🗒️ از واکنش به بحران تا راهبرد مدیریت بحران؛ درسهایی از تجربه چین
◼️تحلیل راهبردی | دکتر عاشور حسن زاده، استاد دانشگاه و کارشناس مطالعات راهبردی در تحلیلی برای اندیشکده تین شیا مینویسد: در محیط پرتنش خاورمیانه، مسئله اصلی ایران فقط مواجهه با بحرانها نیست؛ مسئله مهمتر، چگونگی تبدیل بحران به فرصتی برای حفظ منافع ملی، افزایش قدرت چانهزنی و جلوگیری از تحمیل نظم مطلوب دیگران است. تجربه چین نشان میدهد که مدیریت موفق بحران الزاماً به معنای ورود مستقیم، پرهزینه و نظامی به همه منازعات نیست. یک قدرت میتواند ضمن حفظ اصول و خطوط قرمز خود، از ترکیب دیپلماسی، اقتصاد، نهادهای بینالمللی، قدرت منطقهای و صبر راهبردی برای شکلدهی به محیط پیرامونی استفاده کند. برای ایران نیز چنین رویکردی میتواند مبنای بازاندیشی در راهبرد مدیریت بحران باشد.
◻️ هدف کلان؛ پیش از بحران تصمیم بگیریم
➖ نخستین درس، تعریف یک هدف کلان و ثابت در سیاست خارجی است. چین طی چند دهه، توسعه اقتصادی، ثبات داخلی و افزایش تدریجی جایگاه بینالمللی را به محور سیاست خارجی خود تبدیل کرد. در نتیجه، رفتار آن در بحرانها تابع یک هدف بزرگتر بود و نه صرفاً واکنش به حادثهای روزمره. ایران نیز نیازمند آن است که سیاست منطقهای و مدیریت بحران خود را ذیل یک راهبرد ملی بلندمدت تعریف کند؛ راهبردی که در آن امنیت، توسعه اقتصادی، انسجام اجتماعی و ارتقای قدرت ملی اجزای یک منظومه واحد باشند. بدون چنین چارچوبی، سیاست خارجی ممکن است گرفتار واکنشهای مقطعی و هزینههای پراکنده شود.
◻️ بازدارندگی همراه با خویشتنداری
➖ دومین درس، ترکیب بازدارندگی با خویشتنداری است. تجربه چین نشان میدهد که پرهیز از درگیری مستقیم به معنای انفعال نیست. چین در بحرانهایی که منافع حیاتیاش را تهدید میکردند، از ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک برای جلوگیری از تغییر نامطلوب موازنه استفاده کرد، اما همزمان تلاش داشت از تبدیل اختلاف به رویارویی پرهزینه جلوگیری کند. برای ایران نیز مفهوم «دفاع فعال» میتواند به معنای ایجاد توان بازدارنده، افزایش آمادگی و استفاده هوشمندانه از ابزارهای مختلف باشد، بدون آنکه هر بحران به رویارویی مستقیم تبدیل شود. هدف باید افزایش هزینه تهدید علیه ایران باشد، نه افزایش تعداد بحرانهایی که ایران در آنها درگیر میشود.
◻️ موازنهسازی نرم و شبکهسازی
➖ سوم، موازنهسازی نرم است. چین در مواجهه با قدرت مسلط، الزاماً به دنبال تقابل مستقیم نبوده است؛ بلکه از روابط اقتصادی، همکاریهای چندجانبه، نهادهای بینالمللی و روابط همزمان با بازیگران مختلف برای محدود کردن یکجانبهگرایی استفاده کرده است. ایران نیز میتواند به جای تعریف سیاست منطقهای صرفاً در قالب صفبندیهای سخت، شبکهای متنوع از روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی ایجاد کند. هرچه وابستگی متقابل ایران با کشورهای مختلف بیشتر شود، امکان اعمال فشار یکجانبه بر کشور کاهش خواهد یافت.
