مشترک… اما دو معنای متفاوت. ــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔄 تفسیرها (Interpretations) از یک اتفاق واحد، دو تفسیر متفاوت شکل می‌گیرد: ندا: کم‌توجهی → نشانه کم‌اهمیت بودن 💔 آرمان: گفتگو با خانواده → رفتار طبیعی → برداشت اشتباه 🤷‍♂️ پس اختلاف لزوماً در واقعیت بیرونی نیست… بلکه در تفسیر واقعیت است. ــــــــــــــــــــــــــــــــ ⚡️ پیامدها (Implications) اگر استدلال ندا پذیرفته شود: ➡️ آرمان باید در جمع‌های خانوادگی توجه بیشتری به ندا نشان دهد. اگر استدلال آرمان پذیرفته شود: ➡️ ندا باید نیازهای خود را مستقیم‌تر بیان کند. یعنی هر استدلال، نتایج متفاوتی برای آینده رابطه ایجاد می‌کند. ــــــــــــــــــــــــــــــــ 🧠✨ نکته مهم تفکر انتقادی خیلی از اختلاف‌های روزمره در واقع به این دلیل شکل می‌گیرند: تعریف متفاوت از مسئله ❗️ مفروضات پنهان 🧠 تفاوت در مفاهیم 🔍 تفسیرهای مختلف از یک واقعیت مشترک 🔄 به همین دلیل بسیاری از دعواهای روزمره صرفاً «احساسی» نیستند… بلکه در واقع برخورد دو ساختار متفاوت از استدلال هستند. 🧩 و درست همین‌جاست که تفکر انتقادی می‌تواند کیفیت گفتگو و حتی روابط انسانی را عمیق‌تر کند. 🧠✨
🧠✨ تحلیل استدلال فقط یک مهارت دانشگاهی نیست… یک مهارت زندگی است. ما هر روز در حال استدلال کردن هستیم: در روابط 💬 در کار 💼 در قضاوت درباره دیگران 👀 در انتخاب‌ها و واکنش‌ها ⚖️ اما یک سؤال مهم وجود دارد: چند بار قبل از نتیجه‌گیری از خودمان می‌پرسیم: ❓ من دقیقاً بر اساس چه مفروضاتی قضاوت می‌کنم؟ ❓ آیا تفسیر من تنها تفسیر ممکن از این موقعیت است؟ ❓ اگر زاویه دیدم عوض شود، نتیجه‌گیری‌ام هم عوض می‌شود؟ متفکر انتقادی کسی نیست که فقط زیاد فکر می‌کند… بلکه کسی است که می‌داند چگونه فکر خود را بررسی کند. 🔍🧠 او یاد می‌گیرد پشت هر قضاوت این سؤال‌ها را بپرسد: هدف این استدلال چیست؟ 🎯 چه مفروضاتی پشت آن پنهان است؟ 🧠 از چه مفاهیمی استفاده می‌کنیم؟ 🔎 این نتیجه چه پیامدهایی دارد؟ ⚡️ آیا از زاویه دید دیگری هم می‌توان نگاه کرد؟ 👀 🔥 چالش امروز: امروز اگر در یک بحث، اختلاف نظر یا دلخوری قرار گرفتید، قبل از اینکه بگویید «تو اشتباه می‌کنی»، از خودتان بپرسید: ❓ ممکن است من فقط از یک زاویه محدود به ماجرا نگاه کرده باشم؟ شاید همین یک سؤال ساده بتواند نیمی از سوءتفاهم‌های زندگی را تغییر دهد. 🧠✨ ❤️ اگر دوست دارید یاد بگیرید چطور به استدلال‌ها توجه کنید، درست استدلال کنید، استدلال‌های دیگران را بهتر بفهمید و آن‌ها را نقد کنید، یه قلب خوشگل بگذارید تا در پست‌های بعدی قدم‌به‌قدم با هم یاد بگیریم. حوصله دارید؟‌❤️ یکم کار میبره تا درست آموزش بدیم؟‌😊🌹
