⭕️ گازانبری که سرنوشت یک انتخابات را دگرگون کرد!
تنها سه واژه کافی بود تا توازن قدرت در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ دستخوش تحولی بنیادین شود: «ما برنامه گازانبری داریم». این جمله که توسط حسن روحانی در مناظره سوم خطاب به محمدباقر قالیباف بیان شد، فراتر از یک گزاره تاریخی، به یک ابزار قدرتمند گفتمانی بدل گشت؛ سلاحی که در یک بازه زمانی کوتاه سهروزه، میزان آرای روحانی را از ۱۲ به ۳۵ درصد افزایش داد. غلامعلی دهقان، از اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، در تبیین این وضعیت تأکید میکند: «پیش از مناظره نهایی، موقعیت انتخاباتی قالیباف از سایر رقبا برتری داشت، اما پس از مطرح شدن کلیدواژه “حمله گازانبری” از سوی روحانی، آرایش صحنه به شکل محسوسی دگرگون شد، بهگونهای که در نظرسنجیهای پس از آن، روحانی موفق به کسب ۳۵ درصد آرا گردید».
در تحلیل ماهیت این رخداد، پرسشهای جدی درباره واقعیتهای تاریخی مطرح است. مرتضی طلایی، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران، سالها بعد در گفتگو با خبرگزاری تسنیم، لایههای پنهانی از این ماجرا را افشا کرد: «در جلسهای با حضور آقایان روحانی، مصطفی معین و وزیر کشور، تصمیم بر این شد که پلیس ورود به کوی دانشگاه را در دستور کار قرار دهد… دبیری آن جلسه را آقای روحانی بر عهده داشت». طلایی در ادامه صراحتاً بیان میدارد: «استراتژی گازانبری مصوبهای قانونی بود که توسط همان افراد در جلسه مطرح شد؛ اما متأسفانه با افشای یک مصوبه طبقهبندیشده روبرو شدیم». بر اساس روایت طلایی، مجری این طرح (قالیباف) علیرغم دریافت مجوز، از اجرای آن خودداری کرد، با این حال، سالها بعد همان مصوبکنندگان، او را با برچسب «گازانبری» به چالش کشیدند.
محمدباقر قالیباف نیز در دورههای زمانی مختلف، مواضع متناقضی در این خصوص اتخاذ کرده است؛ گاه آن را به «تصمیم جبهه دوم خرداد» منتسب کرده و گاه از «اصرار خود برای اخذ مجوز» سخن گفته است. این تذبذب در مواضع نشان میدهد که عبارت «گازانبری» در فضای سیاسی سال ۱۳۹۲، نه یک واقعیت ثابت و مستند، بلکه ابزاری منعطف در کارزار رقابتهای سیاسی بوده است. چنانکه همشهری آنلاین در تحلیلی اشاره کرده است: «بسیاری از تحلیلگران معتقدند که تقابلهای کلامی در مناظرات، نقشی تعیینکننده در سرنوشت انتخابات داشت؛ از جمله دوگانه “سرهنگ/حقوقدان” یا موضوع “حمله گازانبری” که تأثیرات غیرقابلانکاری بر روند رقابتها گذاشت».
این تحولات را نمیتوان رویدادی تصادفی قلمداد کرد. رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی پیش از انتخابات، بستر را برای ظهور یک کاندیدای میانهرو مهیا ساخته بود. اظهارات حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات وقت، مبنی بر اینکه «هاشمی با ۳۰ میلیون رأی قابل مدیریت نیست»، نشاندهنده وجود نوعی مهندسی در زمین بازی رقابتهاست. در چنین ساختاری، مناظرهها بیش از آنکه تجلی رقابت آزاد باشند، گویی بخشی از یک سناریوی هدایتشده بودند که در آن کنشگران سیاسی، نقشهای از پیش تعیینشده خود را ایفا میکردند.