🔗 متن کامل تحلیل را در سایت اندیشکده بخوانید.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
@tianxia_ir
🗒️ روایتسازی علیه روابط تهران و پکن؛ ادعاهای مطرحشده درباره شروط چین با واقعیت سیاست پکن سازگار نیست
◼️ مصاحبه | اندیشکده تین شیا در گفتوگویی اختصاصی با دکتر جواد منصوری، عضو شورای علمی اندیشکده تین شیا و سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در چین و پاکستان، به بررسی ادعاهای مطرحشده درباره مواضع چین در قبال ایران و پیامدهای این روایتها بر روابط تهران و پکن پرداخته است.
➖ در روزهای اخیر، در برخی رسانهها مطالبی به نقل از مقامات چینی درباره شروط این کشور برای سفر قالیباف به چین مطرح شده است. بر اساس این ادعاها، چین برای توسعه روابط با ایران خواستار باز کردن تنگه توسط ایران، دریافت نکردن عوارض، پایان دادن به اختلافات ایران با عربستان و آمریکا شده است.
➖ دکتر جواد منصوری با اشاره به این مطالب، تأکید کردند که چنین مواضعی با سیاست خارجی و رویکرد شناختهشده چین در قبال ایران سازگار نیست و نمیتوان آنها را بهسادگی بهعنوان مواضع رسمی پکن تلقی کرد. به اعتقاد وی، طرح چنین ادعاهایی میتواند بخشی از یک فضاسازی برای ایجاد تشنج در روابط ایران و چین یا ایجاد تردید در داخل ایران نسبت به توسعه روابط با چین باشد.
➖ یکی از نکات اساسی در ارزیابی این ادعاها، توجه به شیوه دیپلماسی چین است. چین در روابط خارجی خود معمولاً از رویکرد دستوری و امر و نهی به دیگر کشورها پرهیز میکند. این کشور برخلاف الگوهای استعماری یا برخی شیوههای مورد استفاده قدرتهای بزرگ، معمولاً دیدگاههای خود را در قالب پیشنهاد و ابتکارهای دیپلماتیک مطرح میکند، نه به صورت دستور و تعیین تکلیف برای دیگر کشورها.
➖ از این رو، نسبت دادن مجموعهای از «شروط» به چین که در آنها از ایران خواسته شود در موضوعات مهم سیاست خارجی و منطقهای خود اقدامات مشخصی انجام دهد، با این الگوی رفتاری همخوانی ندارد. بهویژه آنکه چین بهخوبی میداند که طرح چنین مطالباتی تا چه اندازه میتواند با سیاستها و مواضع ایران در تعارض قرار گیرد.
➖ بنابراین، این تصور که چین برای توسعه روابط با ایران، مطالباتی مشابه خواستههای آمریکا را مطرح کرده یا به دلیل فشار واشنگتن حاضر است از روابط خود با ایران فاصله بگیرد، با مواضع رسمی اعلامشده پکن همخوانی ندارد.
➖ در همین زمینه، نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در تعاملات مرتبط با چین نیز انتساب چنین مطالبی به مواضع چین را نادرست و غیرواقعی دانسته است.
➖ برای ارزیابی صحت چنین ادعاهایی، رفتار واقعی چین در عرصه بینالمللی نیز اهمیت دارد. به گفته دکتر منصوری، بیانیه بیشکک و مخالفت چین با بیانیه گروه ۲۰ با تصویری که از شروط ادعایی چین برای ایران ارائه شده، همخوانی ندارد. همچنین مواضع رسمی مقامات چینی درباره تحریمهای های یکجانبه و فشار اقتصادی آمریکا نشان میدهد پکن مخالف هرگونه سیاست تحمیلی واشنگتن است. از این منظر، برای تشخیص موضع واقعی پکن نمیتوان صرفاً به نقلقولهای رسانهای یا مطالبی که بدون ارائه منبع روشن منتشر میشوند، استناد کرد.
➖ طرح مواضعی که با سیاست اعلامی و رفتار عملی چین همخوانی ندارد، میتواند افکار عمومی و فضای تصمیمگیری در ایران را نسبت به روابط با پکن دچار تردید کند و در نهایت به تضعیف ظرفیتهای همکاری میان دو کشور منجر شود. از این رو، باید بررسی جدیتری صورت گیرد که چنین مطالبی با چه هدفی مطرح شده، منشأ آنها چیست و تا چه اندازه با مواضع رسمی و رفتار واقعی چین مطابقت دارد.