📌 تمرین هفته: تحلیل یک استدلال از زندگی واقعی تا هفته آینده، یکی از موقعیت‌های واقعی زندگی خودتان را انتخاب کنید؛ مثلاً یک بحث یا مشاجره در یکی از این موقعیت‌ها: 👨‍👩‍👧‍👦 خانوادگی 👥 اجتماعی 💼 شغلی 🎓 حرفه‌ای یا حتی یک اختلاف نظر ساده حالا آن موقعیت را در ذهن خود بازسازی کنید و ببینید چه استدلالی در آن وجود داشته است. سپس سعی کنید آن را با این پرسش‌ها تحلیل کنید: 1️⃣ مفروضات شما چه بوده است؟ (چه چیزهایی را بدون اینکه متوجه باشید، بدیهی فرض کرده‌اید؟) 2️⃣ هدف و قصد شما چه بوده است؟ 🎯 (دقیقاً می‌خواستید چه چیزی را ثابت کنید یا به دست بیاورید؟) 3️⃣ پرسش پنهان در آن بحث چه بوده است؟ ❓ (در واقع داشتید به چه سؤال اصلی پاسخ می‌دادید؟) 4️⃣ چه اطلاعات یا شواهدی داشتید؟ 📊 (بر اساس چه داده‌هایی قضاوت کردید؟) 5️⃣ چه استنتاج یا نتیجه‌ای گرفتید؟ 🧠 (از آن اطلاعات به چه نتیجه‌ای رسیدید؟) 6️⃣ از چه مفاهیمی استفاده کردید؟ 🔎 (مثلاً عدالت، احترام، توجه، مسئولیت و …) 7️⃣ استلزام‌ها و پیامدهای استدلال شما چه بود؟ ⚡️ (اگر استدلال شما درست باشد، چه نتیجه‌ای برای رفتار آینده به دست می‌آید؟)
تصور کنید بر فراز قله‌ای ایستاده‌اید؛ جایی دور از هیاهوی شهر..... از آن ارتفاع، خیابان‌ها دیگر آن شلوغی آشنا را ندارند. رفت‌وآمدها شبیه خطوطی باریک‌اند و آدم‌ها نقطه‌هایی کوچک که در سکوتی عجیب در حرکت‌اند. صدای بوق‌ها، بحث‌ها و هیجان‌های لحظه‌ای شهر دیگر به آن ارتفاع نمی‌رسد. 🌄 فاصله، گاهی وضوح می‌آورد. آنچه در سطح زمین بسیار بزرگ و تعیین‌کننده به نظر می‌رسد، از چشم‌اندازی بالاتر اغلب ابعاد واقعی خود را نشان می‌دهد؛ نه آن‌قدر عظیم است که زندگی را مختل کند و نه آن‌قدر مهم که ارزش آرامش درونی انسان را داشته باشد. رشد ذهنی انسان نیز تا حدی چنین ماهیتی دارد. 🧠✨ وقتی فرد به‌طور جدی بر خودآگاهی کار می‌کند، سازوکارهای ذهنی خود را می‌شناسد، الگوهای ناسازگار فکری را بازبینی می‌کند و میان هیجان، عقل و عمل تعادل برقرار می‌کند، نوعی درک عمیق شناختی با رویدادها پیدا می‌کند. در چنین وضعیتی: ناروایی اگر گفته شود، الزاماً پاسخی نمی‌طلبد. حسادت دیگر تهدیدی برای هویت فرد نیست. محبت دیده می‌شود و با قدردانی پاسخ داده می‌شود. 🤍 در این نقطه، انسان کمتر واکنشی و بیشتر آگاهانه زندگی می‌کند. اهداف نیز روشن‌تر می‌شوند؛ شخصی، عاطفی، حرفه‌ای و معنایی... و شاید زیباترین شکل زیستن همین باشد: با آرامش دیدن، با خرد انتخاب کردن و با وقار زندگی کردن. 🕊️❤️