وضعیت کنونی نیز واجد ابعاد تأملبرانگیزی است. قالیباف که در سال ۱۳۹۲ با انگاره «سرهنگ» و نماد «خشونتورزی» به حاشیه رانده شد، اکنون در قامت رئیس قوه مقننه، سرپرست تیم مذاکرهکننده ایران و آمریکا و نماینده ویژه در امور چین ایفای نقش میکند. چنانکه رسانه چینی CGTN تصریح کرده است، جایگاه کنونی او فراتر از پیشینیان وی است. این پرسش مطرح میشود که اگر «گازانبری» یک تخلف آشکار بوده، چگونه متهم آن امروز در رأس نهادهای کلیدی نظام قرار دارد؟ و اگر این موضوع تنها یک اتهام انتخاباتی بوده است، چرا پس از گذشت سالها، هیچگونه شفافسازی یا عذرخواهی رسمی صورت نگرفته است؟
پاسخ به این پرسشها تلخ و عبرتآموز است: مناظرههای سال ۱۳۹۲ بیش از آنکه عرصه رقابت برای اداره کشور باشد، نمایشی از استراتژیهای گفتمانی بود؛ جایی که روحانی در قامت «منجی حقوقدان» ظاهر شد تا آرای جامعه دانشگاهی را جلب کند و قالیباف نیز نقش «قربانی» را پذیرفت تا فرصت بازگشت به عرصه قدرت را بازیابد. در این میان، آنچه آسیب دید، سرمایه اجتماعی مردم و اعتماد عمومی آنان به نهادهای تصمیمگیر بود. «گازانبری» تنها یک واژه نبود؛ بلکه آینهای بود که سیمای واقعی کنشگران سیاسیِ هر دو طیف اصولگرا و اصلاحطلب را در بزنگاههای قدرت به تصویر کشید
✍️صادق باجلان
💥به کانال #خط_سوم بپیوندید
❇️ @thirdparty
اعلام جرمی که تهش یارو با قدرت برگرده پاس گله
بازی کردن تو استراتژی مارکتینگ طرفه
اعلام جرم وقتی به درد میخوره که طرف تا ده سال دیگه نتونه از این راه یه قرون پول دربیاره به گشنگی بیوفته
حالا هر طور صلاحه
💥به کانال #خط_سوم بپیوندید
❇️ @thirdparty
🔹باب المندب افتاده دست محور مقاومت
🔹خط لوله شرق به غرب عربستان تعطیل شده
🔹بندر ینبع عربستان تو دریای سرخ تعطیل شده و هیچ نفتکشی اونجا بارگیری نمیکنه
🔹چین خرید نفتش رو افزایش داده
خلاصه که شرایط برای یه جهش تپل تو قیمت نفت فراهمه
🔴قیمت نفت که بکشه بالا
بانک مرکزی آمریکا نرخ بهره رو میبره بالا و اوضاع اقتصادی آمریکا حسابی میریزه به هم
و دیگه نیازی نیست حتی باهاش مذاکره کنی خودش جلوجلو امتیاز میده
فکر میکنید تو این شرایط دولت پزشکیان قراره چیکار کنه؟
هیچی
دوشنبه قراره بره یه توافق کنه برای باز کردن تنگه هرمز و
قیمت نفت رو بیاره پایین و
اقتصاد آمریکا رو نجات بده که دوباره بیوفته به جونمون
این دیگه اسمش اختلال محاسباتی نیست
ابتذال محاسباتیه
💥به کانال #خط_سوم بپیوندید
❇️ @thirdparty
هدایت شده از خط سوم
ممکنه براتون سوال باشه که پشت علیضیا به کجا گرمه که اینجوری داره با قدرت پروژه رسانهایش رو پیش میبره
برای پیدا کردن جواب سوالتون در مورد آوش بیشتر جستجو کنید
قبلا در مورد آوش و ارتباطش با جواد ظریف مفصل نوشتم که میتونید از اینجا بخونید:
https://eitaa.com/thirdparty/1052
ولی خلاصش میشه این که:
۱. صاحب رسانه آوش یه آقاییه به اسم حسن بلاغی مبین که به صورت خیلی اتفاقی مدیر کل تولیدات رسانهای دفتر رئیس جمهوره
۲. دفتر رسانه آوش تو همون برجی قرار داره که موسسه پایاب قرار گرفته. موسسه پایاب یه اندیشکده در حوزه روابط خارجه است که توسط ظریف و رفقای باند نیویورکیها ایجاد شده.