➖ دکتر منصوری در پایان تأکید کردند که با توجه به اهمیت و حساسیت ویژه روابط جمهوری اسلامی ایران و چین، باید از طرح و بازنشر مطالبی که بدون اتکا به مواضع رسمی و شواهد معتبر میتواند به این روابط آسیب بزند، پرهیز شود.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
@tianxia_ir
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 جهان جدید
◼️ معرفی مستند | شناخت چین امروز تنها با مشاهده شهرهای مدرن، آسمانخراشها و دستاوردهای فناورانه آن ممکن نیست؛ برای فهم این کشور، باید ریشههای تاریخی و تمدنی آن را در کنار مسیر توسعه و تجربههای معاصر آن دید.
➖ مستند ششقسمتی «جهان جدید» به تهیهکنندگی و کارگردانی مهدی فریدی، حاصل سفری ۷ هزار کیلومتری از شرق تا غرب چین است؛ روایتی که از مسیر تاریخی جاده ابریشم آغاز میشود و تا فناوریهای نوین، انرژیهای تجدیدپذیر و تلاشهای چین برای مقابله با بیابانزایی امتداد مییابد.
➖ این مستند در کنار روایت بخشی از میراث تمدنی چین، به تجربه این کشور در مواجهه با چالشهایی همچون توسعه پایدار، گذار انرژی، فناوریهای نوین و حفاظت از محیط زیست میپردازد.
➖ «جهان جدید» تلاش میکند با نگاهی به تجربه چین، زمینهای برای تأمل درباره مسیرهای متفاوت توسعه و امکان بهرهگیری از تجربههای موفق جهانی در مواجهه با چالشهایی مانند ناترازی انرژی و مسائل محیطزیستی ایران فراهم کند.
🗓️ از شنبه ۱۴ شهریورماه، ساعت ۱۹:۳۰ | هر شب از شبکه یک سیما
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
@tianxia_ir
🗒️ آینده رابطه ایران و چین در افق ۱۴۱۰؛ گذار از دیپلماسی بیانیهای به شراکت سختافزاری و نهادی
◼️ تحلیل راهبردی | مجتبی رجب زاده، کارشناس حوزه چین در تحلیلی برای اندیشکده تین شیا مینویسد: روابط اقتصادی ایران و چین در سالهای گذشته همواره در میان دو بیم و امید بزرگ نوسان کرده است؛ از یک سو، امضای سند جامع همکاریهای ۲۵ ساله و مواضع مشترک سیاسی در مجامع بینالمللی، چشمانداز یک پیوند راهبردی و بلندمدت را ترسیم میکند و از سوی دیگر، آمار عملیاتی تجارت، جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی و اجرای پروژههای کلان زیرساختی نشان میدهد که بخش اعظم این روابط هنوز از سطح مبادلات متعارف تجاری و خرید انرژی فراتر نرفته است.
➖ در طلیعه دهه آینده و در افق ۱۴۱۰، اقتصاد جهانی و منطقهای شاهد بازآرایی شتابان زنجیرههای تامین، تعمیق رقابتهای ژئواکونومیک و شکلگیری کریدورهای تجاری جدید خواهد بود. در این میان، مسئله محوری برای سیاستگذاران اقتصادی ایران این است که آیا رابطه با پکن در حد یک همکاری نمادین، واکنشمحور و محدود به فروش نفت خام باقی خواهد ماند یا اینکه توان تبدیل شدن به یک شراکت سختافزاری، زیرساختی و چندلایه را پیدا خواهد کرد. پاسخ به این پرسش بیش از آنکه به اراده سیاسی طرفین وابسته باشد، به قدرت حکمرانی اقتصادی ایران در کاهش هزینه مبادله، ایجاد ثبات مقرراتی و اهرمسازی از موقعیت جغرافیایی و انرژی کشور بستگی دارد.