تحلیل مؤلفه‌های تفکر: فرآیند استدلال ❤️ هرگاه استدلال می‌کنید، در شرایطی خاص (با زاویه‌دیدی مشخص)، بر اساس برخی داده‌ها/دلایل و نیز مفروضات، با به‌کارگیری مفاهیم و نظریه‌های ضمنی، استنتاج‌ها و قضاوت‌هایی انجام می‌دهید که استلزامات و پیامدهایی دارند؛ تا به قصدی معین، به پرسشی پاسخ دهید یا مسئله‌ای را حل کنید. 🧠🧩🔍📌🎯 مثال خیلی رایج از «استدلال کوچه‌بازاری» در ایران (انتخابات ریاست‌جمهوری) 🇮🇷🗳 گزاره رایج: «تو انتخابات ریاست‌جمهوری رأی بدی یا ندی فرقی نداره؛ آخرش همه‌شون مثل هم‌ان / همه دزدن.» 🙄🤷‍♂️🤷‍♀️🗯 کالبدشکافی مؤلفه‌های پشت این استدلال (طبق ۸ بخش) 👇 1) هرگاه فکر می‌کنیم (وقوع تفکر/استدلال) ⏳🧠 وقتی نزدیک انتخابات است و بحث «رأی بدم یا ندم؟» داغ می‌شود. 🗳💬🔥 2) از دیدگاهی خاص (زاویه دید) 👀🎭 زاویه دید بدبینانه و تجربه‌محور: «قدرت = فساد» 😒⚫️ (تمرکز روی شکست‌ها، بی‌اعتمادی به ساختار، و خاطره‌های تلخ) 🧱🌫 3) بر مبنای مفروضات (Assumptions) 🧩📌 قدرت ذاتاً آدم‌ها را فاسد می‌کند 🧨 نظارت/شفافیت یا نیست یا اثر ندارد 🚫🔎 آدم درستکار یا بالا نمی‌آید یا دوام نمی‌آورد ⏳ بین «کم‌فسادی» و «پرفسادی» فرق معناداری نیست ⚖️❌ اثر رأی مردم ناچیز یا نزدیک به صفر است 📉 4) که استلزامات و پیامدهایی دارند (Implications/Consequences) ⚠️➡️ اگر این را بپذیریم، پیامدهای رفتاری‌اش معمولاً می‌شود: رأی ندادن «منطقی» جلوه می‌کند 🚫🗳 بی‌تفاوتی و کناره‌گیری تقویت می‌شود 🚶‍♂️🚶‍♀️ مطالبه‌گری بی‌فایده فرض می‌شود 🧱 بحث سیاسی سریع بسته می‌شود 🔇✋ 5) داده‌ها، واقعیات، و مشاهداتی را به کار می‌گیریم (Data/Observations) 🧾📊 چند پرونده فساد که رسانه‌ای شده 📰📌 تجربه شخصی از رشوه/رابطه/رانت در اداره‌ها 🏢💸 شنیده‌ها و روایت‌های اطرافیان («فلانی رو می‌شناسم…») 🗣👂 نکته: داده‌ها معمولاً نمونه‌های پررنگ و به‌یادماندنی هستند، نه تصویر کامل آماری. 🧠🔦 6) تا استنتاج و قضاوت کنیم (Inferences/Judgments) 🧠➡️⚖️ از «چند نمونه فساد» نتیجه گرفته می‌شود: «پس همه فاسدند» (تعمیم افراطی) 🌍❌ «پس هر انتخابی یکسان است» (یکسان‌سازی غلط) 🟰 «پس رأی دادن/تلاش جمعی بی‌فایده است» (یأس‌گرایی نتیجه‌محور) 😞🚫 7) بر مبنای مفاهیم و نظریه‌ها (Concepts/Theories) 📚🧠 (اغلب ناخودآگاه) تعمیم: از چند مثال به «همه» 📌➡️🌍 سوگیری دسترس‌پذیری: چیزهای پر سر و صدا فراوان‌تر به نظر می‌رسند 📢🔥 مغالطه همه یا هیچ: یا پاکِ پاک، یا همه خراب ✅❌ بدبینی نهادی: «سیستم اصلاح‌ناپذیر است» 🧱 8) و پرسشی را پاسخ دهیم یا مشکلی را حل کنیم (Question/Purpose) ❓🎯 پرسش پنهان: «آیا رأی دادن در انتخابات ریاست‌جمهوری واقعاً اثری دارد؟» 🗳❓ هدف پنهان (در بسیاری مواقع): کم کردن فشار تصمیم‌گیری و پایان دادن به بحث («خیالم راحت: شرکت نمی‌کنم») 😮‍💨🔚 تو پست‌های بعدی یاد می‌گیری هر استدلالی رو که دیدی، چطور جیک‌وپیکش رو بیرون بریزی—از داده و مفروضه تا پیامد و نتیجه—تا دقیقاً تو موقعیت «فهمیدن و نقد کردن» قرار بگیری، نه فقط قبول کردن یا رد کردن. 🧠🔍🧩📌⚖️🎯📣 خیلی مهمه که آگاهانه استدلال کنی! غالب آدمها این هشت فرآیند را در استدلال ناخودآگاه به کار می‌برند و به خاطر همینه که....... که برخی ها رو اصلا نمیشه دیگه درک کرد! مفروضات پیچیده!!!! https:/ble.ir/thinking_lab https://eitaa.com/thinking_Lab
