#استاد_شهریار
تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی، بعد از اینهمه چشم انتظاریم
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود، شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرِ سازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند، شاهد شب زنده داریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر، شیوه وحشی شکاریم
شرمم کُشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
https://t.me/thuluth2016
https://eitaa.com/thuluth2016
هدایت شده از حافظانه (شرح و تفسیر دیوان حافظ)
غزل #شماره_474
دریغا عیش شبگیری که در خواب سحر بگذشت
ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی
#حافظ
#شب_قدر
https://eitaa.com/thuluth2016
https://t.me/thuluth2016