➖ تحلیل رفتار اقتصادی چین در بینالملل نشان میدهد که پکن برخلاف تصورات سادهانگارانه، سرمایهگذاریهای زیرساختی خود را بر مبنای جهتگیریهای انتزاعی سیاسی تنظیم نمیکند. طرح کمربند و راه برای پکن یک کلانپروژه تجاری، لجستیکی و امنیت انرژی است که هدف اصلی آن تضمین جریان پایدار مواد اولیه، کاهش زمان و هزینه حملونقل و ایجاد بازارهای جدید برای صنایع و فناوریهای چینی است. در این الگوی رفتاری، سرمایه چینی به سمت کشورها و مسیرهایی هدایت میشود که دارای سه ویژگی کلیدی باشند: قطعیت در اجرا، ثبات در قوانین و سودپذیری پیشبینیپذیر.
➖ متاسفانه در طی سالهای اخیر، عدم قطعیت های ناشی از تحریمهای بینالمللی، نوسانات شدید نرخ ارز، تعدد مراکز تصمیمگیری در داخل ایران، کندی تشریفات اداری و فقدان الگوی قراردادی استاندارد و متوازن سبب شده است که سهم ایران از کل سرمایهگذاریهای خارجی چین در طرح کمربند و راه بسیار کمتر از ظرفیتهای بالقوه کشور باشد. اگر این گرههای نهادی و ساختاری باز نشوند، در افق ۱۴۱۰ نیز ایران صرفا به عنوان تامینکننده اضطراری مواد خام برای چین باقی خواهد ماند و از مزایای واقعی توسعه زیرساختها محروم خواهد شد.
➖ یکی از محورهای اصلی که میتواند رابطه دو کشور را از حالت نمادین به شراکت واقعی ارتقا دهد، حوزه انرژی و تغییر الگو از خامفروشی به توسعه زنجیره ارزش است. چین به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی در جهان، نیازمند امنیت عرضه در میانمدت و بلندمدت است. ایران دارای ذخایر عظیم نفت و گاز است، اما به دلیل فرسودگی زیرساختها و کمبود شدید سرمایه، با بحران ناترازی داخلی و کاهش ظرفیت صادراتی مواجه است.
➖ شراکت زیرساختی در افق ۱۴۱۰ مستلزم آن است که حضور چین در صنعت نفت و گاز ایران از الگوی خرید تک محمولهای به سمت الگوی سرمایهگذاری مشترک در توسعه میدانهای مشترک، نوسازی تاسیسات استخراج، احداث پتروپالایشگاهها و ایجاد بنادر تخصصی صادرات فرآوردههای با ارزش افزوده بالا تغییر یابد.
➖ علاوه بر این، با توجه به پیشتازی چین در فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر، ورود سرمایه و دانش فنی این کشور به حوزه نیروگاههای خورشیدی و بادی ایران میتواند علاوه بر رفع ناترازی شدید برق در داخل، ظرفیتهای جدیدی برای صادرات انرژی به کشورهای همسایه ایجاد کند و ایران را به هاب منطقهای انرژی تبدیل نماید.
🔗 متن کامل تحلیل را در سایت اندیشکده بخوانید.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
@tianxia_ir
🗒 بررسی سیاستگذاری حزب کمونیست، و دوگانگی صبر بلند مدت و بیصبری کوتاه مدت در تفکر اقتصادی مردم چین
◼️ گزارش مصاحبه | امیرمحمد حاجیان، کارشناس حوزه چین در ترجمه و تلخیص مصاحبه کیو جین، اقتصاددان برجسته چینی در پادکست Lex Fridman برای اندیشکده تین شیا مینویسد:
➖ ساختار اقتصادی و سیاسی چین بر پایه ترکیبی تکینه از تمرکزگرایی سیاسی و تمرکززدایی اقتصادی استوار است. در این مدل که به اقتصاد شهردارمحور معروف است، دولت مرکزی، یعنی حزب کمونیست، کنترل سرنوشت سیاسی مقامات محلی را در دست دارد و از طریق پاداش یا تنبیه (مانند ارتقا یا اخراج)، آنها را به رقابت با یکدیگر وامیدارد.