این‌بار استدلال بالا را از زاویه دید کسی که به «مشارکت مسئولانه» باور دارد بازسازی می‌کنیم. ساختار همان است، اما موتور محرکه‌ی تفکر کاملاً تغییر کرده است: مثال رایج: «رأی دادن، انتخابِ بینِ بد و بدتر یا خوب و بهتر است؛ چون سرنوشتم به تصمیماتِ رئیس‌جمهور گره خورده.» 🗳🇮🇷🛣 کالبدشکافی مؤلفه‌های این استدلال: ۱. هرگاه فکر می‌کنیم: هنگام مواجهه با بحران‌ها یا تغییرات اجتماعی که مستقیماً روی زندگی فردی اثر می‌گذارد. 🧠💭 ۲. زاویه دید: نگاه «مسئولیت‌محور»؛ «من بخشی از این جامعه‌ام و نسبت به آیندم بی‌تفاوت نیستم.» 👤🌍⚓️ ۳. مفروضات: _سیاست‌گذاری کلان، مستقیم و غیرمستقیم بر معیشت و کیفیت زندگی اثر دارد. 💸📉 _«تغییرِ تدریجی» بهتر از «تغییرِ رادیکال یا سکون» است. 🐢➡️🚀 _هر رأی، بخشی از یک جریان بزرگتر برای ایجاد تغییر است. 🧱🏗 ۴. استلزامات و پیامدها: _باید بین گزینه‌ها مطالعه و مقایسه کرد (هرچند سخت). 📖🧐 _هزینه‌ی «رأی ندادن» (احتمالِ روی کار آمدن گزینه‌ی نامطلوب‌تر) بیشتر از هزینه‌ی «رأی دادن» است. ⚖️⚠️ _مشارکت، حداقلِ کنشگری برای جلوگیری از فاجعه است. 🛡🔥 ۵. داده‌ها و مشاهدات: بررسی کارنامه نامزدها. 📂📋 مشاهده تفاوت‌های ملموسِ برنامه‌های اقتصادی/فرهنگی. 📊🔍 تجربه‌ی تاریخیِ اینکه «تصمیماتِ غلط» چه بلایی سر سفره مردم آورده. 🍞📉 ۶. استنتاج و قضاوت: «پس با اینکه ایده‌آل نیست، اما انتخابِ کم‌ضررتر، عاقلانه‌تر است.» 🧠✅ «رأی دادن یعنی اعمالِ حداقلِ قدرت برای کنترلِ سرنوشتِ خودم.» ✋🗳 ۷. مفاهیم و نظریه‌ها: واقع‌گرایی سیاسی: پذیرشِ محدودیت‌ها برای رسیدن به بهبودِ نسبی. 🧭 کُنشگری خُرد: اثرِ تجمعیِ قطره‌ها برای ساختن دریا. 💧🌊 هزینه-فایده: انتخاب گزینه‌ای که خسارتِ کمتری به زندگی‌ام می‌زند. ⚖️💰 ۸. پرسش و هدف: پرسش: «چطور می‌توانم از طریقِ ابزارِ موجود (رأی)، کمترین آسیب یا بیشترین منفعت را برای زندگی‌ام ایجاد کنم؟» ❓🎯 هدف: پذیرش مسئولیتِ سرنوشتِ شخصی و جمعی. 🤝🛡 خیلی دو استدلال بالا تفاوت دارند؟ نه! به ظاهر شاید چندان نه! ولی در عمق مفروضات و باورها و .... تفاوت بالاست! بنابراین؛ متفکر نقاد، در پس افکار ساده و استدلال‌های رایج، به رهگیری همه مولفه های استنتاج میپردازد❤️
حالا بریم یک تحلیل متفاوت دیگری را هم بشنویم.....👇👇❤️
