شبا ك نیستی ؛ قادرم تا صبح برات حرف بزنم ؛
وقتی هستی نمیتونم بگم چون هستی حضور داری ، چون ممکنه اونموقع اشك بریزم ؛ ت کوچك دلی طاقت نداری ، نباید همون موقع بفهمی اشك ریختم ؛ ولی اگه فرداش خوندی و فهمیدی ؛ اونقدر غم تزریق نمیشه به قلبت ؛
اون قلب ، خونه منه!
اونجا نباید غبار غم روش باشه ؛ جانِمن !(:
بهش گفته بودم یه روز اسمتو عوض میکنم توی گوشیم ؛
و یه اسمی براش گذاشتم ك مطمئنم تا روزی توی کره خاکی نفس میکشه ؛ کسی به اون نام و نشون نه صداش میکنه ؛ نه سیوش میکنه ؛
و اون جزوئی از منه..!
وقتی یکی بهم میگه - درکم نمیکنی - ؛
اینجوریه ك بُرندهترین چاقو رو از توی آشپزخونه انتخاب کرده ؛ برمیداره ؛
میکنه تو قلبم ؛ در میاره ، باز میبرتش تو ؛
و اینو هی تکرار میکنه ؛
و پوست سرمو با قیچی از وسط جدا میکنه ؛
درش میاره ؛ میزاره زیر ماشینش ؛ و از روش رد میشه ؛
بعدش پخ مغزم میپاچه کف خیابون . . .
من برا کسی آهنگ نمیفرستم ؛
اگه فرستادم بدون ی چی هست ك نمیتونم بهت بگم ؛
و چی بهتر از آهنگ ك مارو بهتر میفهمه به قول معروف و میشه هرانچه نتوان گفت ؛ با او گفت!(:
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
ولی من حاضرم هرکاری برای خندیدنت بکنم ؛ تا ذوق برق چشاتو ندیده بگی بهم .)
میفهمم ؛ که نمیفهمید چی میگم . .
- اگر لولهی تفنگ رو به روی من و تو بود ؛
دردِ نبود تو انقدر برای من بزرگ بود که
بلندشم و
لولهی تفنگ و بذارم روی پیشونیم
تا فقط لحظهای نبینم نبودن تو رو ..
تو همچین کسی و از دست دادی !
تو مثل من و کجا میخوای پیدا کنی ؟
من تو رو از جون و تنمم
بیشتر دوست داشتم !