➖ معیار اصلی سنجش موفقیت این مقامات در مراحل اولیه، رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) بود که منجر به رقابتی شدید برای جذب سرمایه، گسترش صنعتی و در نهایت رونق بیسابقه بخش املاک و مستغلات شد. با این حال، این سیستم با چالشهای جدی روبروست که در تحلیل بدنه اصلی اقتصاد چین باید مدنظر قرار گیرند:
◻️ تغییر شاخصهای موفقیت
➖ دولت مرکزی برای اصلاح مسیر، شاخصهای جدیدی مانند حفاظت از محیط زیست و نوآوری در فناوری (مانند خودروهای برقی، نیمههادیها و صفحات خورشیدی ) را به معیارهای ارزیابی مقامات محلی اضافه کرده است. این تغییر رویکرد باعث شده است که مثلا در حوزه محیط زیست، چین در مدت کوتاهی پیشرفتهای چشمگیری داشته باشد.
◻️ تضاد تولید و مصرف
➖ چین در بخش تولید و زنجیره تأمین بسیار رقابتی عمل میکند، اما بزرگترین چالش فعلی آن کمبود مصرف داخلی است. کشور چین باید برای تبدیل شدن به یک کشور ثروتمند، مدل خود را از تمرکز بر سرمایهگذاری در زیرساختها به سمت تقویت امنیت اجتماعی، خدمات درمانی و ایجاد شغل تغییر دهد تا مردم تمایل بیشتری به مصرف داشته باشند.
◻️ سیاست صنعتی و هدررفت سرمایه
➖ رویکرد چین در بخشهای راهبردی مانند خودروهای برقی، شامل یک «فشار اولیه دولتی» برای بسیج منابع است. اگرچه این کار منجر به موفقیت در تولید و ثبت اختراعات شده، اما جنبههای منفی نظیر تخصیص ناکارآمد منابع و هدررفت گسترده سرمایه در شرکتهایی که در نهایت شکست میخورند را به همراه داشته است.
◻️ دوگانگی فرهنگی در اقتصاد
➖ اقتصاد چین با تناقض صبر بلندمدت و بیصبرگی کوتاهمدت روبروست. در حالی که تداوم سیاسی اجازه برنامهریزی برای دهههای آینده را میدهد، در سطح کسبوکار رویکردی به نام «کوتاه (از نظر زمان)، تخت ( با کمترین تلاش ) ، سریع» حاکم بوده که به دنبال سودآوری آنی و خروج سریع از سرمایهگذاری است. البته رکود اقتصادی اخیر باعث شده است که این تفکر فرصتطلبانه تضعیف شده و تمرکز بر کیفیت و ارزشهای پایدار افزایش یابد.
➖ این مدل اقتصادی، اگرچه در مقیاسگذاری عرضه بسیار موفق بوده، اما در حال حاضر برای عبور از وضعیت فعلی نیازمند تغییر جهت به سمت تقویت تقاضا و مصرف داخلی است.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
@tianxia_ir
📚 باشگاه کتابخوانی هانبو 汉博
🔸 اندیشکده تین شیا با همکاری خانه اندیشهورزان برگزار میکند:
◾ دومین حلقه از سلسله حلقههای تخصصی بررسی کتاب و فرهنگ ایران و چین
📌 بررسی کتاب ابتکار کمربند و کریدور چین و پیامدهای آن برای ایالات متحده
👤 با حضور:
➖ دکتر حسین قاهری
عضو شورای علمی اندیشکده تین شیا
رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
🗓️ پنجشنبه ۱۹ شهریورماه | ساعت ۱۸
🔗 لینک شرکت در حلقه دوم هانبو
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
@tianxia_ir
🗒️ مشارکت راهبردی چین و روسیه؛ چالشها، فرصت ها و آینده نظم بینالمللی
◼️ گزارش نشست | بخش اول: نشست تخصصی «مشارکت راهبردی چین و روسیه؛ چالشها، فرصت ها و آینده نظم بینالمللی» به همت اندیشکده تین شیا و خانه اندیشه ورزان و با حضور پروفسور میخائیل ایوانوویچ ریختیک، استاد آکادمی علوم روسیه برگزار شد.