یه کم باهوش باشید و نقاط رو به هم وصل کنید
از توهین به شهید رئیسی در برنامه علی ضیا میرسید به دفتر مسعود پزشکیان و هدایت جواد ظریف که میخواد بیکفایتی مسعود پزشکیان رو از طریق حمله به شهید رئیسی جبران کنن
💥به کانال #خط_سوم بپیوندید
❇️ @thirdparty
هدایت شده از خط سوم
ظریف در حال تشکیل دولت در سایه و وزارت امورخارجه در سایه است
این روزها دیپلماتای غربی مستقر در تهران یه پاتوق جدید پیدا کردن
یه ملک لاکچری در محل خیابان شریعتی خيابان معلم مجتمع اداری مگا پارس، طبقه ١٨
چند وقتی هست که تو این آدرس یه موسسه راه افتاده به اسم «مؤسسه فرهنگی هنری پویشگران آینده امید بخش» یا با عنوان اختصاری «پایاب»
بنیان گذار این موسسه هم کسی نیست جز محمدجواد ظریف و مجوزش هم به اسم خودش و همسرش اشرف ایمانیه ثبت شده
یه نگاهی به مدیران و همکاران مجموعه بندازید متوجه میشید که اکثرشون شاگردای ظریف و لابیست های تیم ظریف و باقی مونده های باند نیویورکیا هستن که که تو اروپا و آمریکا زندگی میکنن
ظریف سعی کرده پایاب یه کپی از اندیشکده های آمریکایی باشه (حتی وزن پایاب هم بر وزن نایاکه) و به گفته خودشون ماموریتش اثرگذاری روی دیپلماسی عمومی درگرفتن تصمیمات جسورانه است
ولی در عمل کاری که انجام میدن ایناست:
1. ظریف در ظاهر از دولت و وزارت امورخارجه کنار گذاشته
شده ولی از طریق پایاب و روابط دیپلماتیک غیر رسمی و لابی کردن در سمینارها و برنامههای بین المللی برای دولت پزشکیان تصمیم سازی می کنن
2. کارسازی رابطه بین ایران و آمریکاییها از مسیرهای غیر رسمی
3. تاثیر روی انتخاب سفرا و نمایندگان دیپلماتیک ایران تو خارج از کشور مثل نماینده ایران در سازمان ملل
4. سمپاشی دائمی در روابط ایران و کشورهای شرقی مثل روسیه و چین به جهت حفظ منافع دولتهای غربی در منطقه و ایران
ممکنه بپرسید که ظریف پول این دم و دستگاه و اون ملک 800 متری لاکچری رو از کجا آورده
خودشون که اصرار دارن یه موسسه خصوصی و مستقل هستن ولی برای اینکه بفهمید این استقلال چقدر واقعیه باید بریم سراغ یه موسسه رسانه ای که تو همون آدرسه
یعنی موسسه آوش
رسانه و تلویزیون اینترنتی آوش هم وقتی راه افتاد خیلی تاکید داشتن که صد در صد خصوصین
ولی جالبه بدونید که مجوز آوش تو دقیقه نود دولت روحانی صادر شد
یعنی شهریور ماه 1400
و این رسانه صد در صد خصوصی!!!! در تمام دولت رئیسی هیچ فعالیتی نداشت
و هم زمان با دولت پزشکیان یه دفه شروع به کار کرد
ربطش چیه؟
ربطش در ایشونه:
جناب آقای سید حسن بلاغی مبین مدیر مسئول صاحب امتیاز رسانه آوش
این عزیز دلمون به صورت خیلی اتفاقی مدیر کل تولیدات رسانهای دفتر رئیسجمهور پزشکیان هستند
و به صورت خیلی اتفاقی یه رفیقی داره به اسم رضا منصور خانکی که هم داماد الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع رسانی دولته و هم در آوش باهاش همکاری میکنه
هر چقدر آوش (که به عقیده خیلیا بلندگوی رسانه ای محمدجواد ظریفه) صد در صد خصوصی و مستقل باشه
پایاب هم همون قدر خصوصی و مستقله
💥به کانال #خط_سوم بپیوندید
❇️ @thirdparty