حالا بریم سراغ تحلیل همین استدلال بالا از نگاه «مؤمنِ حامی»؟؟ 🕌🗳🇮🇷 ۱. استدلال رایج: «رأی دادن، انجامِ تکلیفِ شرعی و اجتماعیِ من برای حفظِ کشور و تداومِ راهِ حق است؛ بی‌تفاوتی، میدان دادن به نااهلان است.» 🤲🛡 2️⃣ هرگاه فکر می‌کند: در آستانه‌ی انتخابات، وقتی بحثِ «تکلیفِ دینی و ملی» داغ می‌شود. 🕰🧠 3️⃣ زاویه‌ دید (دیدگاه خاص): نگاه «امانت‌محور»؛ «من در برابرِ سرنوشتِ امت و کشور، در پیشگاه خدا مسئولم.» 🌏🕌⚓️ 4️⃣ مفروضات (پیش‌فرض‌ها): _حکومت، بسترِ تحققِ عدالت و آرمان‌های دینی است. ⚖️✨ _مشارکت در انتخابات، نوعی جهاد و نصرتِ نظام است. ⚔️🇮🇷 _دشمن از مشارکتِ پایین مردم سوءاستفاده می‌کند. 👁‍🗨👺 _ کناره‌گیری، راه را برای نااهلان باز می‌کند. 🚪🧱 5️⃣ داده‌ها و مشاهدات: _دستاوردهای علمی و دفاعی کشور. 🚀⚙️ _تهدیدها و فشارهای خارجی علیه امنیت ملی. 🛡💣 _ سخنان و توصیه‌های مراجع و رهبران دینی. 📜📣 6️⃣ استنتاج و قضاوت: «پس شرکت در انتخابات، یک ضرورتِ دینی و ملی است.» ✅🗳 «رأی من، کم‌اهمیت نیست؛ بخشی از دفاع از کشور و دین است.» 🛡🤲 7️⃣ مفاهیم و نظریه‌های پشتِ استدلال: _تکلیف‌گرایی دینی (وظیفه‌محوری در برابر نتیجه‌محوری). 😇 _دوگانه‌ی مستضعف/مستکبر و نظام سلطه. 🌍 _مصلحتِ نظام و ضرورتِ حفظِ ساختار. 🧱 8️⃣ پرسش و هدف: پرسش پنهان: «چطور می‌توانم در مسیرِ حق، نقش خودم را ایفا کنم؟» ❓🎯 هدف: یاریِ نظامِ اسلامی و خنثی کردن نقشه‌های دشمن. 🚩 🧐 حالا سؤال اصلی اینجاست: سیاست‌گذار این وسط چه باید بکند؟ با این همه تنوع در مفروضات و لایه‌های پیچیده‌ی پشتِ یک استدلالِ ساده‌ی روزمره، سیاست‌گذار میتواند دچار محدودیت زاویه‌ دید شود؟! 🎭 جامعه از آدم‌هایی تشکیل شده که استدلال‌هایشان بر پایه‌ی مفروضاتِ متفاوتی شکل می‌گیرد: یکی از دریچه‌ی دین نگاه می‌کند. 🕌 یکی از دریچه‌ی اقتصاد شخصی. 💰 یکی از دریچه‌ی آزادی و حقوق فردی. 🕊 یکی از دریچه‌ی ناامیدی و خستگی. 😞 🧠 سیاست‌گذارِ هوشمند چه می‌فهمد؟ او می‌فهمد که هر قشر، «جیک‌وپیکِ استدلالِ خودش» را دارد. 🧩 برای افزایشِ مشارکتِ واقعی، باید: با زبانِ «تکلیف دینی» حرف بزند برای دیندارانِ متعهد. 🕌 با زبانِ «عدد و رقم و برنامه» حرف بزند برای عمل‌گرایان و طبقه‌ی متوسط. 📊 با زبانِ «احترام، شنیدن و اصلاح» حرف بزند برای منتقدان. 🗣🤝 بنابراین حتی👌 سیاست‌گذار باید «جیک‌وپیکِ استدلال‌های کوچه‌بازاری» را جدی بگیرد. چرا؟ چون پشتِ این استدلال‌ها، لایه‌های پیچیده‌ای از شبکه‌های فکری، اعتقادی و نظریه‌ها نهفته است. 💡⛓️ تفکر انتقادی به ما یاد میده پشت هر تصمیمی، فکری هست، پشت هر فکری، استدلالی هست و پشت هر استدلالی، یه دنیا مفروضات و نظریه ها و مفاهیم و ..... 🧠🔍🎯 https://ble.ir/thinking_lab https://eitaa.com/thinking_Lab
🔸در راستایِ مسوولیت‌پذیری اجتماعی و مهارت‌سازیِ دانش صورت گرفت: راه‌اندازی کانال«آزمایشگاه فکرپروری» دانشیار فلسفه‌ دانشگاه مازندران؛ از «برج عاج» فلسفه تا «ساحت زیست» روزمره https://umz.ac.ir/fa/web/umz/article/5462776 ╔═🍃🌸🍃═╗ 🆔 @pr_umz ╚═🍃🌸🍃═╝