💬 پروفسور میخائیل ایوانوویچ ریختیک:
➖ ساختار قدرت جهانی در حال بازآرایی است و دیگر نمیتوان نظام بینالملل را صرفاً بر مبنای روابط میان چند قدرت بزرگ توضیح داد. در این ساختار، مراکز قدرت، قدرتهای جهانی و منطقهای، قطبهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و تمدنی و همچنین بازیگران نوظهور برای کسب جایگاه مناسب در سلسلهمراتب جهانی با یکدیگر رقابت میکنند. همین رقابت، یکی از عوامل مهم تعیینکننده مسیر تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی آینده خواهد بود.
➖ ظهور قطبهای جدید اقتصادی، سیاسی و نظامی، پیکربندی نظام جهانی را بهتدریج تغییر داده است. در نتیجه، نظم بینالملل آینده بیش از گذشته متحرک و سیال خواهد بود و جایگاه بازیگران میتواند بر اساس تغییر ظرفیتهای اقتصادی، نظامی، سیاسی و ائتلافهای بینالمللی دستخوش تغییر شود.
➖ تحولات کنونی را نمیتوان صرفاً در قالب رقابت دولتها خلاصه کرد. رقابت میان تمدنها، دولتها، سازمانهای بینالمللی، نهادها و حتی بازیگران غیردولتی، در شکلدهی به مناسبات جدید جهانی نقش دارد. از این منظر، جهان آینده عرصه تعامل و همزمان رقابت میان مجموعهای از بازیگران بههمپیوسته خواهد بود.
➖ قرن بیستویکم شاهد تشدید رقابت میان دولتهای لیبرال ـ دموکراتیک و کشورهایی است که با ساختارهای اقتدارگرا شناخته میشوند. بحرانهای مالی و اقتصادی، فشارهای ناشی از تحریمها و تحولات ساختاری اقتصاد جهانی نیز موجب شده است ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی این قدرتها بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
➖ بخشی از مراکز رشد اقتصادی و جریانهای مالی جهانی به سمت منطقه آسیا ـ اقیانوسیه منتقل شده است. کشورهایی که پیشتر در حاشیه اقتصاد جهانی قرار داشتند، با افزایش ظرفیتهای اقتصادی خود توانستهاند وزن سیاسی بیشتری نیز به دست آورند و جایگاهشان را در سلسلهمراتب قدرت جهانی ارتقا دهند.
➖ بریکس به یکی از مهمترین سازوکارهای همکاری میان قدرتهای نوظهور تبدیل شده است. افزایش ظرفیت اقتصادی و سیاسی این مجموعه و گسترش همکاری میان اعضا میتواند در تقویت روند چندقطبیشدن جهان مؤثر باشد. بریکس همچنین ظرفیت آن را دارد که از طریق همکاریهای اقتصادی، مالی و توسعهای، سازوکارهایی خارج از چارچوبهای سنتی تحت سلطه غرب ایجاد کند.
➖ تعمیق روابط سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی چین و روسیه، بهویژه در شرایط افزایش فشارهای غرب، به یکی از مؤلفههای مهم تغییر توازن قدرت در نظام بینالملل تبدیل شده است.
➖ همکاری های چین و روسیه در سالهای اخیر در حوزههای مختلف افزایش یافته است. با این حال، این رابطه کاملاً متوازن نیست. چین از نظر اقتصادی و فناورانه از ظرفیت بسیار بیشتری برخوردار است، در حالی که روسیه مزیتهای مهمی در حوزه انرژی، توان نظامی، امنیت و ظرفیت ژئوپلیتیکی در اختیار دارد.
➖ افزایش روابط اقتصادی دو کشور موجب شده روسیه بیش از گذشته به بازار، سرمایه، کالا و فناوری چین متکی شود؛ در مقابل، چین نیز از منابع انرژی، مواد خام و ظرفیتهای ژئوپلیتیکی روسیه بهره میبرد. بنابراین، روابط دو کشور همزمان دارای منافع متقابل و نوعی عدم تقارن ساختاری است.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
@tianxia_ir